گنجور

شمارهٔ ۴۷۶

آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود
وان موی چه بندد دل، گر شانه تو نبود
آنکو سر تو دارد، پس از سر خود ترسد
دیوانه خود باشد، دیوانه تو نبود
خواب اجلم گیرد از غایت بیخوابی
گر مونس من هر شب افسانه تو نبود
محروم ترین مرغم، خال لب خود بنما
حسرت نخورم باری، گر دانه تو نبود
از سینه برون کردم آتش زده جان خود
تا سوخته دردی همخانه تو نبود
از شعله چه ترسانی، ای شمع دل، ار جانم
دوزخ نکند لقمه، پروانه تو نبود
دیوانه بقا ندهد ده روزه برات جان
گر خسرو مسکین را پروانه تو نبود

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود
وان موی چه بندد دل، گر شانه تو نبود
هوش مصنوعی: دل در چه کار خواهد آمد اگر خانه‌ات در آن نباشد و آن مو چطور می‌تواند دل را به دست آورد، اگر شانه‌ات در کار نباشد؟
آنکو سر تو دارد، پس از سر خود ترسد
دیوانه خود باشد، دیوانه تو نبود
هوش مصنوعی: کسی که به تو اهمیت می‌دهد، باید از خود محافظت کند. اگر دیوانه‌وار به تو توجه کند، نشان‌دهنده دیوانگی اوست و نه اینکه تو دلیل آن باشید.
خواب اجلم گیرد از غایت بیخوابی
گر مونس من هر شب افسانه تو نبود
هوش مصنوعی: از شدت بی‌خوابی خواب از چشمانم دور است، اگر هر شب یاد تو و داستانت برایم آرامش‌بخش نبود.
محروم ترین مرغم، خال لب خود بنما
حسرت نخورم باری، گر دانه تو نبود
هوش مصنوعی: من، بی‌نهایت محرومم و تنها آرزویم این است که خال لب تو را ببینم؛ زیرا اگر دانه‌ای برای من نباشد، حداقل حسرتی بر دلم نخواهد بود.
از سینه برون کردم آتش زده جان خود
تا سوخته دردی همخانه تو نبود
هوش مصنوعی: از دل خود شعله‌ای را بیرون آوردم که جانم را سوزانده است، تا اینکه درد و رنجی که در درونم بود، به همسایگی تو نیامده باشد.
از شعله چه ترسانی، ای شمع دل، ار جانم
دوزخ نکند لقمه، پروانه تو نبود
هوش مصنوعی: ای شمع دل، از آتش نترس؛ اگرچه جانم عذاب کیفر نباشد، چون پروانه تو، من نیز بی‌تاب توام.
دیوانه بقا ندهد ده روزه برات جان
گر خسرو مسکین را پروانه تو نبود
هوش مصنوعی: اگر عشق و دل باختگی نباشد، حتی دیوانگی هم نمی‌تواند شعف و ماندگاری را برای انسان به ارمغان بیاورد. حتی اگر کسی در این مسیر به شدت دوچاره عذاب باشد، باز این احساسات و عشق عمیق هستند که زندگی را معنا می‌بخشند.