شمارهٔ ۱۶۰
دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است
خدمت نصیب بنده صاحب سعادت است
از صدق دم مزن چو نگشتی شهید عشق
دعوی این مقام درست از شهادت است
بشکن بت غرور که در دین عاشقان
ن یک بت که بشکنند به از صد عبادت است
زاهد نهاد میان کلاه و عمامه فرق
مسکین هنوز در حجب رسم و عادت است
ناز طبیب دور ز حکمت بود کشید
ما را که از حبیب امید عبادت است
با جور مهره دل نشود منتهی کمال
آنجا که منتهای کمال ارادت است
گو جور بیش کن به محبان خویش باز
چندانکه جور پیش محبت زبادت است
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دور از خداست خواجه مگر بی ارادت است
خدمت نصیب بنده صاحب سعادت است
هوش مصنوعی: اگر کسی دور از خدا باشد و در کارهایش اراده و خواست نداشته باشد، خدمت به او میسر نخواهد بود. تنها کسانی که دارای اراده و خواستند، میتوانند به سعادت و موفقیت دست یابند.
از صدق دم مزن چو نگشتی شهید عشق
دعوی این مقام درست از شهادت است
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت عشق نرسیدهای و در این راه جان ندادهای، سخن از مقام و منزلت عشق نزن، زیرا این جایگاه فقط از طریق جانفشانی و شهادت در عشق به دست میآید.
بشکن بت غرور که در دین عاشقان
ن یک بت که بشکنند به از صد عبادت است
هوش مصنوعی: غرور و خودخواهی را کنار بگذار؛ زیرا در دین عاشقان، شکستن چنین غروری از صد عبادت بهتر و باارزشتر است.
زاهد نهاد میان کلاه و عمامه فرق
مسکین هنوز در حجب رسم و عادت است
هوش مصنوعی: زاهد، بین کلاه و عمامه تمایزی قائل شده، در حالی که شخص بیچاره هنوز درگیر ظواهر و عادات اجتماعی است.
ناز طبیب دور ز حکمت بود کشید
ما را که از حبیب امید عبادت است
هوش مصنوعی: طبیب با ناز و محبت ما را به دور از عقل و دانش خود کشیده است، زیرا امید ما از محبوب تنها به عبادت و پرستش اوست.
با جور مهره دل نشود منتهی کمال
آنجا که منتهای کمال ارادت است
هوش مصنوعی: دوست داشتن و محبت به کسی نمیتواند به سرانجام مطلوب برسد، مگر اینکه در آنجا که نهایت عشق و ارادت وجود دارد، اتفاق بیفتد.
گو جور بیش کن به محبان خویش باز
چندانکه جور پیش محبت زبادت است
هوش مصنوعی: شما به عزیزان خود بیمهری بیشتری کنید، ولی بدانید که این بیمهری بیشتر از محبت شما نسبت به آنها ناشی میشود.

کمال خجندی