برگردان به زبان ساده
ای دو جهان ذرّهٔ از راه تو
هیچتراز هیچ به درگاه تو
هوش مصنوعی: ای عالم هستی، من با ارزشترین موجودات و هستیها را هم Nothing میدانم در برابر تو. هر چیز در دنیا هیچ است و در برابر مقام و جایگاه تو هیچ اهمیتی ندارد.
پشت فلک طوق سجود از تو یافت
شام عدم صبح وجود از تو یافت
هوش مصنوعی: همه چیز در آسمان به خاطر تو فروتنی و سجود دارد و وجود حقیقی از تو نشأت میگیرد. شبهای خاموشی و عدم، صبح وجود و روشنایی را از وجود تو به دست آوردهاند.
یافته از درگه تو فتح باب
بارگه اِنَّ اِلینا اِیاب
هوش مصنوعی: به لطف و رحمت تو، دری به سوی مقام و منزلت تو گشوده شده است. یقیناً بازگشت ما به سوی تو خواهد بود.
هست کن هر چه بعالم توئی
وانکه همه نیست کند هم توئی
هوش مصنوعی: هر چیزی که در این جهان وجود دارد، تو هستی و کسی که همه چیز را به نیستی میبرد نیز تویی.
چون ز فنا نیست شود هستیم
جام رضا بخش از آن مستیم
هوش مصنوعی: چون که از نابودی و زوال نشانی نیست، ما به وجود خود ادامه میدهیم و از جام رضای خداوند سیراب هستیم و از این خوشحالی و سرمستی بهرهمندیم.
من که بُوَم خاک زبون آمده
صورتی از نیست برون آمده
هوش مصنوعی: من که از خاک و از عجز و ناتوانی آمدهام، اکنون به شکلی از وجود و صورت در آمدهام.
تا کنم از هستی خود با تو یاد
کز خود هستیّ خود شرم باد
هوش مصنوعی: من میخواهم از وجود خودم به یاد تو بپردازم، زیرا از وجود خودم شرمندهام.
گر تو ز موجود نباشد بزیست
آدمی فانی و معدوم کیست
هوش مصنوعی: اگر موجودی نباشد، انسان فانی و نابود شده چه کسی خواهد بود؟
چون سر دعوی کشد آن کس زهست
کو ز قفای دو عدم گشت پست
هوش مصنوعی: زمانی که فردی در مورد موضوعی دعوا میکند، باید توجه داشته باشد که او از کجا آمده و چه زمینهای داشته است؛ زیرا ممکن است که او در دنیای عدم و کم ارزشی فرورفته باشد.
هستی مطلق که درو حق تُراست
آن ز تو گوئیم که مطلق تُراست
هوش مصنوعی: هستی مطلقی که حق و حقیقت تو در آن نهفته است، در مورد آن میگوییم که تو به طور کامل به آن وابستهای.
فکرت ما را سوی تو راه نیست
جز تو کس از سِرّ تو آگاه نیست
هوش مصنوعی: فکر ما به سوی تو راهی ندارد و هیچ کس جز خودت از رازهای تو مطلع نیست.
در تو زبان را که تواند نهاد
های هُویّت که تواند گشاد
هوش مصنوعی: در تو هر کس میتواند زبان داشته باشد، اما هیچکس نمیتواند به شناخت تمامی ابعاد وجود تو برسد.
راز تو بر بیخبران بسته در
باخبران نیز ز تو بیخبر
هوش مصنوعی: راز تو بر کسانی که بیخبرند پنهان است و حتی در میان دانایان نیز دربارهات چیزی نمیدانند.
وصف تو ز اندازه دانش فزون
کار تو ز اندیشه مردم برون
هوش مصنوعی: توصیف تو از تواناییهایت فراتر از دانش مردم است و فعالیتهایت از تفکر و ادراک دیگران خارج است.
هیچ کس از پیچ کمندت نجست
حبل قضای تو که یارد گسست
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته از دام تو فرار کند، زیرا آنچه تقدیر تو را شکل میدهد، هیچکس قادر به شکستن آن نیست.
حکم ترا در خم این نُه زره
رشته درازست گره بر گره
هوش مصنوعی: حکمت تو در پیچ و خم این نه زره به مانند رشتهای بلند است که گره بر گره خورده است.
زین همه دندان کواکب به گاز
یک گرهش را نگشادند باز
هوش مصنوعی: از میان تمام دندانهای ستارهها، هیچکدام نتوانستند با فقط یک گاز، گرهی را باز کنند.
گر همه عالم بهم آیند تنگ
به نشود پای یکی مور لنگ
هوش مصنوعی: اگر تمام دنیا به هم بیایند، باز هم جایی برای یک مورچۀ لنگ باز نمیشود.
جمله جهان عاجز یک پای مور
وای که بر قادر عالم چه زور
هوش مصنوعی: تمام جهان در مقابل یک پای مور عاجز و ناتوان است، آه که بر قدرت عالم چه توانایی و قدرتی دارد!
به که ز بیچارگی جان خویش
معترف آئیم به نقصان خویش
هوش مصنوعی: بهتر است که از روی درماندگی، به ضعف و نقص خود اعتراف کنیم.
بر درت ای مایه ده زندگی
پیشه ما چیست به جز بندگی
هوش مصنوعی: ای در تو، وجود و زندگی ما فقط به خدمت و پرستش تو وابسته است.
سوی تو نی دعوی طاعت بریم
عاجزی خود به شفاعت بریم
هوش مصنوعی: به سوی تو نمیرویم تا ادعای بندگی کنیم، بلکه تنها به خاطر ناتوانی خود به شفاعت تو پناه میبریم.
ای به نوازش در خود کرده باز
از من و از طاعت من بینیاز
هوش مصنوعی: ای کسی که با نرمی و محبت بر من دیده میافکنی، دیگر از من و عبادتهای من بینیاز هستی.
نفس مرا کوست سزای گداخت
گر ننوازی که تواند نواخت
هوش مصنوعی: نفس من چه کسی است که سزاوار آتش است، اگر به او نوازش نکنی، چه کسی میتواند نوازش کند؟
گم شدگانیم در این تنگنای
ره تو نمائی که توئی رهنمای
هوش مصنوعی: ما در این مسیر دشوار گم شدهایم. تو که راهنمای ما هستی، ما را به سمت نور و راه درست هدایت کن.
راه چو در پرده کارم دهی
باز کن آن پرده که بارم دهی
هوش مصنوعی: اگر به من اجازه دهی، راهی که در پیش دارم را باز کن و مانع از پوشیدگی آن نشو، تا بتوانم بار سنگینی را که بر دوشم دارم، بردارم.
گرچه بزنجیر دَرَک در خورم
طوق ده از سلسله کوثرم
هوش مصنوعی: هرچند که به زنجیر دست و پا بستهام، اما به خاطر اصل و نسب پاک و بلند مرتبهام، مثل طوقی از سلسله کوثر، از ارزش و مقام بالایی برخوردارم.
ده به صراطم قدمی مستقیم
تا ز پُل آن سوی گرایم سلیم
هوش مصنوعی: به مسیر درست قدمی جلو بگذار تا به سلامت از آن پل عبور کنم.
در ره اسلام دلی بخش نرم
دیده از آن نرم ترم ده ز شرم
هوش مصنوعی: در مسیر اسلام، قلبی مهربان و چشمی لطیف دارم و از آن لطافت بیشتر، از شرم میخواهم.
بینش من تیره شد از کار خویش
سرمه سپیدم ده از انوار خویش
هوش مصنوعی: چشموچراغ من به خاطر اعمال خودم تاریک شده است؛ از نور وجود خودم چیزی به من نده.
دیو بس انبوه و پریشان تنم
بدرقه ده که بر ایشان زنم
هوش مصنوعی: مرا در کنار دیوان و پریشان حالان قرار بده تا بتوانم با آنان مقابله کنم.
زین دل آلوده که خون منست
مزبله دیو درون منست
هوش مصنوعی: این دل آلودهای که دارم، مانند مکانی بیارزش است که پر از زشتیها و تاریکیهاست و درون من تحت تأثیر نیروهای منفی قرار دارد.
در ره خویشم روشی بخش تیز
تا کنم از خویش بسویت گریز
هوش مصنوعی: در مسیر خودم روشی سریع اختیار میکنم تا بتوانم از خودم به سمت تو دور شوم.
زین دم غفلت که درونم گرفت
نفس زبونگیر زبونم گرفت
هوش مصنوعی: از لحظهای که درگیر غفلت شدم، نفس آرامش بخش و شیرین، مرا به خود مشغول کرده است.
قوت شیرینم چنان ده به چنگ
که آهوی من باز رهد زین پلنگ
هوش مصنوعی: به من غذایی شیرین بده که بتوانم آن را بگیرم، تا اینکه آهوی من از دست این پلنگ فرار کند.
آنچه بود مصلحت کار من
دور مدار از من و کردار من
هوش مصنوعی: هر چیزی که به نفع کار من است، از من و رفتارم دور نگهدار.
تا ندهد فضل تو باران فراخ
کِشتهٔ کس برندهد نیم شاخ
هوش مصنوعی: تا زمانی که نعمت و بزرگواری تو بهطور فراوان نبارد، هیچکس نمیتواند حتی نیمساقهای از کشت خود را برداشت کند.
تخم عمل ده که بکارش برم
ابر کرم بخش کزان بر خورم
هوش مصنوعی: عمل نیک و مؤثر را بیفکن که من به نتیجهی آن بپردازم، زیرا از نعمتهای فراوان و خوب آن بهرهمند خواهم شد.
گوشم از ان ابر پر آوازه کن
گلشن امید مرا تازه کن
هوش مصنوعی: گوشم را با صدای دلنشین پر کن و باغ امیدم را دوباره زنده و شاداب کن.
آن عملم بخش که بی گفتنی
پیش تو ارزد به پذیرفتنی
هوش مصنوعی: من کاری انجام میدهم که حتی بدون گفتن، ارزش پذیرش را در برابر تو داشته باشد.
چون بحساب عمل افتد شمار
حکم به دستور عنایت سپار
هوش مصنوعی: زمانی که به حساب اعمال انسان رسیدگی شده و شماری از آنها مشخص گردد، حکمت و قضاوت به اراده و لطف الهی واگذار میشود.
حرف سیاهم که وبال منست
سلسله گردن حال منست
هوش مصنوعی: گفتار تیره من بار سنگینی بر دوشم است و این وضعیت، حال و روز مرا تحت تأثیر قرار داده است.
از رقم عفو دلم شاد کن
خطّ امانم ده و آزاد کن
هوش مصنوعی: دلِ من را با بخشش و عفو خوشحال کن، به من امنیت و آزادی بده.