شمارهٔ ۴۷۱
دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
بیمار به هوش آمد، در مان که می آید
وه جان کسان هر سو، صد قلب روان از پس
خوانیش چنین لشکر، سلطان که می آید
ای دل، تو نمی گفتی کاینک ز پی مردن
اسباب مهیا کن آن جان که می آید
زان خال و خط مشکین با جمله بلا دیدم
این آیت رحمت بین در شان که می آید
ای ترک، مگو آخر بهر دل مسکینی
کز سوی تو بر جانم پیکان که می آید
خود نامه خویش آورد از بهر قصاص من
سر خاک ره قاصد فرمان که می آید
سیل مژه را رخنه انباشه شد، یارب
کان آب به چشم من تازان که می آید
خسرو به رهش باری قربان شد و بریان هم
تا باز ببین کان هم مهمان که می آید
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
بیمار به هوش آمد، در مان که می آید
هوش مصنوعی: دل شاد و پرشور شد، وقتی محبوبم دارد میآید. حال بیمار نیز رو به بهبود است، چون خبر آمدن او به گوش میرسد.
وه جان کسان هر سو، صد قلب روان از پس
خوانیش چنین لشکر، سلطان که می آید
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف حال و استقبال افراد از ورود یک سلطان اشاره دارد. افراد به شدت متعهد و مشتاق هستند و هر کجا که مینگرند، نشانههایی از عشق و شوق به چشم میخورد. دلها پر از احساسات زنده و پرانرژی است و حالتی شبیه به جمعیتی عظیم و متحد را به نمایش میگذارد که به خاطر ورود این مقام بزرگ، خود را آماده کردهاند.
ای دل، تو نمی گفتی کاینک ز پی مردن
اسباب مهیا کن آن جان که می آید
هوش مصنوعی: ای دل، چرا به من نمیگویی که اکنون زمان آن رسیده است که برای مرگ آماده شوم، چون جان که قرار است بیاید نزدیک است؟
زان خال و خط مشکین با جمله بلا دیدم
این آیت رحمت بین در شان که می آید
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و خاص بودن نشانههای عشق و محبت اشاره دارد. شاعر به چهرهی معشوق و آثار زیبای او توجه میکند و میگوید که این نشانهها خود دلیلی بر رحمت و لطف الهی هستند. او با تحسین به این زیباییها نگریسته و آنها را نشانهای از نعمتهای الهی میداند که به او ارزانی شدهاند.
ای ترک، مگو آخر بهر دل مسکینی
کز سوی تو بر جانم پیکان که می آید
هوش مصنوعی: ای ترک، نگو که چرا برای دل بیچارهای مثل من، تیر درد از سمت تو به جانم میرسد.
خود نامه خویش آورد از بهر قصاص من
سر خاک ره قاصد فرمان که می آید
هوش مصنوعی: خودش نامهای آورد تا در حق من قصاصی صورت گیرد، از سر خاک، پیامرسانی خبر میدهد که میآید.
سیل مژه را رخنه انباشه شد، یارب
کان آب به چشم من تازان که می آید
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک شده و مانند سیل، مژههایم هم بر اثر آن پر آب است. ای خدا، این آب در چشمانم چرا بیوقفه سرازیر میشود؟
خسرو به رهش باری قربان شد و بریان هم
تا باز ببین کان هم مهمان که می آید
هوش مصنوعی: خسرو برای دیدن محبوبش حتی جانش را نیز فدای او کرد و برای بار دیگر میخواهد او را ببیند، زیرا مهمان دیگری در راه است که باید از او استقبال کند.

امیرخسرو دهلوی