شمارهٔ ۶۷
آن چه روییست که حسن همه عالم با اوست
دل در آن کوی نه تنهاست که جان هم با اوست
دم عیسی که به رنجور شفا میبخشد
دم نقد از لب او جوی که این دم با اوست
خانهٔ دل به خیال لب او دار شفاست
چند نالد دل مجروح که مرهم با اوست
دهنت گرچه که او خاتم دلها دزدد
چون بخندد همه دانند که خاتم با اوست
گو میارید به ما شادی بگریخته را
چه کنم شادی بی دوست که صد غم با اوست
صاحب درد ز طوفان بلا جان نبرد
نوح هرجا که رود دیدهٔ پر نم با اوست
روی زیبای تو در دیدهٔ گریان کمال
کعبه حسن و جمال است که زمزم با اوست
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آن چه روییست که حسن همه عالم با اوست
دل در آن کوی نه تنهاست که جان هم با اوست
هوش مصنوعی: چیزی که وجود دارد، زیبایی تمام جهان در آن است. دل در آن مکان تنها نیست؛ بلکه جان نیز در آنجا حضور دارد.
دم عیسی که به رنجور شفا میبخشد
دم نقد از لب او جوی که این دم با اوست
هوش مصنوعی: تنفس عیسی، که بیماران را درمان میکند، هماکنون از لب او جوی جاری است که این نفس حقیقتاً با اوست.
خانهٔ دل به خیال لب او دار شفاست
چند نالد دل مجروح که مرهم با اوست
هوش مصنوعی: دل وقتی به یاد لبهای اوست، جایی برای آرامش و بهبودی پیدا میکند. با این حال، دل مجروح نمیتواند از دردش بگوید، چرا که درمانش نزد اوست.
دهنت گرچه که او خاتم دلها دزدد
چون بخندد همه دانند که خاتم با اوست
هوش مصنوعی: هرچند تو دختر زیبایی هستی و قلبها را تسخیر میکنی، اما وقتی لبخند بر لب میزنی، همه متوجه میشوند که عشق و دلبر واقعیات با توست.
گو میارید به ما شادی بگریخته را
چه کنم شادی بی دوست که صد غم با اوست
هوش مصنوعی: اگر شادی را به ما بازگردانید، چه کنم که شادی بدون دوست فایدهای ندارد و با او همواره غمهای زیادی دارم.
صاحب درد ز طوفان بلا جان نبرد
نوح هرجا که رود دیدهٔ پر نم با اوست
هوش مصنوعی: کسی که در چنگال درد و مشکل گیر کرده است، مانند نوح در طوفان سختی، نمیتواند از غم و اندوه خود فرار کند. هر جا که برود، اشک و غم او همیشه همراهش خواهد بود.
روی زیبای تو در دیدهٔ گریان کمال
کعبه حسن و جمال است که زمزم با اوست
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبای تو در چشمهای پر از اشک نشاندهندهٔ کاملترین جلوههای زیبایی و ظرافت است که مانند آب زلال زمزم به آن میباشد.

کمال خجندی