شمارهٔ ۵۴۱
لبت را جان توان خواندن، ولیکن
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟
مرنج، ای پاک دامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن نشانند
نخواهم زیست، زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو، تیغم نرانند
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای شیخ
که مستان لذت تقوی ندانند
بگو پیشش، صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند
به جایی کز گل رویت چکد خوی
دو چشم خسرو آنجا خون فشانند
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
لبت را جان توان خواندن، ولیکن
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟
هوش مصنوعی: میتوانم بگویم که لبهای تو به اندازهای زیبا و جذاب هستند که جان را به خود جلب میکنند، اما نمیدانم چگونه میتوان واژهها و احساسات نهفته در آن را توصیف کرد یا به آن نامی داد.
مرنج، ای پاک دامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن نشانند
هوش مصنوعی: به زحمت نیفت، ای دختری باکره و شریف، اگر عاشقانت اشک بر چهرهات بریزند.
نخواهم زیست، زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو، تیغم نرانند
هوش مصنوعی: من دیگر نمیتوانم زندگی کنم، زخم عشق برایم بسیار دردناک است. به رقبایم بگو که تیغم را تند نزنند.
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای شیخ
که مستان لذت تقوی ندانند
هوش مصنوعی: ای شیخ، نصیحت بیفایدهات را بر ما نکن، چرا که خماران و مستان از لذتهای تقوا اطلاعی ندارند.
بگو پیشش، صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند
هوش مصنوعی: به او بگو، ای نسیم، گهگاه بعد از ما کسانی که در این جهان مادی زندگی میکنند، برای او خدمت میکنند.
به جایی کز گل رویت چکد خوی
دو چشم خسرو آنجا خون فشانند
هوش مصنوعی: به جایی که از چهرهی زیبا و گلفام تو، اشک دو چشمان خسرو بریزد، آنجا خون جاری خواهد شد.

امیرخسرو دهلوی