گنجور

شمارهٔ ۱۵۴

دل صفه خال تو با زلف گفت
دانه در در شب تاریک سفت
سرو قدت راست چمن سرو راست
کس سخن راست نیارد نهفت
تا نرود گرد به هر دیده حیف
دیده درت آب زد آنگه برفت
ناله من خواب شبت برد و آه
چون نکنم ناله که چشمم نخفت
بیدق خال تو نرانده هنوز
طره کج باز دو رخ برد مفت
ای دل اگر سروریت آرزوست
چون سر زلفش به قدمها بیفت
هر که شنید از سخنان کمال
سلمه الله و أبقاه گفت

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دل صفه خال تو با زلف گفت
دانه در در شب تاریک سفت
هوش مصنوعی: دل به زیبایی‌های تو دل بسته و موی تو را به طرز خاصی وصف کرده، گویی در شب تاریک، دانه‌ای را با چنگالی محکم گرفته است.
سرو قدت راست چمن سرو راست
کس سخن راست نیارد نهفت
هوش مصنوعی: قد بلند تو مانند سرو در دشت است و هیچ‌کس نمی‌تواند از حقیقت و زیبایی تو سخن بگوید یا آن را پنهان کند.
تا نرود گرد به هر دیده حیف
دیده درت آب زد آنگه برفت
هوش مصنوعی: اگر گرد و غبار به چشمان انسان برود، دیدن زیبایی‌ها دشوار می‌شود. چه حیف که دیده به خاطر افکار و مشغله‌ها گرفتار می‌شود و در این میان زیبایی‌ها و لذت‌ها از دست می‌رود.
ناله من خواب شبت برد و آه
چون نکنم ناله که چشمم نخفت
هوش مصنوعی: ناله من باعث شد که خواب از چشمانت برود و چگونه می‌توانم ناله نکنم وقتی که خودم نمی‌توانم بخوابم؟
بیدق خال تو نرانده هنوز
طره کج باز دو رخ برد مفت
هوش مصنوعی: بیدق (پیاده) بازی چنان زیبا ساخته نشده که بتواند همچون خال روی صورت تو، زیبایی و شکوه را به تصویر بکشد. دو رخ تو همچنان درخشان و فریبنده‌اند و هیچ چهره‌ای به خوبی تو نمی‌تواند جلوه کند.
ای دل اگر سروریت آرزوست
چون سر زلفش به قدمها بیفت
هوش مصنوعی: ای دل اگر دوست داری در شادی‌ات باشی، باید همچون زلف او به زمین بیفتی و به او نزدیک شوی.
هر که شنید از سخنان کمال
سلمه الله و أبقاه گفت
هوش مصنوعی: هر کس که از سخنان کمال و سلامتی او آگاه شود، بدین نکته پی خواهد برد که چه قدر اهمیت دارد.