گنجور

شمارهٔ ۵۲۶

جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
کز هر طرفی در جگری چاک نیفتد
در عرصه بستان جهان، سرو قباپوش
خیزد بسی، اما چو تو چالاک نیفتد
گر در ته پای تو نخواهد که کند فرش
نور مه و خورشید بر افلاک نیفتد
خون ریز ز عشاق و فگن لعل بساطی
تا سایه بالای تو بر خاک نیفتد
هر بار میا پیش من خسته بیدل
تا این دل بدبخت به تاباک نیفتد
خواهم که ز سر خیزم و در پای تو افتم
جان باز چو من عاشق بی باک نیفتد
ای شوخ، مکن لاغ که خوش کرد ترا عشق
شعله ز پی لاغ به خاشاک نیفتد
رحمت مکن، ار گریه کند عاشق بد چشم
کز دیده ناپاک در پاک نیفتد
خوش می گذری بی خبر از گریه خسرو
هشدار کت آه دل غمناک نیفتد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد
کز هر طرفی در جگری چاک نیفتد
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا و چالاک، جایی که قدم می‌گذاری، نباید به گونه‌ای باشد که از هر طرف در دل کسی جراحتی ایجاد شود.
در عرصه بستان جهان، سرو قباپوش
خیزد بسی، اما چو تو چالاک نیفتد
هوش مصنوعی: در دنیای زیبا و گسترده، درختان بلند و خوش‌فرم زیادی وجود دارد، اما هیچ‌یک به اندازه تو چالاک و زنده نیستند.
گر در ته پای تو نخواهد که کند فرش
نور مه و خورشید بر افلاک نیفتد
هوش مصنوعی: اگر پای تو به زمین نرسد، نوری که از ماه و خورشید می‌تابد بر آسمان نمی‌افتد.
خون ریز ز عشاق و فگن لعل بساطی
تا سایه بالای تو بر خاک نیفتد
هوش مصنوعی: عشاق برای خودشان جشن و سروری برپا کرده‌اند و خون دل می‌ریزند تا این که سایه تو بر زمین نیفتد.
هر بار میا پیش من خسته بیدل
تا این دل بدبخت به تاباک نیفتد
هوش مصنوعی: هر بار که به پیش من می‌آیی، دل بی‌نوا و خسته‌ام بیشتر آزار می‌بیند و نمی‌خواهم که دوباره تحت فشار قرار بگیرد.
خواهم که ز سر خیزم و در پای تو افتم
جان باز چو من عاشق بی باک نیفتد
هوش مصنوعی: من می‌خواهم که از اوج بلندی پایین بیایم و خود را در پای تو بیفکنم، زیرا جان من مانند یک عاشق بی‌باک است که هرگز از عشق نمی‌افتد.
ای شوخ، مکن لاغ که خوش کرد ترا عشق
شعله ز پی لاغ به خاشاک نیفتد
هوش مصنوعی: ای دوست شیطنت نکن، زیرا عشق تو را به سوزش انداخته است و آتش عشق مانند شعله‌ای است که به نازکی و کمی چیزی، نمی‌افتد و نمی‌تواند آن را خاموش کند.
رحمت مکن، ار گریه کند عاشق بد چشم
کز دیده ناپاک در پاک نیفتد
هوش مصنوعی: اگر عاشق از غم و اندوهش اشک بریزد، به او رحم نکن، زیرا چشمان آلوده به کثافت نمی‌توانند زیبایی‌ها را ببینند و در دل پاکی‌ها قرار بگیرند.
خوش می گذری بی خبر از گریه خسرو
هشدار کت آه دل غمناک نیفتد
هوش مصنوعی: تو به خوشی و سرخوشی مشغول هستی و از غم و اندوهی که در دل خسرو وجود دارد، بی‌خبر. مراقب باش که دل غمگینش به خاطر تو دچار ناراحتی نشود.

حاشیه ها

1394/12/14 04:03
یکی

تا این دل بدبخت به تاباک نیفتد
تاباک یعنی چه؟
فکر کنم خسرو الفاظ محلی هند رو هم توی اشعار فارسی وارد کرده. به خاطر همین برای ما بعضا گنگه.
خدایا همه ی زبون های دنیا رو از بین ببر و قوی ترین زبون رو باقی بزار و زین گنگی ها پرده بردار.
قربانت