گنجور

شمارهٔ ۵۲۸

من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
بالای تو سروی ست که گل می شکفاند
بگذار که این عاشق دلسوخته بی تو
یک لحظه نماند که به یک جای نماند
ترسم که به کام دل دشمن بنشینم
با آنکه فلک با تو به کامم بنشاند
فریاد که از تشنگیم جان به لب آمد
کس نیست که آبی به لب تشنه رساند
فریاد که بیداد ز حد بردی و از تو
فریادرسی نیست که دادم بستاند
دیوانه در سلسله، گر بوی تو یابد
دیوانه شود، سلسله در هم گسلاند
وقت است که بیدار شود دیده بختم
وز چنگ غم و درد و عذابم برهاند
آسان شود این مشکل درویش تو امشب
کاحوال جهان جمله به یک حال نماند
ما بنده خسرو که به سختی بنهد دل
هم عاقبتش بخت به مقصود رساند

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

من سرو ندیدم که به بالای تو ماند
بالای تو سروی ست که گل می شکفاند
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر درباره زیبایی و ویژگی‌های خاص محبوبش سخن می‌گوید. او می‌گوید که هیچ درخت سرو را ندیده که به جای تو ایستاده باشد. بنابراین، تو همچون سروی هستی که گل‌های زیبایی را می‌رویاند و زیبایی‌ات بی‌نظیر است.
بگذار که این عاشق دلسوخته بی تو
یک لحظه نماند که به یک جای نماند
هوش مصنوعی: اجازه بده که این عاشق بی‌تاب، حتی برای یک لحظه هم بی‌تو نباشد و در جایی نایستد.
ترسم که به کام دل دشمن بنشینم
با آنکه فلک با تو به کامم بنشاند
هوش مصنوعی: می‌ترسم که با وجود آنکه آسمان به خوبی با تو رفتار کرده، من به آرزوهایم نرسم و دشمن خوشحال شود.
فریاد که از تشنگیم جان به لب آمد
کس نیست که آبی به لب تشنه رساند
هوش مصنوعی: فریاد می‌زنم که از شدت تشنگی به مرز مرگ نزدیک شده‌ام، اما هیچ‌کس نیست که آبی به من بدهد تا به تشنگی‌ام پایان دهد.
فریاد که بیداد ز حد بردی و از تو
فریادرسی نیست که دادم بستاند
هوش مصنوعی: فریاد می‌زنم که ظلم و ستم از حد و اندازه فراتر رفته و کسی نیست که به فریاد من برسد، در حالی که من حقم را طلب می‌کنم.
دیوانه در سلسله، گر بوی تو یابد
دیوانه شود، سلسله در هم گسلاند
هوش مصنوعی: اگر دیوانه‌ای در زنجیره وجود تو بویی از تو حس کند، چنان دیوانه می‌شود که آن زنجیره را پاره می‌کند.
وقت است که بیدار شود دیده بختم
وز چنگ غم و درد و عذابم برهاند
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده است که چشم سرنوشت من باز شود و از چنگال غم، درد و عذابم آزاد شوم.
آسان شود این مشکل درویش تو امشب
کاحوال جهان جمله به یک حال نماند
هوش مصنوعی: امشب، بار مشکلات درویش کمی آسان‌تر می‌شود، زیرا وضعیت جهان هیچ‌گاه ثابت نمی‌ماند و تغییر می‌کند.
ما بنده خسرو که به سختی بنهد دل
هم عاقبتش بخت به مقصود رساند
هوش مصنوعی: ما پیرو کسی هستیم که حتی در شرایط سخت دلش را به راحتی نمی‌دهد و در نهایت بخت او را به هدفش می‌رساند.