گنجور

النوبة الاولى

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.

وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ (۳) خداوند خویش را بزرگ دان.

یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ (۱) ای جامه در خویشتن کشیده.

وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ (۴) جامه خویش پاک دار.

قُمْ فَأَنْذِرْ (۲) خیز و مردمان را آگاه کن.

وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (۵) و از بدنامی دوری جوی.

وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ (۶) و چیز مده تا ترا به از آن دهند، سپاس منه بکردار خویش بآنکه فعل خویش پسندی و آن را فراوان داری.

وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (۷) و از بهر خداوند خویش شکیبایی کن.

فَذلِکَ یَوْمَئِذٍ آن روز هن یَوْمٌ عَسِیرٌ (۹) روزی دشوار است.

فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ (۸) آن گه که دردمند در صور.

عَلَی الْکافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ (۱۰) بر کافران نه آسان است.

ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً (۱۱) گذار مرا و آن مرد که او را بیافریدم و او تنها بود بی کس و بی چیز.

وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً (۱۲) و مال دادم پیوسته در زیادت و بر افزونی.

وَ بَنِینَ شُهُوداً (۱۳) و پسران دادم پیش او بهم.

وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً (۱۴) و او را مهتری دادم و کار ساختم کار ساختنی‌

ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ (۱۵) و آن گه بس می اومید دارد که تا افزایم.

کَلَّا نیفزایم إِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً (۱۶) او از سخن و پیغام ما باز نشست و گردن کشید.

سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً (۱۷) آری فرا سر او نشانم عذابی سهمگین سخت.

إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ (۱۸) او در اندیشید و باز انداخت با خود.

فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۱۹) بنفریدند او را چون باز انداخت با خود.

ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۲۰) و باز نفریدند او را چون باز انداخت با خود.

ثُمَّ نَظَرَ (۲۱) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ (۲۲) پس نگرست‌
و روی ترش کرد و ناخوش.

ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ (۲۳) انگه پشت برگردانید و گردن کشید.

فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ (۲۴) و گفت: این نیست مگر جادویی که از کسی می و از گویند و می‌آموزند.

إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ (۲۵) نیست این مگر قول مردمان.
سَأُصْلِیهِ سَقَرَ (۲۶) آری سوختن را بسقر رسانیم او را.

وَ ما أَدْراکَ ما سَقَرُ (۲۷) و چه دانا کرد ترا و چون نیک دانی که سقر چیست؟

لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ (۲۸) نه گوشت گذارد ناسوخته و نه استخوان.

لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (۲۹) روی و پوست و دست و پای سیاه می‌کند و می‌سوزد.

عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ (۳۰) بر تاویدن دوزخ و عذاب کردن اهل آن را از فریشتگان نوزده سالار است.

وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِکَةً و دوزخ سازان جز از فریشتگان نیافریدیم وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ و این شماره نوزده ایشان نکردیم. إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا مگر شورانیدن دل ناگرویدگان را. لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ تا بیگمان گردند ایشان که ایشان را تورات دادند. وَ یَزْدادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیماناً (۳۱) و مؤمن بپذیرد تا بر ایمان ایمان افزاید. وَ لا یَرْتابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ (۳۲) و نه تورات خوانان را گمان ماند و نه قرآن خوانان را وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ و تا منافقان بیماردلان گویند و ناگرویدگان ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا (۳۳) این سخن بر چه سان است که اللَّه میگوید کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ آری چنان گمراه کند آن را که خواهد و راه نماید آن را که خواهد. وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ و شمار سپاه خداوند تو جز از خداوند تو نداند. وَ ما هِیَ إِلَّا ذِکْری‌ لِلْبَشَرِ (۳۴) و نیست دوزخ و سخن آن مگر پند مردمان را.

«کَلَّا» براستی که نه چنانست که ایشان میگویند وَ الْقَمَرِ (۳۵)

وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ (۳۶) بماه و بشب تاریک که از پس روز میآید.

وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ (۳۷) و بامداد که روشن شود.

إِنَّها لَإِحْدَی الْکُبَرِ (۳۸) باین سوگندان که دوزخ از بزرگها و مهینها یکی است.

نَذِیراً لِلْبَشَرِ (۳۹) بیم نمودنی مردمان را.

لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ هر کس را که خواهد از شما أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ (۴۰) هر که پای فرا پیش نهد یا پای با پس نهد.

کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ هر تنی بکرد خویش گروگان است.
از دوزخیان.
إِلَّا أَصْحابَ الْیَمِینِ (۴۱) مگر اصحاب راست دست.
ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ (۴۳) چه چیز شما را در دوزخ کرد.
فِی جَنَّاتٍ ایشان در بهشتهای‌اند یَتَساءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِینَ (۴۲) می پرسند
قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ (۴۴) گویند: ما از نماز گران نبودیم.

وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ (۴۵) و درویش را طعام ندادیم.

وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ (۴۶) و با خداوندان باطل در باطل میرفتیم.

وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ (۴۷) و روز شمار دروغ زن میگرفتیم.

حَتَّی أَتانَا الْیَقِینُ (۴۸) آن گه که کی بی گمان بما آمد.

فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ (۴۹) فردا سود ندارد ایشان را شفاعت شفاعت خواهان.

فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ (۵۰) چه رسیدست ایشان را که از چنین پند روی گردانیده دارند

کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ (۵۱) گویی خرانند رمانیده و ترسانیده‌

فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ (۵۲) که از شیر گریخته یا در دشت از صیاد گریخته.

بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ بلکه میخواهد هر یکی از مشرکان قریش أَنْ یُؤْتی‌ صُحُفاً مُنَشَّرَةً (۵۳) که ببالین هر یکی نامه‌ای بنهند گشاده و مهر برگرفته.

«کَلَّا» نبود و نکنند این بَلْ لا یَخافُونَ الْآخِرَةَ (۵۳) بلکه ایشان از رستاخیز نمی‌ترسند.

کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ براستی که این پند دادنی است و در یاد دادنی.

فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ (۵۴) تا هر که خواهد آن را یاد دارد و یاد کند.

وَ ما یَذْکُرُونَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ و یاد نکنند و یاد ندارند مگر که اللَّه خواهد، هُوَ أَهْلُ التَّقْوی‌ او بجای آنست و سزای آنست که بپرهیزند از معصیت او وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ (۵۵) و بجای آنست و سزای آنست که بیامرزد او را که معصیت کند.

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
هوش مصنوعی: با نام خداوندی که بخشنده و مهربان است.
وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ (۳) خداوند خویش را بزرگ دان.
هوش مصنوعی: خداوند خود را بزرگ بشمار.
یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ (۱) ای جامه در خویشتن کشیده.
هوش مصنوعی: ای کسی که خود را در پوشش پنهان کرده‌ای.
وَ ثِیابَکَ فَطَهِّرْ (۴) جامه خویش پاک دار.
هوش مصنوعی: و لباس‌هایت را پاک نگه‌دار.
قُمْ فَأَنْذِرْ (۲) خیز و مردمان را آگاه کن.
هوش مصنوعی: بخیز و مردم را آگاه کن.
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ (۵) و از بدنامی دوری جوی.
هوش مصنوعی: از کارهای ناپسند دوری کن.
وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ (۶) و چیز مده تا ترا به از آن دهند، سپاس منه بکردار خویش بآنکه فعل خویش پسندی و آن را فراوان داری.
هوش مصنوعی: چیزهایی که به دیگران می‌دهی، با نیت این‌که انتظار بیشتر داشته باشی، محدود نکن. کارهای خود را به خاطر خویشتن دوستی انجام ده و به جای انتظار پاداش، تلاش کن که آنچه کرده‌ای را دوست داشته باشی و بر آن ادامه دهی.
وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (۷) و از بهر خداوند خویش شکیبایی کن.
هوش مصنوعی: برای خداوندت صبر و استقامت داشته باش.
فَذلِکَ یَوْمَئِذٍ آن روز هن یَوْمٌ عَسِیرٌ (۹) روزی دشوار است.
هوش مصنوعی: آن روز، روزی سخت و دشوار است.
فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ (۸) آن گه که دردمند در صور.
هوش مصنوعی: آنگاه که در صور دمیده شود.
عَلَی الْکافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ (۱۰) بر کافران نه آسان است.
هوش مصنوعی: بر کافران کار سختی وجود دارد.
ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً (۱۱) گذار مرا و آن مرد که او را بیافریدم و او تنها بود بی کس و بی چیز.
هوش مصنوعی: مرا رها کن و آن کسانی را که من خلق کرده‌ام و او تنها و بی‌کس است.
وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً (۱۲) و مال دادم پیوسته در زیادت و بر افزونی.
هوش مصنوعی: و به او ثروتی بسیار و انبوه بخشیدم.
وَ بَنِینَ شُهُوداً (۱۳) و پسران دادم پیش او بهم.
هوش مصنوعی: و پسرانی را در کنار او قرار دادم.
وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً (۱۴) و او را مهتری دادم و کار ساختم کار ساختنی‌
هوش مصنوعی: و برای او زمینه را فراهم کردم و او را به سمت مهتری و رهبری هدایت کردم.
ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ (۱۵) و آن گه بس می اومید دارد که تا افزایم.
هوش مصنوعی: سپس او بسیار امیدوار است که من به او چیزی بیشتر بیفزایم.
کَلَّا نیفزایم إِنَّهُ کانَ لِآیاتِنا عَنِیداً (۱۶) او از سخن و پیغام ما باز نشست و گردن کشید.
هوش مصنوعی: قطعاً او را بیشتر نمی‌افزایم، زیرا او در برابر پیام‌های ما سرکشی و نافرمانی کرده است.
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً (۱۷) آری فرا سر او نشانم عذابی سهمگین سخت.
هوش مصنوعی: من بر او عذابی شدید و دشوار نازل خواهم کرد.
إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ (۱۸) او در اندیشید و باز انداخت با خود.
هوش مصنوعی: او در مورد چیزی فکر کرد و آن را با خود ارزیابی کرد.
فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۱۹) بنفریدند او را چون باز انداخت با خود.
هوش مصنوعی: او را کشتند و به طرز عجیبی در موردش قضاوت کردند.
ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (۲۰) و باز نفریدند او را چون باز انداخت با خود.
هوش مصنوعی: سپس او کشته شد، چگونه به این چنین سرنوشتی دچار شد و دیگران او را به حال خود رها نکردند و او را به خودشان نسبت دادند.
ثُمَّ نَظَرَ (۲۱) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ (۲۲) پس نگرست‌
و روی ترش کرد و ناخوش.
هوش مصنوعی: سپس نگاه کرد و با ناراحتی و چهره‌ای برافروخته به‌دور خود چشم دوخت.
ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ (۲۳) انگه پشت برگردانید و گردن کشید.
هوش مصنوعی: سپس او پشت کرد و متکبرانه رفتار کرد.
فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ (۲۴) و گفت: این نیست مگر جادویی که از کسی می و از گویند و می‌آموزند.
هوش مصنوعی: او گفت: این تنها یک جادو است که آن را از کسی می‌گیرند و یاد می‌گیرند.
إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ (۲۵) نیست این مگر قول مردمان.
سَأُصْلِیهِ سَقَرَ (۲۶) آری سوختن را بسقر رسانیم او را.
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که آنچه گفته شده تنها سخنی از سوی انسان‌هاست و در واقع حقیقتی در آن نیست. سپس بیان می‌کند که این شخص را به عذابی سخت و سوزان خواهیم سپرد.
وَ ما أَدْراکَ ما سَقَرُ (۲۷) و چه دانا کرد ترا و چون نیک دانی که سقر چیست؟
هوش مصنوعی: و تو چه می‌دانی سقر چیست؟
لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ (۲۸) نه گوشت گذارد ناسوخته و نه استخوان.
هوش مصنوعی: نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه چیزی را دور می‌اندازد؛ نه گوشت نپخته‌ای را می‌گذارد و نه استخوانی را.
لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (۲۹) روی و پوست و دست و پای سیاه می‌کند و می‌سوزد.
هوش مصنوعی: سیاهی و سوختگی بر روی صورت، پوست و دست و پاها ایجاد می‌کند.
عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ (۳۰) بر تاویدن دوزخ و عذاب کردن اهل آن را از فریشتگان نوزده سالار است.
هوش مصنوعی: دوزخیان تحت نظر نوزده فرشته مسئول عذاب قرار دارند.
وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِکَةً و دوزخ سازان جز از فریشتگان نیافریدیم وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ و این شماره نوزده ایشان نکردیم. إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا مگر شورانیدن دل ناگرویدگان را. لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ تا بیگمان گردند ایشان که ایشان را تورات دادند. وَ یَزْدادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیماناً (۳۱) و مؤمن بپذیرد تا بر ایمان ایمان افزاید. وَ لا یَرْتابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ (۳۲) و نه تورات خوانان را گمان ماند و نه قرآن خوانان را وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکافِرُونَ و تا منافقان بیماردلان گویند و ناگرویدگان ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا (۳۳) این سخن بر چه سان است که اللَّه میگوید کَذلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ آری چنان گمراه کند آن را که خواهد و راه نماید آن را که خواهد. وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ و شمار سپاه خداوند تو جز از خداوند تو نداند. وَ ما هِیَ إِلَّا ذِکْری‌ لِلْبَشَرِ (۳۴) و نیست دوزخ و سخن آن مگر پند مردمان را.
هوش مصنوعی: ما دوزخیان را جز فرشتگان نیافریدیم و تعداد آنان را نیز تنها برای آزمایش کافران قرار دادیم تا دل‌های آنان متزلزل شود و کسانی که به آنها کتاب داده شده است، یقین پیدا کنند. ایمان مؤمنان نیز افزایش یابد و نه تورات‌خوانان و نه مؤمنان دچار شک نشوند. و کسانی که در دل‌هایشان بیماری دارند و کافران بگویند: خداوند از این مثل چه می‌خواهد؟ این سخن به چه معناست؟ خداوند کسانی را که بخواهد گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌نماید. و هیچ‌کس جز خود خداوند نمی‌داند که سپاه او چه تعداد است و این سخن جز پندی برای مردم نیست.
«کَلَّا» براستی که نه چنانست که ایشان میگویند وَ الْقَمَرِ (۳۵)
هوش مصنوعی: هرگز، چنین نیست که آن‌ها می‌گویند؛ و به ماه قسم.
وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ (۳۶) بماه و بشب تاریک که از پس روز میآید.
هوش مصنوعی: و به شب وقتی که به عقب می‌رود و پس از روز می‌آید.
وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ (۳۷) و بامداد که روشن شود.
هوش مصنوعی: و صبح هنگام که روشن می‌شود.
إِنَّها لَإِحْدَی الْکُبَرِ (۳۸) باین سوگندان که دوزخ از بزرگها و مهینها یکی است.
هوش مصنوعی: این یکی از چیزهای بزرگ است که دوزخ از بزرگ‌ترین‌ها و کوچک‌ترین‌ها یکی است.
نَذِیراً لِلْبَشَرِ (۳۹) بیم نمودنی مردمان را.
هوش مصنوعی: هشداری برای انسان‌ها.
لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ هر کس را که خواهد از شما أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ (۴۰) هر که پای فرا پیش نهد یا پای با پس نهد.
هوش مصنوعی: هر کسی از شما که بخواهد می‌تواند جلو بیفتد یا عقب بماند.
کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ هر تنی بکرد خویش گروگان است.
از دوزخیان.
هوش مصنوعی: هر انسانی به خاطر اعمال و کارهایی که انجام داده، در بند و وابسته است. این یعنی هر کسی مسئول کارهای خود است و عواقب آن را می‌پذیرد.
إِلَّا أَصْحابَ الْیَمِینِ (۴۱) مگر اصحاب راست دست.
ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ (۴۳) چه چیز شما را در دوزخ کرد.
هوش مصنوعی: مگر کسانی که در سمت راست قرار دارند. چه چیزی شما را به جهنم کشاند؟
فِی جَنَّاتٍ ایشان در بهشتهای‌اند یَتَساءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِینَ (۴۲) می پرسند
قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ (۴۴) گویند: ما از نماز گران نبودیم.
هوش مصنوعی: در بهشت‌ ها، مردم از سرنوشت گنهکاران می‌پرسند. آن‌ها با ناامیدی می‌گویند که ما هرگز در صف نمازگزاران نبوده‌ایم.
وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ (۴۵) و درویش را طعام ندادیم.
هوش مصنوعی: و ما به درویش غذا ندادیم.
وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِینَ (۴۶) و با خداوندان باطل در باطل میرفتیم.
هوش مصنوعی: و ما نیز با کسانی که به بیراهه می‌رفتند، همراه می‌شدیم.
وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ (۴۷) و روز شمار دروغ زن میگرفتیم.
هوش مصنوعی: ما به روز جزا و روز حساب دروغ می‌گفتیم و آن را نفی می‌کردیم.
حَتَّی أَتانَا الْیَقِینُ (۴۸) آن گه که کی بی گمان بما آمد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که یقین به ما رسید.
فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ (۴۹) فردا سود ندارد ایشان را شفاعت شفاعت خواهان.
هوش مصنوعی: فردا شفاعت کسانی که شفاعت می‌کنند به آنها فایده‌ای نخواهد رساند.
فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ (۵۰) چه رسیدست ایشان را که از چنین پند روی گردانیده دارند
هوش مصنوعی: چرا این افراد از یادآوری و پندهای الهی روی برگردانده‌اند؟
کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ (۵۱) گویی خرانند رمانیده و ترسانیده‌
هوش مصنوعی: گویی مانند خرهایی هستند که از جایی ترسیده و فرار کرده‌اند.
فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ (۵۲) که از شیر گریخته یا در دشت از صیاد گریخته.
هوش مصنوعی: او از شیر فرار کرده یا در دشت از صیاد می‌گریزد.
بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ بلکه میخواهد هر یکی از مشرکان قریش أَنْ یُؤْتی‌ صُحُفاً مُنَشَّرَةً (۵۳) که ببالین هر یکی نامه‌ای بنهند گشاده و مهر برگرفته.
هوش مصنوعی: هر یک از مشرکان قریش می‌خواهد که به او نامه‌هایی داده شود که به طور گشاده و بدون مهر، آماده شده باشند.
«کَلَّا» نبود و نکنند این بَلْ لا یَخافُونَ الْآخِرَةَ (۵۳) بلکه ایشان از رستاخیز نمی‌ترسند.
هوش مصنوعی: این افراد از روز قیامت نگران نیستند و هیچ ترسی از آن ندارند.
کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ براستی که این پند دادنی است و در یاد دادنی.
هوش مصنوعی: به یقین این یک یادآوری مهم است و حاوی درس‌هایی برای اندیشیدن است.
فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ (۵۴) تا هر که خواهد آن را یاد دارد و یاد کند.
هوش مصنوعی: پس هر کسی که بخواهد، می‌تواند آن را به یاد بیاورد و به خاطر بسپارد.
وَ ما یَذْکُرُونَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ و یاد نکنند و یاد ندارند مگر که اللَّه خواهد، هُوَ أَهْلُ التَّقْوی‌ او بجای آنست و سزای آنست که بپرهیزند از معصیت او وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ (۵۵) و بجای آنست و سزای آنست که بیامرزد او را که معصیت کند.
هوش مصنوعی: تنها زمانی به یاد می‌آورند که خدا بخواهد. او شایسته تقواست و سزاوار است که از معصیت او پرهیز شود و همچنین شایسته آمرزش است و سزاوار است که گناهکاران را ببخشاید.

حاشیه ها

1402/02/04 05:05
یزدانپناه عسکری

قرآن کریم - المدثر / 28

لا تُبْقی‏ وَ لا تَذَر

[محمدرضا آدینه ‏وند لرستانی - کلمه الله العلیا  ج‏6 ص843]

و (آتشی است که) نه چیزی را باقی می‏ گذارد و نه چیزی را رها می‏ سازد.

[یزدانپناه عسکری]

خط ابدی شراره وابسته به ودیعه آگاهی زندگی و مرگ

1402/02/13 16:05
یزدانپناه عسکری

40 - وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ  (و درویش را طعام ندادیم.)

***

[یزدانپناه عسکری]

المدثر : 44 - وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکینَ‏

ثبات ادراک  و عدم تعقل قلب

الروم : 38 - فَآتِ ذَا الْقُرْبی‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذینَ یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏

اراده . یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ: مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِم‏ . قلب و تعقل: مِنْ خَلْفِهِم‏

[نطعم (طعم) : اسْتَطْعَمَ‏- اسْتِطْعَاماً [طعم‏]: مزه آن چیز را درک کرد،- الطّعامَ: غذا را چشید تا مزه آنرا بداند. (بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی - تهران، چاپ: دوم، 1375.ص 60) ؛ طعم‏: الطَّعْمُ‏، طَعْم‏ کل شی‏ء و هو ذوقه.(کتاب العین ؛ ج‏2 ؛ ص25) ؛ الْمِسْکِینَ: السُّکُون‏: ایستادن و ثابت شدن.(مفردات الفاظ قرآن ؛ ج‏2 ؛ ص234)]