گنجور

النوبة الاولى

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان‌

لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ (۱) سوگند میخورم بروز رستاخیز.

وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (۲) و سوگند میخورم بتن نکوهنده.

أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ می‌پندارد این مردم أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ (۳) که ما فراهم نیاریم اندامان و استخوانهای او ؟

بَلی‌ قادِرِینَ آری کنیم و آن را توانایانیم عَلی‌ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ (۴) بر آنکه راست کنیم اندامان او تا بندهای انگشتان او هم چنان که بود.

بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ (۵) آری میخواهد این مردم که دروغ شمرد هر چه فرا پیش اوست.

یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ (۶) می‌پرسد که روز رستاخیز کی؟

فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ (۷) آن گاه که چشم در چشم خانه روشن بتاود.

وَ خَسَفَ الْقَمَرُ (۸) و در چشم او ماه تاریک گردد.

کَلَّا نگریزد و نتواند لا وَزَرَ (۱۱) پناه جای نیست او را.

وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ (۹) و روز و شب باو یکسان.

إِلی‌ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ (۱۲)

یَقُولُ الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ مردم میگوید آن روز أَیْنَ الْمَفَرُّ (۱۰) کجا گریزم؟

با خداوند تو است آن روز شدن و آرامیدن و باز گشتن.

یُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ آگاه کنند آن روز مردم را بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ (۱۳) بهر چه از پیش فرستاد از کرد و کار، یا از پس خویش گذاشت از نهاد بد یا نیک.

بَلِ الْإِنْسانُ عَلی‌ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ (۱۴) این آدمی خود را نیک شناسد و در خود نیک داند.

وَ لَوْ أَلْقی‌ مَعاذِیرَهُ (۱۵) و هر چند که خود را می‌حجّت و عذر آرد و می‌سازد.

لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ (۱۶) زبان خود مجنبان شتابیدن را به قرآن.

إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ (۱۷) بر ما که قرآن بر تو خوانیم و در یاد تو داریم.

فَإِذا قَرَأْناهُ‌ چون ما بر تو خواندیم فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (۱۸) آن گه تو از پس وا میخوان.

ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ (۱۹) و آن گاه بر ما که احکام آن پیغام خویش ترا پیدا کنیم.

کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ (۲۰) آری شما می‌دوست دارید این جهان نزدیک فرادست و شتابنده بخلق.

وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ (۲۱) و جهان پسین می‌گذارید.

وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ (۲۲) رویهاست آن روز از شادی تازه.

إِلی‌ رَبِّها ناظِرَةٌ (۲۳) بخداوند خویش نگران.

وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ (۲۴) و رویهاست آن روز از اندوه گرفته و فراهم کشیده.

تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ (۲۵) که درست میداند که هر چه بتر بود باو ببود.

کَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ (۲۶) براستی آن وقت که جان بچنبر گردن رسد

وَ قِیلَ مَنْ راقٍ (۲۷) و می‌گویند کدام پزشک است که افسون کند؟

وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ (۲۸) و بدانست مردم که از دنیا می‌جدا شود.

وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ (۲۹) و پای او در کفن می‌پیچیدند و گور را بساختند.

إِلی‌ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَساقُ او را بسوی خداوند تو راندند و با او بردند.

فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّی (۳۱) صدقه و زکاة نداد و نماز نکرد.

وَ لکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّی (۳۲) لکن دروغ زن گرفت و از پذیرفتن برگشت.

ثُمَّ ذَهَبَ إِلی‌ أَهْلِهِ یَتَمَطَّی (۳۳) آن گه با کسان خویش شد خرامان.

أَوْلی‌ لَکَ فَأَوْلی‌ (۳۴) در رسید آنچه از آن میترسیدی گریز.

ثُمَّ أَوْلی‌ لَکَ فَأَوْلی‌ (۳۵) باز در رسید آنچه از آن می‌ترسیدی گریز.

أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ می‌پندارد مردم أَنْ یُتْرَکَ سُدیً (۳۶) که او را فرو گذارند ناانگیخت و ناپرسید؟

أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی‌ (۳۷) نه نطفه‌ای بود نخست که بیفکندند.

ثُمَّ کانَ عَلَقَةً آن گه پس از آن خونی بسته فَخَلَقَ فَسَوَّی (۳۸) خداوند تو آن را بیافرید و صورت و اندام راست کرد.

فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی‌ (۳۹) و از آن دو همتا آفرید نر و ماده.

أَ لَیْسَ ذلِکَ بِقادِرٍ عَلی‌ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتی‌ (۴۰) او که آن را کرد نه توانا است و قادر بر آنکه مردگان را زنده کند.

اطلاعات

منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان‌
هوش مصنوعی: به نام خداوندی که بخشنده و مهربان است.
لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ (۱) سوگند میخورم بروز رستاخیز.
هوش مصنوعی: به روز قیامت سوگند می‌خورم.
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ (۲) و سوگند میخورم بتن نکوهنده.
هوش مصنوعی: من به نفس نکوهنده سوگند می‌خورم.
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ می‌پندارد این مردم أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ (۳) که ما فراهم نیاریم اندامان و استخوانهای او ؟
هوش مصنوعی: آیا انسان گمان می‌کند که ما نمی‌توانیم استخوان‌های او را دوباره جمع کنیم؟
بَلی‌ قادِرِینَ آری کنیم و آن را توانایانیم عَلی‌ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ (۴) بر آنکه راست کنیم اندامان او تا بندهای انگشتان او هم چنان که بود.
هوش مصنوعی: بله، ما قادر هستیم و می‌توانیم او را به گونه‌ای درست کنیم که انگشتانش نیز به همان شکلی که بودند، باقی بمانند.
بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ (۵) آری میخواهد این مردم که دروغ شمرد هر چه فرا پیش اوست.
هوش مصنوعی: بله، انسان می‌خواهد که آنگونه که می‌پسندد، همه چیز را در مقابل خود باز کند و بی‌پروا عمل کند.
یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ (۶) می‌پرسد که روز رستاخیز کی؟
هوش مصنوعی: می‌پرسد روز قیامت کی خواهد بود؟
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ (۷) آن گاه که چشم در چشم خانه روشن بتاود.
هوش مصنوعی: زمانی که چشم نورانی و درخشان می‌شود.
وَ خَسَفَ الْقَمَرُ (۸) و در چشم او ماه تاریک گردد.
هوش مصنوعی: و ماه در نظر او تاریک می‌شود.
کَلَّا نگریزد و نتواند لا وَزَرَ (۱۱) پناه جای نیست او را.
هوش مصنوعی: هرگز نمی‌تواند فرار کند و جایی برای پناه بردن ندارد.
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ (۹) و روز و شب باو یکسان.
هوش مصنوعی: خورشید و ماه جمع خواهند شد و روز و شب برای او یکسان خواهد بود.
إِلی‌ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ (۱۲)
هوش مصنوعی: در آن روز به سوی پروردگارت برمی‌گردی و در آنجا قرار می‌گیری.
یَقُولُ الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ مردم میگوید آن روز أَیْنَ الْمَفَرُّ (۱۰) کجا گریزم؟
هوش مصنوعی: انسان در آن روز می‌گوید: کجا می‌توانم فرار کنم؟
با خداوند تو است آن روز شدن و آرامیدن و باز گشتن.
هوش مصنوعی: در آن روز، فقط با خداوند همراه خواهی بود و آرامش را تجربه خواهی کرد و به سوی او باز خواهی گشت.
یُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ آگاه کنند آن روز مردم را بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ (۱۳) بهر چه از پیش فرستاد از کرد و کار، یا از پس خویش گذاشت از نهاد بد یا نیک.
هوش مصنوعی: در آن روز، انسان به آنچه که انجام داده و چه چیزی را به تأخیر انداخته است، آگاه می‌شود. او به یاد می‌آورد که چه اعمالی را پیش از این انجام داده و چه کارهایی را به خاطر خودش پشت سر گذاشته است؛ خواه آن اعمال نیک بوده باشند یا بد.
بَلِ الْإِنْسانُ عَلی‌ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ (۱۴) این آدمی خود را نیک شناسد و در خود نیک داند.
هوش مصنوعی: انسان به خوبی می‌تواند خود را شناخته و درک کند.
وَ لَوْ أَلْقی‌ مَعاذِیرَهُ (۱۵) و هر چند که خود را می‌حجّت و عذر آرد و می‌سازد.
هوش مصنوعی: و حتی اگر او دلایلی برای توجیه خود بیاورد و عذرهایی برای کارهایش بسازد.
لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ (۱۶) زبان خود مجنبان شتابیدن را به قرآن.
هوش مصنوعی: زبان خود را برای شتاب در خواندن قرآن حرکت نده.
إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ (۱۷) بر ما که قرآن بر تو خوانیم و در یاد تو داریم.
هوش مصنوعی: بر عهده ما است که قرآن را بر تو جمع کنیم و آن را به یاد تو بیاوریم.
فَإِذا قَرَأْناهُ‌ چون ما بر تو خواندیم فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (۱۸) آن گه تو از پس وا میخوان.
هوش مصنوعی: زمانی که ما قرآن را بر تو خواندیم، پس تو باید به آن گوش فرا دهی و دنبال آن بروی.
ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ (۱۹) و آن گاه بر ما که احکام آن پیغام خویش ترا پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: پس وظیفه ما این است که آن را توضیح دهیم و احکام این پیام را برای شما روشن کنیم.
کَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ (۲۰) آری شما می‌دوست دارید این جهان نزدیک فرادست و شتابنده بخلق.
هوش مصنوعی: شما به شدت به این دنیا و لذت‌های آن علاقه‌مند هستید و تمایل دارید که از تجربیات و خوشی‌های فوری و سریع برخوردار شوید.
وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ (۲۱) و جهان پسین می‌گذارید.
هوش مصنوعی: شما به جهان آخرت توجه نمی‌کنید و آن را نادیده می‌گیرید.
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ (۲۲) رویهاست آن روز از شادی تازه.
هوش مصنوعی: در آن روز، چهره‌ها شاداب و خرم خواهند بود.
إِلی‌ رَبِّها ناظِرَةٌ (۲۳) بخداوند خویش نگران.
هوش مصنوعی: به سوی پروردگارشان چشم دوخته‌اند.
وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ (۲۴) و رویهاست آن روز از اندوه گرفته و فراهم کشیده.
هوش مصنوعی: در آن روز، چهره‌ها از ناراحتی و غم گرفته و جمع شده خواهد بود.
تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ (۲۵) که درست میداند که هر چه بتر بود باو ببود.
هوش مصنوعی: او گمان می‌کند که ممکن است با او کارهای ناپسند و بدی انجام شود، در حالی که به خوبی می‌داند هر چه بدتر باشد، با او روبرو خواهد شد.
کَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ (۲۶) براستی آن وقت که جان بچنبر گردن رسد
هوش مصنوعی: هرگز، وقتی جان به گلو برسد.
وَ قِیلَ مَنْ راقٍ (۲۷) و می‌گویند کدام پزشک است که افسون کند؟
هوش مصنوعی: و مردمی می‌پرسند: کدام پزشک وجود دارد که بتواند جادو کند؟
وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ (۲۸) و بدانست مردم که از دنیا می‌جدا شود.
هوش مصنوعی: و او فکر کرد که جدایی از دنیا نزدیک است و مردم نیز متوجه شدند که او از دنیا می‌رود.
وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ (۲۹) و پای او در کفن می‌پیچیدند و گور را بساختند.
هوش مصنوعی: و پای او در کفن به دور پای دیگرش پیچیده شده بود و گور را آماده کردند.
إِلی‌ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَساقُ او را بسوی خداوند تو راندند و با او بردند.
هوش مصنوعی: در آن روز او را به سوی خداوندش روانه کردند و با خود بردند.
فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّی (۳۱) صدقه و زکاة نداد و نماز نکرد.
هوش مصنوعی: او نه زکات داد و نه نماز خواند.
وَ لکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّی (۳۲) لکن دروغ زن گرفت و از پذیرفتن برگشت.
هوش مصنوعی: اما او دروغ گفت و از پذیرش باز ماند.
ثُمَّ ذَهَبَ إِلی‌ أَهْلِهِ یَتَمَطَّی (۳۳) آن گه با کسان خویش شد خرامان.
هوش مصنوعی: سپس به سوی خانواده‌اش رفت و با لذت و راحتی قدم برداشت.
أَوْلی‌ لَکَ فَأَوْلی‌ (۳۴) در رسید آنچه از آن میترسیدی گریز.
هوش مصنوعی: برای تو مناسب‌تر است که از آنچه می‌ترسی فرار کنی.
ثُمَّ أَوْلی‌ لَکَ فَأَوْلی‌ (۳۵) باز در رسید آنچه از آن می‌ترسیدی گریز.
هوش مصنوعی: سپس به تو برمی‌گردد آنچه از آن وحشت داشتی، پس از آن دوری کن.
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ می‌پندارد مردم أَنْ یُتْرَکَ سُدیً (۳۶) که او را فرو گذارند ناانگیخت و ناپرسید؟
هوش مصنوعی: آیا انسان تصور می‌کند که او بی‌هدف رها خواهد شد و هیچ‌گونه سوالی از او نمی‌شود؟
أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی‌ (۳۷) نه نطفه‌ای بود نخست که بیفکندند.
هوش مصنوعی: آیا او فقط یک نطفه از مایع منی نبود که ابتدا افکنده شد؟
ثُمَّ کانَ عَلَقَةً آن گه پس از آن خونی بسته فَخَلَقَ فَسَوَّی (۳۸) خداوند تو آن را بیافرید و صورت و اندام راست کرد.
هوش مصنوعی: سپس آن چیز به صورت لخته خونی درآمد و خداوند آن را آفرید و شکل و اندام مناسبی برای آن قرار داد.
فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثی‌ (۳۹) و از آن دو همتا آفرید نر و ماده.
هوش مصنوعی: از آن دو همتا، یعنی نر و ماده را آفرید.
أَ لَیْسَ ذلِکَ بِقادِرٍ عَلی‌ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتی‌ (۴۰) او که آن را کرد نه توانا است و قادر بر آنکه مردگان را زنده کند.
هوش مصنوعی: آیا او که این کار را انجام داده، توانایی زنده کردن مردگان را ندارد؟