شمارهٔ ۵۲۰
جان تشنگی از شربت عناب تو دارد
دلبستگی از سنبل پرتاب تو دارد
شبها همه بیدار بود مردم چشمم
تا چشم بر آن نرگس پر خواب تو دارد
چون دفتر گل باز کند مرغ سحر خوان
شرح شکن طره پرتاب تو دارد
مسکین چه کند بر گل صد برگ نیازی؟
گر دست دگر نی همه از ناب تو دارد
در عشق نماز آنکه درو نیست نیازی
سر بر خط ابروی چو محراب تو دارد
خورشید جهانتابی و من ذره خاکی
هر ذره سرگشته کجا تاب تو دارد؟
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جان تشنگی از شربت عناب تو دارد
دلبستگی از سنبل پرتاب تو دارد
هوش مصنوعی: روح تشنه من به نوشیدنی شگفتانگیز تو وابسته است و دلباخته عطر خوش سنبل تو شده.
شبها همه بیدار بود مردم چشمم
تا چشم بر آن نرگس پر خواب تو دارد
هوش مصنوعی: مردم در شبها بیدار بودند و من به خاطر خواب عمیق چشمان تو نمیتوانستم بخوابم.
چون دفتر گل باز کند مرغ سحر خوان
شرح شکن طره پرتاب تو دارد
هوش مصنوعی: وقتی گلبرگها باز میشوند، پرنده صبح شروع به خواندن میکند و در وصف زیبایی و جذابیت موهای تو سخن میگوید.
مسکین چه کند بر گل صد برگ نیازی؟
گر دست دگر نی همه از ناب تو دارد
هوش مصنوعی: بیچاره چه کاری از دستش برمیآید وقتی بر گل صدبرگ نیازی ندارد؟ اگر دست دیگری نباشد، او تمام نیازش را از زیبایی تو میگیرد.
در عشق نماز آنکه درو نیست نیازی
سر بر خط ابروی چو محراب تو دارد
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو حضور ندارد، نیازی به عبادت و نماز ندارد. او چنان تحت تأثیر زیبایی ابروی تو است که مانند محراب برای نماز میباشد.
خورشید جهانتابی و من ذره خاکی
هر ذره سرگشته کجا تاب تو دارد؟
هوش مصنوعی: من در برابر درخشش و عظمت تو مانند یک ذره خاک هستم و هر ذره مخلوق دیگر نیز نمیتواند تاب و تحمل نور و شکوه تو را داشته باشد.

امیرخسرو دهلوی