گنجور

شمارهٔ ۲۰

ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست
گرچه بسیارند انجم آفتابی بیش نیست
گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی شوار
کثرت اندر موج باشد لیکن آبی بیش نیست
چون خطابی کرد با خود گشت پیدا کاینات
علّت ایجاد عالم پس خطابی بیش نیست
یک سخن پرسید از خود در جهان جان و دل
جمله ارواح را زانرو جوابی بیش نیست
گرچه بسیاری در ایمنی کتب کتب مرقوم گشت
جمله را خواندیم حرفت از کتابی بیش نیست
اینکه عالم را وجود آبروئی می نهی
در بیابان عدم عالم سرابی بیش نیست
چیست عالم ایکه میپرسی نشان و نام او
بر محیط هستی مطلق حبابی بیش نیست
ایکه هستی تو اندر روی دلبر شد نقاب
برفکن از روی دلبر چون نقابی بیش نیست
مغربی آمد حجاب راه جان مغربی
درگذر از روی چه آخر حجابی بیش نیست

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: همراهان گنجور

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست
گرچه بسیارند انجم آفتابی بیش نیست
هوش مصنوعی: هر چند که هزاران جام و شراب مختلف وجود دارد، اما همه‌ی آن‌ها مانند ستارگان در آسمان، در برابر نور خورشید ناچیز و کم اهمیت‌اند.
گرچه برخیزد ز آب بحر موج بی شوار
کثرت اندر موج باشد لیکن آبی بیش نیست
هوش مصنوعی: هرچند از آب دریا موج‌هایی بلند و بی‌شماری به راه می‌افتد، اما در نهایت همه آنها از یک منبع آب به وجود آمده و در نهایت تنها یک آب بیشتر نیست.
چون خطابی کرد با خود گشت پیدا کاینات
علّت ایجاد عالم پس خطابی بیش نیست
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به خود گفت‌وگو کرد، متوجه شد که وجود عالم ناشی از یک علت است و این گفت‌وگو در واقع چیزی بیش از یک خطاب نیست.
یک سخن پرسید از خود در جهان جان و دل
جمله ارواح را زانرو جوابی بیش نیست
هوش مصنوعی: سخنی از خودم درباره دنیا و روح و دل پرسیدم و متوجه شدم که برای همه ارواح تنها یک پاسخ بیشتر وجود ندارد.
گرچه بسیاری در ایمنی کتب کتب مرقوم گشت
جمله را خواندیم حرفت از کتابی بیش نیست
هوش مصنوعی: هرچند که بسیاری از مردم در امنیت و آسایش به سر می‌برند و درباره‌ی موضوعات مختلف مطالبی نوشته شده و مطالعه کرده‌اند، ولی سخن تو تنها یک حرف از یک کتاب بیشتر نیست.
اینکه عالم را وجود آبروئی می نهی
در بیابان عدم عالم سرابی بیش نیست
هوش مصنوعی: اینکه شما به جهان هویتی می‌دهید، در واقع در دنیای عدم، چیزی جز یک سراب نیست.
چیست عالم ایکه میپرسی نشان و نام او
بر محیط هستی مطلق حبابی بیش نیست
هوش مصنوعی: عالم چیست که از آن می‌پرسی؟ نشانه و نام او در فضای وجود چیزی جز حبابی نیست.
ایکه هستی تو اندر روی دلبر شد نقاب
برفکن از روی دلبر چون نقابی بیش نیست
هوش مصنوعی: عزیز من، تو که تمام وجودت در زیبایی دلبر نهفته است، مانند پرده‌ای بر چهره‌اش ظاهر شده‌ای. هرگاه پرده را کنار بزنی، زیبایی واقعی آن نمایان خواهد شد، چرا که این پرده بیشتر از یک نقاب نیست.
مغربی آمد حجاب راه جان مغربی
درگذر از روی چه آخر حجابی بیش نیست
هوش مصنوعی: یک شخص غربی به سوی ما آمد، ولی حجاب و پرده‌ای که بر سر راه جان ماست تنها یک حجاب است که در گذشته وجود داشته و اکنون از آن عبور می‌کنیم.

حاشیه ها

1399/11/08 17:02
اسماعیل عامری

با عرض سلام
دوستان اگر کسی توضیحی در خصوص بیت سوم دارد ممنون می شوم توضیح دهد
بر اساس چه نگاهی ایجاد عالم را خطا فرض کردند
و این شاعر از نگاه عرفانی ی برخوردار بوده

1401/04/23 06:06
بریالی هوشمند

درود میفرستم بر شما برادر عزیز

می اندیشم این بیت زیبا در مورد پیدایش عالم هستی واژه های زیبا را در قالب در آورده است. در عالم بشریت آدم با اشتباه که مرتکب شد از جنت متمرد شد و بر عالم هستی فرستاده شد. علت و مبنی ایجاد عالم بر خطا انسان اول نهاده شده است. انسان اگر مرتکب اشتباه نمیشد عالم هستی شکل نمیگرفت و انسان در باغ پر عیش و طرب روحانی می‌زیست. پس سرشت عالم بر خطا است. اینجا محل خطا است.

1403/02/22 23:04
حسین توفیقی

با ملاحظه قوافی معلوم می شود که "خطا" اشتباه تایپی است و صحیح آن "خطاب" است.

1403/02/22 23:04
حسین توفیقی
"ور" در بیت اول نیز باید "در" باشد و "شوار" در بیت دوم باید "شمار" باشد.
1403/03/16 09:06
حسین توفیقی

با ملاحظه قوافی معلوم می شود که "خطا" اشتباه تایپی است و صحیح آن "خطاب" است، اشاره به خطابِ «کُن» (سوره یس، آیه 82).

1403/03/16 09:06
رضا از کرمان

سلام

   در پاسخ به آقای  عامری ودر تایید حاشیه جناب توفیقی خطاب درست است واشاره به ایه شریفه قرآن دارد که تکوین عالم هستی به فرمان الهی در پی خطاب کن فیکون  خداوند به منظوری دیگرصورت گرفته ، نه در پی خطای آدم ابوالبشر .