گنجور

شمارهٔ ۵۳۶

رخ آن شوخ پنهانی ببینید
کمال صنع یزدانی ببینید
در آن شکل و در آن چشم و در آن رو
همه عالم به حیرانی ببینید
دلم برد و چو گفتم، کافری کرد
مسلمانان مسلمانی ببینید
زنخ را تا بپوشیده ست از خط
در آن چه حال زندانی ببینید
من بیچاره را کشته ست خوش خوش
همی خندد پشیمانی ببینید
ببینید آشکارا رویش، آن ماه
دلم را داغ پنهانی ببینید
چه داریدم ز عشق، ای دوستان، باز
رخ آن دشمن جانی ببینید
مرا از ناله وز آه دم سرد
ز دل تا سینه ویرانی ببینید
همی جوید وفا از خوبرویان
دلم را حد نادانی ببینید
رخ خسرو غبار آلوده می دید
بر آن در نقش پیشانی بینید

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رخ آن شوخ پنهانی ببینید
کمال صنع یزدانی ببینید
هوش مصنوعی: چهره‌ی آن معشوق خندان و پنهان را ببینید، که نشانه‌های زیبایی و هنر خداوند را در او مشاهده می‌کنید.
در آن شکل و در آن چشم و در آن رو
همه عالم به حیرانی ببینید
هوش مصنوعی: در آن زیبایی و در آن نگاه و در آن چهره، تمام دنیا را در حیرت و شگفتی ببینید.
دلم برد و چو گفتم، کافری کرد
مسلمانان مسلمانی ببینید
هوش مصنوعی: دل من را برد و وقتی این موضوع را بیان کردم، افرادی که خود را مسلمان می‌دانستند، به من به عنوان یک کافر نگریستند. بیایید ببینید که در دین‌داری چه وضعیتی وجود دارد.
زنخ را تا بپوشیده ست از خط
در آن چه حال زندانی ببینید
هوش مصنوعی: زنخ (زخمه) را در آنچه که به چهره‌ی زندانی اشاره دارد، نمی‌توان به راحتی تشخیص داد. وقتی که زنی آن را پنهان کرده باشد، وضعیت زندانی به خوبی نمایان نمی‌شود.
من بیچاره را کشته ست خوش خوش
همی خندد پشیمانی ببینید
هوش مصنوعی: من بدبخت را کشت و خودش خوشحال و خندان است؛ به پشیمانی من نگاه کنید.
ببینید آشکارا رویش، آن ماه
دلم را داغ پنهانی ببینید
هوش مصنوعی: نگاه کنید به روی زیباش، ببینید که چطور دلم به خاطر او داغ و پر التهاب است.
چه داریدم ز عشق، ای دوستان، باز
رخ آن دشمن جانی ببینید
هوش مصنوعی: دوستان، من چه چیزی از عشق دارم؟ فقط می‌توانم بار دیگر چهره آن دشمن جان را ببینم.
مرا از ناله وز آه دم سرد
ز دل تا سینه ویرانی ببینید
هوش مصنوعی: من را با ناله‌ها و آه‌هایی که از دل برمی‌آید، در حالتی ببینید که سینه‌ام پر از ویرانی است.
همی جوید وفا از خوبرویان
دلم را حد نادانی ببینید
هوش مصنوعی: من به دنبال وفا و صداقت از زیبایانی هستم و شما می‌توانید نادانی من را در این خواسته ببینید.
رخ خسرو غبار آلوده می دید
بر آن در نقش پیشانی بینید
هوش مصنوعی: چهره خسرو را که غبار و کثیفی بر آن نشسته بود، بر آن در دیدم و تصور کردم که بر پیشانی‌اش نقش زیبا و دل‌انگیزی است.