گنجور

شمارهٔ ۱۴۳

در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است
هر قطره از و قابل سیلی است که خیلی است
سهل است به چشم من اگر درج ثریاست
پیش در گوش تو که تابان چو سهیلی است
بر طاق فلک مه قد خود کرد خم و گفت
ما را بنوی با خم ابروی تو میلی است
مقصود دو عالم چه کنی بر دل ما عرض
مقصود تونی هرچه ورای تو طفیلی است
جز زلف و رخت دل نکشد لیل و نهارم
فرخ تر ازینم نه نهاری و نه لیلی است
من دائم و دل قدر شب وصل که مجنون
دانست شب قدر شبی را که به لیلی است
در دید؛ گریان کمال ابرو و زلفت
بر بسته به زنجیر پلی بر سر سیلی است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است
هر قطره از و قابل سیلی است که خیلی است
هوش مصنوعی: در کوی تو اشک‌های زیادی ریخته شده است، هر کدام از این اشک‌ها مانند سیلی است که به شدت و اندازه زیاد است.
سهل است به چشم من اگر درج ثریاست
پیش در گوش تو که تابان چو سهیلی است
هوش مصنوعی: به راحتی در چشم من ستاره‌ها به چشم می‌آیند، اما در گوش تو مانند یک ستاره درخشان در آسمان دیده می‌شوند.
بر طاق فلک مه قد خود کرد خم و گفت
ما را بنوی با خم ابروی تو میلی است
هوش مصنوعی: در آسمان، ماه به شکل زیبایی خم شده و به خداوند می‌گوید که مرا با زیبایی ابرویت بنویسید، چون به آن دلبستگی دارم.
مقصود دو عالم چه کنی بر دل ما عرض
مقصود تونی هرچه ورای تو طفیلی است
هوش مصنوعی: مقصود و هدف این دو دنیای مادی و معنوی چه اهمیتی برای دل ما دارد؟ هدف اصلی تویی و هر چیزی که فراتر از تو باشد، وابسته و بی‌ارزش است.
جز زلف و رخت دل نکشد لیل و نهارم
فرخ تر ازینم نه نهاری و نه لیلی است
هوش مصنوعی: تنها زلف و چهره‌ات دل من را می‌رباید و هیچ‌چیز دیگر به اندازه آن برایم خوشایند نیست. نه شب و نه روز برایم خوش‌تر از این نیست که تو را داشته باشم.
من دائم و دل قدر شب وصل که مجنون
دانست شب قدر شبی را که به لیلی است
هوش مصنوعی: من همیشه برای دل خودم شب وصالی را می‌گویم که مجنون آن را درک کرده است. این شب برای او همان شبی است که به لیلی تعلق دارد.
در دید؛ گریان کمال ابرو و زلفت
بر بسته به زنجیر پلی بر سر سیلی است
هوش مصنوعی: در نگاه، زیبایی و آرایش ابرو و موهایت به حدی است که همچون زنجیری بر روی سیل و طغیان قرار گرفته است.