گنجور

شمارهٔ ۵۱۰

روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
دوران فلک در ته فرمان من آید
دیوانه دلی داشتم، آواره شد از من
کی باز درین سینه ویران من آید
هر صبحدم از گریه شود خون دلم آب
کز باد نسیم گل خندان من آید
من دانم و من، چاشنی درد تو، جانا
حاشا که طبیب از پی درمان من آید
جانم تو ستان، باز تنم خاک ستاند
آن دم که اجل در طلب جان من آید
در کوی تو نایم که پریشان شودت دل
گر چشم تو بر حال پریشان من آید
دانی که چها می گذرد بر دل خسرو
در گوش تو گر ناله و افغان من آید

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

روزی اگر آن ماه به مهمان من آید
دوران فلک در ته فرمان من آید
هوش مصنوعی: اگر آن زیبای محبوب روزی به دیدار من بیاید، تمام جریان‌های زندگی و سرنوشت به اختیار من خواهد بود.
دیوانه دلی داشتم، آواره شد از من
کی باز درین سینه ویران من آید
هوش مصنوعی: دل دیوانه‌ای داشتم که از من دور شده است، آیا دوباره به این سینه ویران من بازخواهد گشت؟
هر صبحدم از گریه شود خون دلم آب
کز باد نسیم گل خندان من آید
هوش مصنوعی: هر صبح با گریه من، دل‌ام چون خون آب می‌شود، به‌طوری که از نسیم دل‌انگیز گل، بوی خوشی به مشام‌ام می‌رسد.
من دانم و من، چاشنی درد تو، جانا
حاشا که طبیب از پی درمان من آید
هوش مصنوعی: من می‌دانم و خودم آگاه هستم که تو باعث درد من هستی، عزیزم. بعید است که پزشک به دنبال درمان من بیاید.
جانم تو ستان، باز تنم خاک ستاند
آن دم که اجل در طلب جان من آید
هوش مصنوعی: جانم را از من می‌گیری، اما در لحظه‌ای که مرگ در پی جانم بیاید، بدنم را دوباره به خاک خواهد سپرد.
در کوی تو نایم که پریشان شودت دل
گر چشم تو بر حال پریشان من آید
هوش مصنوعی: در خیابان تو نای (نی) من به صدا درمی‌آید تا دل تو را به درد بیاورد، اگر چشمان تو به حال آشفته من بیفتد.
دانی که چها می گذرد بر دل خسرو
در گوش تو گر ناله و افغان من آید
هوش مصنوعی: می‌دانی چه صحنه‌هایی در دل پادشاه می‌گذرد؟ اگر صدای ناله و آه من به گوشت برسد.