گنجور

النوبة الثالثة

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «بسم اللَّه» الذی خلق الانسان من علق و ابدی الصّباح من الفلق، و انشأ السّماوات طبقا فوق طبق. لا مغلق لما فتح و لا فاتح لما اغلق، اودع ادراک البصر فی الحدق، و رکب الکلام فی اللّسان و انطق. ربّ الضّیاء و الشّفق، و اللیل و ما وسق. و القمر اذا اتسق.

نام خداوندی که طوق یادش در رقاب احباب است و اشباح مریدان زیر سطوات عزّش خرابست، بس جگرها که در آتش دوستی او کبابست، بسا عزیزا که بدل می‌سوزد و بتن در عذابست، بسا مشتاقا که در بادیه طلب در آرزوی قطره‌ای آبست، چون پنداشت که رسید، بدانست که آنچه دید سرابست!

منزلگه عشق تو دل احبابست
در قصّه عشق تو هزاران بابست.

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ راه عامّه بندگان آنست که پیوسته از شرّ بدان و کید کائدان و حسد حاسدان و بد افتاد جهان استعاذت می‌کنند بخداوند جهانیان، بحکم ظاهر این سوره. ازینجا گفت مصطفی (ص): «تعوّذوا باللّه من جهد البلاء و درک الشّقاء و سوء القضاء و شماتة الاعداء».

و کان (ص) یقول: «اللّهمّ انّی اعوذ بک من العجز و الکسل و الجبن و البخل و الهرم و عذاب القبر، اللّهمّ انّی اعوذ بک من الفقر و القلّة و الذّلّة و اعوذ بک ان اظلم او اظلم و اعوذ بک من الشّقاق و النّفاق و سوء الاخلاق».

اینست طریقه عامّه مومنان: ظاهر شریعت بکار داشتن و هنگام بلاء دست در دعا و تضرّع زدن و از حقّ جلّ جلاله عافیت خواستن. امّا راه جوانمردان طریقت و ارباب حقیقت تسلیم و رضاست و الیه الاشارة بقوله: «إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» و یقال: دع التّدبیر الی من خلقک تسترح. تدبیر کار با خداوندگار گذار، تصرّف در آفریده آفریدگار را مسلّم دار، از راه اعتراض برخیز، تعرّض و فضول مکن، از درگاه او معرض مباش، او را وکیل و کفیل و کارساز خود دان، تا این فرمان را ممتثل باشی که: «فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا» هر دل که در او تسلیم و رضا جمع شد، بنقد آن تن قرین سلامت گشت، و آن سینه دست از آفات بشریّت مسلّم شد، تسلیم درجه ذبیح و خلیل است (ع). خلیل را خطاب آمد که «اسلم». جواب داد که: «اسلمت» پسر از پدر نشان تسلیم دید، بتعلیم پدر لباس تسلیم پوشید قرآن مجید از تسلیم پدر و پسر خبر داد که: «فَلَمَّا أَسْلَما» تسلیم درین جهان مسمار دین است و در آن جهان مفتاح دار السّلام. رضا آنست که بنده‌ای بر پسند باشی و بهر چه رود خرسند باشی و منتظر قضای خداوند باشی، و تسلیم آنست که کار آفریده بآفریدگار باز گذاری.

خود تن بقضا در ده و خود سرکش باش
جز آن نبود که تو نخواهی، خوش باش!

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «بسم اللَّه» الذی خلق الانسان من علق و ابدی الصّباح من الفلق، و انشأ السّماوات طبقا فوق طبق. لا مغلق لما فتح و لا فاتح لما اغلق، اودع ادراک البصر فی الحدق، و رکب الکلام فی اللّسان و انطق. ربّ الضّیاء و الشّفق، و اللیل و ما وسق. و القمر اذا اتسق.
هوش مصنوعی: آغاز می‌کنم به نام خداوند رحمان و رحیم، همان که انسان را از چیزی خفیف خلق کرد و صبح را از تاریکی بیدار کرد و آسمان‌ها را یکی پس از دیگری بنا نهاد. هیچ چیز نمی‌تواند آنچه را که او گشوده بسته کند و هیچ چیز نمی‌تواند آنچه را که او بسته گشوده کند. او درک بینایی را در چشم‌ها جای داد و توان کلام را در زبان قرار داد و صحبت را به وجود آورد. او پروردگار نور و غروب‌ها و شب و تمام آنچه در آن است، و همچنین ماه است زمانی که به زیبایی می‌تابد.
نام خداوندی که طوق یادش در رقاب احباب است و اشباح مریدان زیر سطوات عزّش خرابست، بس جگرها که در آتش دوستی او کبابست، بسا عزیزا که بدل می‌سوزد و بتن در عذابست، بسا مشتاقا که در بادیه طلب در آرزوی قطره‌ای آبست، چون پنداشت که رسید، بدانست که آنچه دید سرابست!
هوش مصنوعی: نام خداوندی است که یاد او همچون گردن‌بند در میان دوستانش در حال جلوه‌گری است و ارواح مریدان زیر سایه‌های عظمتش در حال ویرانی هستند. بسیارند قلب‌هایی که در آتش عشق او در حال سوختن‌اند و بسیاری عزیزان هستند که دلشان می‌سوزد و بدنشان در عذاب است. عشق به او موجب شده است که بسیاری از مشتاقان در بیابانِ جستجو، در آرزوی یک قطره آب زندگی کنند و زمانی که گمان کردند به مقصد رسیده‌اند، متوجه شدند آنچه دیده‌اند فقط سراب است.
منزلگه عشق تو دل احبابست
در قصّه عشق تو هزاران بابست.
هوش مصنوعی: محل و اقامتگاه عشق تو قلب دوستان است و در داستان عشق تو، هزاران فصل و ماجرا وجود دارد.
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ راه عامّه بندگان آنست که پیوسته از شرّ بدان و کید کائدان و حسد حاسدان و بد افتاد جهان استعاذت می‌کنند بخداوند جهانیان، بحکم ظاهر این سوره. ازینجا گفت مصطفی (ص): «تعوّذوا باللّه من جهد البلاء و درک الشّقاء و سوء القضاء و شماتة الاعداء».
هوش مصنوعی: بگویید: «به پروردگار سپیده دم پناه می‌برم از شر آنچه که آفریده است». این راهی است که عموم بندگان همیشگی برای در امان ماندن از شر این افراد بد، توطئه‌گران، حسودان و بدی‌های جهانی دارند. آنها با توسل به خداوند جهانیان از ایشان استغاثه می‌کنند. از اینجا پیامبر (ص) فرمودند: «از خداوند به خاطر سختی بلا، رسیدن به بدبختی، قضا و قدر ناپسند و شادی دشمنان پناه ببرید».
و کان (ص) یقول: «اللّهمّ انّی اعوذ بک من العجز و الکسل و الجبن و البخل و الهرم و عذاب القبر، اللّهمّ انّی اعوذ بک من الفقر و القلّة و الذّلّة و اعوذ بک ان اظلم او اظلم و اعوذ بک من الشّقاق و النّفاق و سوء الاخلاق».
هوش مصنوعی: حضرت رسول (ص) دعای خاصی داشتند که در آن از خداوند درخواست می‌کردند تا آنها را از عواملی چون ناتوانی، کسلی، ترس، بخلی، پیری و عذاب قبر محافظت کند. همچنین از خدا می‌خواستند که از فقر، کمبود، ذلت و ظلم به دیگران و همچنین ظلم دیدن و نیز از نفاق، اختلاف و بدخلق بودن در امان بمانند.
اینست طریقه عامّه مومنان: ظاهر شریعت بکار داشتن و هنگام بلاء دست در دعا و تضرّع زدن و از حقّ جلّ جلاله عافیت خواستن. امّا راه جوانمردان طریقت و ارباب حقیقت تسلیم و رضاست و الیه الاشارة بقوله: «إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» و یقال: دع التّدبیر الی من خلقک تسترح. تدبیر کار با خداوندگار گذار، تصرّف در آفریده آفریدگار را مسلّم دار، از راه اعتراض برخیز، تعرّض و فضول مکن، از درگاه او معرض مباش، او را وکیل و کفیل و کارساز خود دان، تا این فرمان را ممتثل باشی که: «فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا» هر دل که در او تسلیم و رضا جمع شد، بنقد آن تن قرین سلامت گشت، و آن سینه دست از آفات بشریّت مسلّم شد، تسلیم درجه ذبیح و خلیل است (ع). خلیل را خطاب آمد که «اسلم». جواب داد که: «اسلمت» پسر از پدر نشان تسلیم دید، بتعلیم پدر لباس تسلیم پوشید قرآن مجید از تسلیم پدر و پسر خبر داد که: «فَلَمَّا أَسْلَما» تسلیم درین جهان مسمار دین است و در آن جهان مفتاح دار السّلام. رضا آنست که بنده‌ای بر پسند باشی و بهر چه رود خرسند باشی و منتظر قضای خداوند باشی، و تسلیم آنست که کار آفریده بآفریدگار باز گذاری.
هوش مصنوعی: روش عمومی مومنان این است که ظاهر شریعت را رعایت کنند و در مواقع بلا دست به دعا و درخواست عافیت از خداوند بزنند. اما مردان دلیر و کسانی که به حقیقت نزدیکند، راه تسلیم و رضا را در پیش می‌گیرند. به معنای این است که خود را به خداوند بسپارند و از تدبیر امور خود بگذارند. به خداوند توکل کرده و او را وکیل و حامی خود بدانند. کسی که در دلش تسلیم و رضا باشد، بدن او در برابر آفات بشر سالم خواهد ماند. داستان ابراهیم و پسرش نشان‌دهنده همین تسلیم و اطاعت است؛ زمانی که خطاب به ابراهیم آمد که تسلیم شو، او پاسخ داد که «تسلیم شده‌ام». تسلیم در این دنیا بنیاد دین است و در آن دنیا کلید آرامش. رضا به معنای خوشنودی بنده از آنچه خداوند می‌فرستد و انتظار حوادث الهی را داشتن است؛ و تسلیم یعنی واگذاری امور آفریده به آفریدگار.
خود تن بقضا در ده و خود سرکش باش
جز آن نبود که تو نخواهی، خوش باش!
هوش مصنوعی: خودت را تسلیم سرنوشت کن و از آنچه که در دست تقدیر است ناراحت نباش. تنها چیزی که می‌تواند تو را ناراحت کند، تمایل خودت به نارضایتی است؛ پس سعی کن که شاد باش.