گنجور

شمارهٔ ۱۳۰۰

ما عاشق روی نیکوانیم
دیوانه شکل هر جوانیم
هر جا که چکید خوی ز خوبان
ما خون ز دو چشم خود چکانیم
هر چند ز عشق موی گشتیم
بر خاطر نازکان گرانیم
ما زنده نه ایم جز به یک دوست
نه یک تن و نه هزار جانیم
هجر است کمین جان گرفته
جانا، تو بیا که زنده ماییم
دل خود ز غمت دگر نمانده
کان عمر حساب را ندانیم
تلخی منما که شوربختیم
شمشیر مکش که بی زبانیم
گر سنگ زنی و گر دهی قوت
خسرو سگ تست و ما همانیم

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ما عاشق روی نیکوانیم
دیوانه شکل هر جوانیم
هوش مصنوعی: ما عاشق چهره‌های زیبا هستیم و در عین حال، مانند جوانان دیوانه و پرشور رفتار می‌کنیم.
هر جا که چکید خوی ز خوبان
ما خون ز دو چشم خود چکانیم
هوش مصنوعی: هر جا که زیبایی و صفای دل‌ها دیده شود، ما از چشمان خود اشک‌های عشق و احساساتی عمیق را می‌ریزیم.
هر چند ز عشق موی گشتیم
بر خاطر نازکان گرانیم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه به خاطر عشق به نازک‌دامن‌ها موهایمان سفید شده است، هنوز هم سنگینی و سختی این احساس را تحمل می‌کنیم.
ما زنده نه ایم جز به یک دوست
نه یک تن و نه هزار جانیم
هوش مصنوعی: ما فقط با وجود یک دوست زنده‌ایم، نه به خاطر یک نفر و نه به خاطر هزاران زندگی دیگر.
هجر است کمین جان گرفته
جانا، تو بیا که زنده ماییم
هوش مصنوعی: دوری و غم فراق به جانم چنگ انداخته، ای عشق، بیا که هنوز زنده‌ایم و به تو نیاز داریم.
دل خود ز غمت دگر نمانده
کان عمر حساب را ندانیم
هوش مصنوعی: دل من از غم تو دیگر نمانده است، چرا که دیگر نمی‌دانیم عمرمان را چطور حساب کنیم.
تلخی منما که شوربختیم
شمشیر مکش که بی زبانیم
هوش مصنوعی: تلخی نکن که من بدبختم، و شمشیر را نکش چون ما بی‌زبان هستیم.
گر سنگ زنی و گر دهی قوت
خسرو سگ تست و ما همانیم
هوش مصنوعی: اگر به من سنگ بزنی یا به تو قدرتی بدهند، من هنوز همان سگ خسرو هستم و هیچ تغییر نخواهم کرد.