شمارهٔ ۱۶۵
رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است
پیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است
آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف است
وآن لب نهاده داغی بر جان ما که خال است
زینسان که چون میانت شد جسم ما خیالی
اکنون امید وصلی ما را به آن خیال است
چون زلف و عارض تو دور و تسلسل آمد
آن هر دو گر به بینند اهل نظر محال است
درد و غمت نشاید بر ما حرام کردن
کانعام پادشاهان درویش را حلال است
حد جواب سلطان نبود کمال ما را
در حضرت سلاطین رسم گدا سوال است
نقشی از آن جمال است در حسن مطلع ما
خود مقطعش چه گویم در غایت کمال است
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
رخسار دلفروزت خورشید بیزوال است
پیداست مه که پنهان از شرم آن جمال است
هوش مصنوعی: صورت دلفریب تو آنقدر زیباست که گویی خورشید در برابرش کمنور است؛ به وضوح مشخص است که ماه هم از شرم زیبایی تو در پس ابرها پنهان مانده است.
آن رغ کشیده دامی گرد قمر که زلف است
وآن لب نهاده داغی بر جان ما که خال است
هوش مصنوعی: آن مویی که شبیه به دامی دور ماه است، مانند زلفی زیبا، و آن لب که بر جان ما اثر گذاشته است، همچون خالی به یادگار مانده است.
زینسان که چون میانت شد جسم ما خیالی
اکنون امید وصلی ما را به آن خیال است
هوش مصنوعی: اینگونه که میان ما اکنون جسمی وجود دارد، در واقع خیالی بیشتر از آن چیز است. اکنون امید ما به وصالی به آن خیال است.
چون زلف و عارض تو دور و تسلسل آمد
آن هر دو گر به بینند اهل نظر محال است
هوش مصنوعی: اگر کسی به زلف و زیبایی تو نگاه کند، دوری و تسلسل آن را میبیند که در نظر اهل نظر غیرممکن است.
درد و غمت نشاید بر ما حرام کردن
کانعام پادشاهان درویش را حلال است
هوش مصنوعی: نمیتوانی غم و اندوه من را بر من حرام کنی، زیرا آنچه برای درویشان به عنوان خیر و نعمت است، برای ما هم ممکن است شایستگی داشته باشد.
حد جواب سلطان نبود کمال ما را
در حضرت سلاطین رسم گدا سوال است
هوش مصنوعی: حد و مرز جواب سلطنت ما نمیتواند بیانگر تمام ویژگیهای ما باشد، چرا که در حضور پادشاهان، نشانه فقر و نیاز، سوال کردن است.
نقشی از آن جمال است در حسن مطلع ما
خود مقطعش چه گویم در غایت کمال است
هوش مصنوعی: جمال آن معشوق در زیبایی چهرهام به وضوح دیده میشود و درباره انتهای کمالش چه بگویم که آن حتی فراتر از تصور است.

کمال خجندی