گنجور

۲ - النوبة الثالثة

قوله: أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ. حضرت حق جل جلاله و تقدّست اسمائه و تعالت صفاته، درین آیت کریمه کلام قدیم ازلی اظهار قدرت خویش میکند بر عالمیان در آفرینش ایشان. تا بدانند که صانع بی‌علت او است، کردگار بی‌آلت اوست قهار بی‌علت اوست غفار بی‌مهلت اوست. ستّار هر زلّت اوست.

خداوندی که بیافرید از آب ضعیف صورتی لطیف. بنمود صنعتی متین از نطفه مهین. نقشهاء گوناگون راست کرده بکن فیکون. اعضاء متشاکل، اضداد متماثل.

هر عضوی بنوعی از جمال آراسته. نه بر حد او فزوده نه از قدر او کاسته.

هر یکی را صفتی داده و در هر یکی قوّتی نهاده.

حواسّ در دماغ، بها در پیشانی، جمال در بینی، سحر در چشم، ملاحت در لب، صباحت در خد، کمال حسن در موی، حسد در جگر، حقد در سپرز، شهوت در عروق، ایمان در دل، محبت در سر، معرفت در جان. نه پیدا که صنایع در طبایع نیکوتر یا تدبیر در تصویر شیرین‌تر.

میان آب لطیف و خاک کثیف چنین نگار چیست. چون نگارنده یکیست در کس کس این خوار چیست. چندین غرائب و عجائب از قطره آب..؟ عاقل در نظاره صنعت، و غافل در خواب.

ای جوانمرد تا چند بدیده ظاهر بنشان شواهد نگری، یک بار بدیده باطن بنشان لطائف نگر.

چنانستی که رب العزة فرمودی: عبدی رویت آراستم و دلت آراستم، رویت آراستم از بهر نظاره خلق. دلت آراستم از بهر نظاره خود. رویت خلق ببیند و دلت من بینم.

بر روی تو که نظاره‌گاه خلق است حد شریعت راندن روا نداشتم. در دلت که نظاره‌گاه من است درد قطیعت رسانیدن کی روا دارم.

ما آن خداوندیم که در صفت قدرت ما هم آفریدن است، هم میرانیدن از آفریدن خبر داد که: أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ.

از میرانیدن خبر داد که: نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ.

در آفریدن صفات لطف نمودم. در میراندن کمال قهر نمودم.

بیافریدم، تا قدرت و لطف بینی، بمیرانم، تا سیاست و قهر بینی، باز زنده گردانم تا هیبت و سلطنت بینی.

چون میدانی که قادر و تواناام، حکیم و داناام. و در توانایی و دانایی بی‌همتاام، فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ. بپاکی مرا بستای و بیکتایی و بزرگواری مرا یاد کن تا فردا ترا در زمره مقربان فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ پیش آرم که من در ازل حکم چنین کرده‌ام و خود در کلام قدیم فرموده‌ام: فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ.

یکی از بزرگان دین گفته که روح و ریحان هم در دنیاست و هم در عقبی.

روح در دنیاست و ریحان در عقبی. روح آنست که دل بنده مؤمن را بنظر خویش بیاراید تا حق از باطل واشناسد. آن گه بعلم فراخ کند تا دیدار قدرت در آن جای یابد. آن گه بینا کند تا بنور منت می‌بیند. شنوا کند تا پند ازلی می‌نیوشد. پاک کند تا همه صحبت او جوید. بعطر وصال خوش کند تا در آن مهر دوست روید. بنور خویش روشن کند تا از او باو نگرد. بصیقل عنایت بزداید تا در هر چه در نگرد او را بیند.

بنده چون برین صفت بسرای سعادت رود آنجا ریحان کرامت بیند. نسیم انس دمیده، زیر درخت وجود تخت رضا نهاده، بساط انس گسترده، شمع عطف افروخته. بنده ملک‌وار نشسته و دوست ازلی پرده برگرفته بسمع بنده سلام رسانیده و دیدار ذو الجلال نموده.

وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ اصحاب الیمین از سابقان و مقرّبان بمنزلت و مرتبت فروتراند عابدان‌اند، عبادت از بهر آن میکنند تا بناز و نعیم بهشت رسند و عاملان‌اند، در دنیا عمل میکنند تا در عقبی. ثواب یابند و رب العزه میفرماید: إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا.

ما مزد نیکوکاران ضایع نکنیم و بهر چه طمع دارند از آن دولت مقیم و ملک کریم ایشان را نومید نکنیم. مزد کارشان تمام دهیم. فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ و فضل خود بر سر نهیم وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ.

ایشانراست مجالس آراسته و مساکن پیراسته، انوار لطفها افروخته، انواع عطرها سوخته، غلمان و ولدان، خدم و حشم بخدمت ایستاده، ساقیان دل فریب جامهای شراب بر دست نهاده، مطربان شورانگیز نغمهای دلربای درگرفته.

هر یکی چون ملکی نشسته، در غرف و شرف و ریاض و غیاض خویش بر تخت عز تکیه زده، تاج ولایت مرصع بجواهر عنایت بر سر نهاده، بر بساط انبساط از مشاهده مشهود داد بداده، طوق جمال در گردن وصال قلاده کرده، بتمجید و تحمید آواز برآورده و مولی جل جلاله پرده برگرفته: مالا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر نقد گشته، بجلال عز بار خدای که مادر مهربان طفل گریان را چنان ننوازد که اللَّه تعالی بنده عاصی را نوازد بوقت غیان.

اطلاعات

منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوله: أَ فَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ. حضرت حق جل جلاله و تقدّست اسمائه و تعالت صفاته، درین آیت کریمه کلام قدیم ازلی اظهار قدرت خویش میکند بر عالمیان در آفرینش ایشان. تا بدانند که صانع بی‌علت او است، کردگار بی‌آلت اوست قهار بی‌علت اوست غفار بی‌مهلت اوست. ستّار هر زلّت اوست.
هوش مصنوعی: خداوند در این آیه به انسان‌ها یادآوری می‌کند که آیا شما می‌توانید چیزی را خلق کنید یا این که ما، یعنی خدا، خالق همه چیز هستیم. این نشان‌دهنده قدرت و اراده بلامنازع خداوند در آفرینش است. او تنها صانعی بی‌نیاز از علت و ابزار است و به هر چیزی که بخواهد، به آسانی قادر به آفرینش آن است. همچنین، خداوند با بخشش و پوشش خطاها، مهر و رحمتش را بر بندگانش نازل می‌کند.
خداوندی که بیافرید از آب ضعیف صورتی لطیف. بنمود صنعتی متین از نطفه مهین. نقشهاء گوناگون راست کرده بکن فیکون. اعضاء متشاکل، اضداد متماثل.
هوش مصنوعی: خداوندی که از آب ضعیف، شکلی زیبا و لطیف خلق کرده است. او هنری محکم از نطفه‌ای بزرگ نشان داده و طرح‌های مختلفی را خلق کرده تا وجود پیدا کند. اعضای بدن که به هم پیوسته و در عین حال متفاوت هستند، در کنار هم قرار گرفته‌اند.
هر عضوی بنوعی از جمال آراسته. نه بر حد او فزوده نه از قدر او کاسته.
هوش مصنوعی: هر عضو به نوعی زیبایی خاصی دارد. نه به اندازه او افزوده شده و نه از ارزش او کاسته شده است.
هر یکی را صفتی داده و در هر یکی قوّتی نهاده.
هوش مصنوعی: هر یک از آنها ویژگی خاصی دارند و در هر یک نیرویی نهفته است.
حواسّ در دماغ، بها در پیشانی، جمال در بینی، سحر در چشم، ملاحت در لب، صباحت در خد، کمال حسن در موی، حسد در جگر، حقد در سپرز، شهوت در عروق، ایمان در دل، محبت در سر، معرفت در جان. نه پیدا که صنایع در طبایع نیکوتر یا تدبیر در تصویر شیرین‌تر.
هوش مصنوعی: در این متن، ویژگی‌ها و صفات مختلف انسان را توصیف می‌کند. حواس در بینی وجود دارد، زیبایی در پیشانی، جذابیت در لب‌ها و چشمان، و زیبایی در موها. حسادت و کینه نیز در درون انسان‌ها وجود دارد و اشتیاق و عشق در وجودشان احساس می‌شود. ایمان و محبت در قلب و شناخت در روح انسان نهفته است. به طور کلی، این متن به زیبایی‌های مختلف در وجود انسان و تأثیر آن‌ها بر طبیعت و رفتار او اشاره دارد.
میان آب لطیف و خاک کثیف چنین نگار چیست. چون نگارنده یکیست در کس کس این خوار چیست. چندین غرائب و عجائب از قطره آب..؟ عاقل در نظاره صنعت، و غافل در خواب.
هوش مصنوعی: میان آب پاک و خاک آلوده، چه زیبایی وجود دارد. زیرا نویسنده همه چیز یکی است و در این حال هیچ‌کس از این حقیقت آگاه نیست. آیا می‌توان از یک قطره آب عجایب و شگفتی‌ها را مشاهده کرد؟ انسان می‌تواند با دقت به آفرینش نگاه کند، در حالی که بی‌خبران در غفلت به سر می‌برند.
ای جوانمرد تا چند بدیده ظاهر بنشان شواهد نگری، یک بار بدیده باطن بنشان لطائف نگر.
هوش مصنوعی: ای جوانمرد، تا چه زمانی به ظواهر دنیا خیره شده‌ای؟ شواهد و نشانه‌ها را ببین. یکبار هم که شده، به عمق مسائل و لطافت‌های درون نگاه کن.
چنانستی که رب العزة فرمودی: عبدی رویت آراستم و دلت آراستم، رویت آراستم از بهر نظاره خلق. دلت آراستم از بهر نظاره خود. رویت خلق ببیند و دلت من بینم.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ فرمود: من چهره تو را زیبا کرده‌ام و دل تو را نیکو ساخته‌ام. چهره‌ات را برای دیدن مردم زینت داده‌ام و دلت را برای دیدن خودم. مردم چهره تو را ببینند و من دل تو را بنگرم.
بر روی تو که نظاره‌گاه خلق است حد شریعت راندن روا نداشتم. در دلت که نظاره‌گاه من است درد قطیعت رسانیدن کی روا دارم.
هوش مصنوعی: من بر روی تو که محل مشاهده خلق و انسان‌ها هستی، اجازه نداشتم که محدودیت‌های شریعت را اعمال کنم. در درون قلبت که محل نگاه من است، چگونه می‌توانم درد و رنج را به تو تحمیل کنم؟
ما آن خداوندیم که در صفت قدرت ما هم آفریدن است، هم میرانیدن از آفریدن خبر داد که: أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ.
هوش مصنوعی: ما خداییم که در ویژگی قدرت‌مان توانایی آفرینش و نابودی را داریم. در این زمینه، از ما سوال شده است که آیا شما چیزی را می‌سازید یا اینکه ما خالق آن هستیم؟
از میرانیدن خبر داد که: نَحْنُ قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ.
هوش مصنوعی: از میرانیدن خبر داد که: ما سرنوشت مرگ را میان شما مقدر کرده‌ایم.
در آفریدن صفات لطف نمودم. در میراندن کمال قهر نمودم.
هوش مصنوعی: من در خلق خصیصه‌های نیکو تلاش کردم و در از بین بردن کمالات به شدت عمل کردم.
بیافریدم، تا قدرت و لطف بینی، بمیرانم، تا سیاست و قهر بینی، باز زنده گردانم تا هیبت و سلطنت بینی.
هوش مصنوعی: من موجوداتی را خلق کردم تا قدرت و لطف آنها را مشاهده کنی، آنها را نابود می‌کنم تا سیاست و خشونت را ببینی، سپس دوباره آن‌ها را زنده می‌کنم تا عظمت و سلطنت را تجربه کنی.
چون میدانی که قادر و تواناام، حکیم و داناام. و در توانایی و دانایی بی‌همتاام، فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ. بپاکی مرا بستای و بیکتایی و بزرگواری مرا یاد کن تا فردا ترا در زمره مقربان فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ پیش آرم که من در ازل حکم چنین کرده‌ام و خود در کلام قدیم فرموده‌ام: فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ.
هوش مصنوعی: چون می‌دانی که من توانمند و دانا هستم و در این توانایی و دانش بی‌نظیرم، پس به نام پروردگار بزرگم تو را به ستایش وادار می‌کنم. به پاکی و یکتایی و بزرگی‌ام توجه کن تا فردا تو را در زمره نزدیکان قرار دهم. من از ابتدا چنین اراده کرده‌ام و در کلامی قدیمی نیز فرموده‌ام که اگر کسی از نزدیکان باشد، از آرامش و نعمت و بهشت برخوردار خواهد شد.
یکی از بزرگان دین گفته که روح و ریحان هم در دنیاست و هم در عقبی.
هوش مصنوعی: یکی از بزرگترین شخصیت‌های دینی بیان کرده که شادی و خوشی در این دنیا و نیز در زندگی پس از مرگ وجود دارد.
روح در دنیاست و ریحان در عقبی. روح آنست که دل بنده مؤمن را بنظر خویش بیاراید تا حق از باطل واشناسد. آن گه بعلم فراخ کند تا دیدار قدرت در آن جای یابد. آن گه بینا کند تا بنور منت می‌بیند. شنوا کند تا پند ازلی می‌نیوشد. پاک کند تا همه صحبت او جوید. بعطر وصال خوش کند تا در آن مهر دوست روید. بنور خویش روشن کند تا از او باو نگرد. بصیقل عنایت بزداید تا در هر چه در نگرد او را بیند.
هوش مصنوعی: روح در دنیا حضور دارد و ریحان در عالم آخرت. روح به دل مؤمن نیکی و زیبایی می‌بخشد تا او بتواند حق را از باطل تشخیص دهد. سپس علم را گسترش می‌دهد تا قدرت الهی را در جهان مشاهده کند. روح دیدگان را بینا می‌کند تا با نور الطاف الهی جهان را ببیند. همچنین گوش‌ها را شنوا می‌سازد تا پندهای ازلی را بشنود. روح انسان را پاک می‌سازد تا فقط به خویش بیندیشد. با عطر وصال، عشق و محبت به دوست را در دل او می‌پروراند. با نور خود او را روشن می‌کند تا در هر حال به او راه یابد. همچنین با توجه و عنایت خود، او را چنان صیقل می‌دهد که در هر چیزی که وارد شود، روح را احساس کند.
بنده چون برین صفت بسرای سعادت رود آنجا ریحان کرامت بیند. نسیم انس دمیده، زیر درخت وجود تخت رضا نهاده، بساط انس گسترده، شمع عطف افروخته. بنده ملک‌وار نشسته و دوست ازلی پرده برگرفته بسمع بنده سلام رسانیده و دیدار ذو الجلال نموده.
هوش مصنوعی: من وقتی به سمت سعادت می‌روم، عطری از کرامت به مشامم می‌رسد. نسیم محبت می‌وزد و زیر درخت وجود، جایگاهی برای رضایت فراهم شده است. محیطی از دوستی گسترده شده و شمع محبت روشن شده است. من مانند یک ملک در آرامش نشسته‌ام و دوست ازلی پرده را کنار زده و به من سلام می‌کند و دیدار پرجلال خود را به من نشان می‌دهد.
وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ فَسَلامٌ لَکَ مِنْ أَصْحابِ الْیَمِینِ اصحاب الیمین از سابقان و مقرّبان بمنزلت و مرتبت فروتراند عابدان‌اند، عبادت از بهر آن میکنند تا بناز و نعیم بهشت رسند و عاملان‌اند، در دنیا عمل میکنند تا در عقبی. ثواب یابند و رب العزه میفرماید: إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا.
هوش مصنوعی: اگر از اهل بهشت باشد و جزو اصحاب یمین باشد، برای او سلامی از جانب اصحاب یمین خواهد بود. اصحاب یمین افرادی هستند که در مرتبه‌ای پایین‌تر از برخی دیگر قرار دارند، اما آن‌ها عابدان هستند که عبادت را برای دستیابی به نعمت‌های بهشتی انجام می‌دهند. آن‌ها در دنیا عمل صالح انجام می‌دهند تا در آخرت ثواب ببرند و خداوند متعال می‌فرماید: ما اجر کسانی را که به خوبی عمل کنند، ضایع نمی‌کنیم.
ما مزد نیکوکاران ضایع نکنیم و بهر چه طمع دارند از آن دولت مقیم و ملک کریم ایشان را نومید نکنیم. مزد کارشان تمام دهیم. فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ و فضل خود بر سر نهیم وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ.
هوش مصنوعی: ما نباید پاداش نیکوکاران را ضایع کنیم و نباید آنان را از آنچه که به آن امیدوارند ناامید کنیم. باید پاداش کارشان را به طور کامل به آنها بدهیم و فضل و نعمت خود را به آن‌ها عطا کنیم و همچنین از فضل خود بر آن‌ها بیفزاییم.
ایشانراست مجالس آراسته و مساکن پیراسته، انوار لطفها افروخته، انواع عطرها سوخته، غلمان و ولدان، خدم و حشم بخدمت ایستاده، ساقیان دل فریب جامهای شراب بر دست نهاده، مطربان شورانگیز نغمهای دلربای درگرفته.
هوش مصنوعی: مجالس با شکوه و خانه‌های زیبا به پا شده‌اند، نورهای لطف درخشیده، عطرهای مختلف در فضا پخش شده، جوانان و دختران زیبا به خدمت حاضر ایستاده‌اند، ساقی‌های دلربا جام‌های شراب را در دست دارند و نوازندگان نغمه‌های دلنواز و شاداب را می‌نوازند.
هر یکی چون ملکی نشسته، در غرف و شرف و ریاض و غیاض خویش بر تخت عز تکیه زده، تاج ولایت مرصع بجواهر عنایت بر سر نهاده، بر بساط انبساط از مشاهده مشهود داد بداده، طوق جمال در گردن وصال قلاده کرده، بتمجید و تحمید آواز برآورده و مولی جل جلاله پرده برگرفته: مالا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر نقد گشته، بجلال عز بار خدای که مادر مهربان طفل گریان را چنان ننوازد که اللَّه تعالی بنده عاصی را نوازد بوقت غیان.
هوش مصنوعی: هر یک مانند فرشته‌ای نشسته‌اند، در باغ‌ها و نعمت‌های خود، بر تخت عزت تکیه زده و تاج ولایت را با جواهرات محبت بر سر گذاشته‌اند. در حال تماشای زیبایی‌ها، در شادی و سرور هستند و زیبایی را مانند گردنبند به گردن آویخته‌اند. با ستایش و حمد، آواز سر می‌دهند و خداوند بزرگ به آن‌ها نمایان شده است؛ آنچه که نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده و نه به دل انسانی خطور کرده، به صورت واقعی در برابرشان قرار گرفته است. آیا خداوند بزرگ، بنده گناهکار را در زمان لغزش به نوازش نمی‌آورد، به گونه‌ای که مادر مهربان فرزند گریانش را نوازش می‌کند؟