شمارهٔ ۱۲۱
چشم مسلمان کش تو کافر مست است
هندوی زلف تو آفتاب پرست است
دل که ز دستم برفت و با تو در افتاد
زود بیفتد ز با چو رفته ز دست است
زلف تو در چشم ما بی تدش صید
زانکه به دریا فکنده این همه شست است
باد به گلزار زانک بوی نو آورد
شاخ گل تازه را همیشه شکست است
پیش تو کردند باز وصف قد سرو
مرغ به بانگ بلند گفت که پست است
لطف تو گفتا به مرحبا دهمت دست
لطف تو با ما همیشه از سر دست است
غمزه اش این کمال حاضر دل باش
شیشه نگه دار از آن حریف که مست است
اطلاعات
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چشم مسلمان کش تو کافر مست است
هندوی زلف تو آفتاب پرست است
هوش مصنوعی: چشم تو مانند چشمی است که تنها به زیبایی و جذابیت زلف تو مینگرد، و کافر یا کسی که به عقاید تو ایمان ندارد، به قدری تحت تأثیر قرار گرفته که مانند گیاهان به نور آفتاب روی میآورد.
دل که ز دستم برفت و با تو در افتاد
زود بیفتد ز با چو رفته ز دست است
هوش مصنوعی: وقتی دلم را از دست دادم و به تو وابسته شدم، خیلی زود از دست میرود، مثل چیزی که دیگر به دست نیامده است.
زلف تو در چشم ما بی تدش صید
زانکه به دریا فکنده این همه شست است
هوش مصنوعی: موهای تو در چشم ما مانند دامی است که بیتوجهی، در آن گرفتار شدهایم، چرا که این همه زیبایی به دریای دل ما ریخته شده است.
باد به گلزار زانک بوی نو آورد
شاخ گل تازه را همیشه شکست است
هوش مصنوعی: باد به باغ آمد و بوی تازگی را با خود آورد، اما شاخههای گل همیشه در اثر این باد، آسیب میبینند و میشکنند.
پیش تو کردند باز وصف قد سرو
مرغ به بانگ بلند گفت که پست است
هوش مصنوعی: در مقابل تو، کسانی به طور بلند درباره زیبایی و قد بلندی مانند سرو صحبت کردند، اما مرغ گفت که این زیبایی و بلندی کم ارزشی دارد.
لطف تو گفتا به مرحبا دهمت دست
لطف تو با ما همیشه از سر دست است
هوش مصنوعی: لبخند و مهربانی تو همیشه شامل حال ماست و من با کمال میل به تو پاسخ محبت میدهم.
غمزه اش این کمال حاضر دل باش
شیشه نگه دار از آن حریف که مست است
هوش مصنوعی: نگاه زیرکانهاش، تا چه حد میتواند دل را به خود جلب کند. ای شیشه، مواظب باش که از آن کسی که مست است، دور بمانید.

کمال خجندی