گنجور

شمارهٔ ۵۴۳

به هر درد و غمی دل مبتلا شد
چرا یکباره یار از ما جدا شد؟
برید از دوستان خود به یکبار
دریغا، حاجت دشمن روا شد
بگفتم عاشقان را ناسزایی
کنون عاشق شدم، اینم سزا شد
به رندی و به شوخی و به صد ناز
دل از من برد و آنگه پارسا شد
شب از همسایه ها فریاد برخاست
مرا نالیدن شبها بلا شد
گرفتارش شدم با یک نگاهی
ز یک دیدن مرا چندین بلا شد
وفا و مهربانی کرد با خلق
چو دور خسرو آمد، بی وفا شد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به هر درد و غمی دل مبتلا شد
چرا یکباره یار از ما جدا شد؟
هوش مصنوعی: دل به هر نوع درد و غمی گرفتار شده است، اما چرا ناگهان یار از ما دور شد؟
برید از دوستان خود به یکبار
دریغا، حاجت دشمن روا شد
هوش مصنوعی: از دوستان خود ناگهان فاصله گرفتی و افسوس، حالا خواسته‌های دشمن برآورده شد.
بگفتم عاشقان را ناسزایی
کنون عاشق شدم، اینم سزا شد
هوش مصنوعی: من به عاشقان می‌گفتم که به یکدیگر ناسزا بگویند، اما حالا که خودم عاشق شده‌ام، متوجه شدم که این نیز جزو سرنوشت من شده است.
به رندی و به شوخی و به صد ناز
دل از من برد و آنگه پارسا شد
هوش مصنوعی: با ناز و لطافت و شوخی، دل مرا به دست آورد و پس از آن خود را انسان شایسته و درستکار نشان داد.
شب از همسایه ها فریاد برخاست
مرا نالیدن شبها بلا شد
هوش مصنوعی: صدای فریاد همسایه‌ها در شب بلند شده و این باعث شده که من شب‌ها نتوانم آرامش داشته باشم و دائماً و در دل تنها ناله کنم.
گرفتارش شدم با یک نگاهی
ز یک دیدن مرا چندین بلا شد
هوش مصنوعی: با یک نگاه ساده و از دیدن او، به شدت دچار گرفتاری و مشکلاتی شدم.
وفا و مهربانی کرد با خلق
چو دور خسرو آمد، بی وفا شد
هوش مصنوعی: وقتی که خسرو به دوری رفت، وفا و مهربانی او نسبت به مردم کم‌رنگ شد و نشان داد که بی‌وفا است.