رباعی ۸۶
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی ۸۶ به خوانش سهیل قاسمی
حاشیه ها
می شود گفت اغلب ابیات حافظ که در نهی ریاکاری است از این رباعی الهام گرفته شده.
به جای شیخ زید دیدم و همچنین بیت دوم رو اینجوری دیدم
گفت زیدا هرانچه گویی هستم
اما تو چنان که مینمایی هسی؟
به نظرم اگر این شکل بود بهتر بود:
شیخی به زنی فاحشه گفتا پستی
هر لحظه به آغوش دگری پیوستی
گفتا که من آنچه مینمایم هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟
soheil جان
شیخ به زهد و پاکدامنی تظاهر می کند ، نه زید،
از شیخ طرفداری مکن.
حسن جان .
بیت دوم که نوشتی نا موزون است . همان :
هر لحظه به دام دگری پابستی
درست است
زنده باشید
حدود 55 سال قبل که نسخه آنزمان از رباعیات خیام را داشتم، بنظرم این رباعی بصورت زیر نوشته شده بود.
بنظرم آهنگ ابیات رساتر می باشد.
شیخی به زنی فاحشه گفتا پستی
هرشب به کنار ناکسی بنشستی
گفت شیخا هرآنچه می فرمائی هستم
اما تو چنانکه می نمائی هستی
...
شیخی به کسی گفت که هر دم مستی هر لحظه به دام دگری بنشستی
گفت ای شیخ هر انچه گویی هستم ایا تو چنان که مینمایی هستی؟
سلام
شیخی به کسی گفت که هر دم مستی هر لحظه به دام دگری پیوستی
گفت ای شیخ هر انچه گویی هستم ایا تو چنان که مینمایی هستی؟
دوستان اگر چیزی به اسم وزن در شعر کلاسیک پارسی نمیشناسید، مستدعیست پیشنهاد ندهید. این گونه حداقل بیسوادیتان نزد خودتان میماند.
گفتا و من این جمله که گفتی، هستم
آیا تو چنان که مینمایی، هستی
باعرض سلام
تمام حواشی که دوستان نوشته بودند راخواندم که خیلی در معناومفهوم وپیام اخلاقی این رباعی تغییری را بازگونمیکند بلکه بنظر بنده که این رباعی باساختار دیگررباعیات خیام بسیارمتفاوت است
لازم است عرض کنم بنده نه فیلسوفم ونه ادیب وبیسوادم اما به ادبیات سخت دلبستگی وعلاقه دارم وبدلیل تفاوت ها وصراحت نقادی خیام اورابیشترپیگیری میکنم
ساختار این رباعی بادیگر رباعیات خیام که بنوعی مباحث فلسفی رابه نقد میکشندویابزبان ساده تر هدف ازخلقت بشر را به چالش میکشندکمی تفاوت دارد
دربین نظرات اولین نظر قابل تامل تر بود:
ناشناس نوشته:
می شود گفت اغلب ابیات حافظ که در نهی ریاکاری است از این رباعی الهام گرفته شده.
سلام این وزنی که نوشتید اشتباه است وزن درستش
مفعول مفاعیل فعولن فع لن هست
عرض سلام و ارادت به عزیزان
بنده فک میکنم این رباعی برگرفته از ماجرای عارف بزرگ جنید بغدادیست که به نزد امام هادی فراخوانده شد و در راه عبور از یک کوچه باریک مستی دید
دامن خود جمع کرد و پیش خود گفت نزد فلان کس میروم لباسم مطهر بماند .
مرد مست گفت شیخ من همینم و چیزی از خلق پنهان نمیکنم توچونی؟
و آن شد که مییابد میشد. جنید بر خود براشفت و شد جنیدی که میباید میپاید!
داستان این شعر مربوط به دختری است بنام مریم شیرازی که در نیشاپور روسپی گری می کرد. بانی این کار او هم یک شیخ بود. ولی بعد از مدتی دچار بیماری شد و زمانی که در گوشه ای افتاده بود همان شیخ سفاک به فحاشی کرده و او را فاحشه ای خواند که دچار مریضی است. خیام که نظاره گر این برخورد ملای ستمگر بود این رباعی رو سرود
عزیزان بزرگوار
آنچه که اهل ادب را از یکدیگر متمایز میسازد، عنوان یک رویداد با بهره گیری از زیبا ترین کلمات و چیدن آنها در جملاتی است که خواننده از مسیری زیبا و لذت بخش مقصود راوی را دریابد. ممکن است و خیام سرآمد هنرمندان این چیدمان است.
ممکن است در این رباعی کلمه مستم در طول تاریخ به هستم تبدیل شده باشد اما زیبائی کلام یعنی وزن و قافیه نباید دستخوش مرور زمان گردد. بنظر بنده رباعی انعکاس یافته در صدر کلام دلنشین است.
سلام سوالی داشتم
مصراع سوم چرا هم وزن بقیه مصراع ها نیست؟
این رباعی سست و پیش پاافتاده ، نمیتواند از خیام بزرگ باشد ، هم از نظر زبان سست است و هم از نظر درونمایه که پیش پا افتاده است
اشکان عزیز اینکه شما درونمایه رو متوجه نیستید به معنی کم مایه بودن رباعی نیست. کاملا برعکس این رباعی ناظر به یکی از قدیمیترین بحثهای فلسفه است (رجوع به داستان سقراط در بستر مرگ) و بحث اینه که زهد در بطن خودش ریاکاریه. این بحث رو حافظ به خوبی کریستالی کرده ولی خب بهرحال بسیار پر مایه است اگر متوجه مباحث فلسفیاش باشی و اینکه خیام بر فلسفهٔ یونانی شرح مینوشت و کاملا با این مقاهیم هم آشنا بود.
سلام بچه ها من دیپلم ادبیات سال 1376گرفتم سال 74 کلاس دوم دبیرستان یه دبیر داشتیم استاد عندلیب خودش شاعر بود حتی تخلص ایشان هم یادمه عندلیب بود.هم داستان جالبی تعریف کردن و روی همان حکایت این شعر به اینصورت سروده شده. شیخی به زن فاحشه گفتا مستی هردم در آغوش یکی بنشستی زن گفتا تو هر آنچه گفتی هستم آیا تو آنچه مینمایی هستی
گه زاهد تسبیح به دستم خوانند
گه رند و خراباتی و مستم خوانند
ای وای به روزگار مستوری من
گر زانکه مرا چنانکه هستم خوانند
رباعی از ابوسعید ابوالخیر (شاعر و عارف بزرگ و مشهور قرن چهارم و پنجم هجری)
جمالزاده در داستان معصومه شیرازی این داستان رو باز گو می کند بخوانید جلبه
سلام دوستان تمامی مطالب روخوندم. اینکه کی اینو گفته ویا چه کلمه ای بهتره، جای چ کلمه ای باشه مهم نیست. بتن شعرو ببینید. اینکه چی گفته مهتره. اصلا فکرکنید این شعر روی ی کاغذ آ4 توی جوب افتاده. وشما از توی جوب برداشتین و خوندنش. خوبه که بهش عمل کنیمو ریاکار نباشیم.
والسلام علیکم ورحمت الله
سلام و عرض ادب محضریکایک اساتید
داستان این شعر مربوط به دختری است بنام مریم شیرازی که در نیشاپور روسپی گری می کرد. بانی این کار او هم یک شیخ بود. ولی بعد از مدتی دچار بیماری شد و زمانی که در گوشه ای افتاده بود همان شیخ سفاک به فحاشی کرده و او را فاحشه ای خواند که دچار مریضی است. خیام که نظاره گر این برخورد ملای ستمگر بود این رباعی رو سروده
من ازاین دوست بزرگوار که این حاشیه رو مرقوم فرموده اند تمنادارم منبع درج این قصه را نیز ذکر بفرماین چون برایم جالب ونیز جدید بود
بنده خودم عاشق رباعیات وزین خیام هستم سالهاست که رباعیات خیام را درذاکره ام حفظ کرده ام چون بزبان عربی تسلط دارم تمامی نقدهاوترجمه های این اثر گرانبها رابزبان مادری (پارسی)ونیز زبان عربی و... پیگیری کرده ام درمیان ترجمه های عربی رباعیات خیام عجیب ترینش از آن احمد رامی ترانه سرای شهیرمصری است که حتی ام کلثوم خواننده اسطوره ای عرب نیزآنرا بااستفاده از ترجمه احمد رامی بانام رباعیات الخیام با آهنگ سازی ریاض السنباطی در دهه 50میلادی بارها بر روی صحنه دراکثرکشورهای عربی وحتی پاریس اجراکرد دوستان میتوانند باسرچ این عبارت نسخه استودیویش راباصدای ام کلثوم بمدت 36 دقیقه استماع بفرمایند (رباعیات الخیام لام کلثوم تسجیل استودیو)
گرچه باسواد وفهم ناقصی که من دارم احساس کردم احمد رامی بجای ترجمه اصل رباعیات خیام خود سعی کرده چیز جدیدی بانام ترانه های خیام ویاکلمات خیام بسراید وبااستفاده از اشتهار خیام آنرا به شاعر هم وطن مامنتسب کند من دریک گفتگوی بسیار قدیمی رادیومصر دراین خصوص از احمد رامی شنیدم که گفت برای فهم و درک بهتر رباعیات خیام من ناچارشدم به فرانسه عزیمت کنم ودرمدت پنج سال فارسی درآنجاآموختم تارباعیات خیام را بفهمم وترجمه کنم
احمدرامی درمطلع رباعیات خیام بزبان عربی رباعی اول راچنین سروده :
سمعتُ صوتاًهاتفاًفی السحر
نادی من الغیب غُفاةَ البشر
هُبُ الملاءُُ کاسَ المُنی قبل
ان تملاءَ کاس العمرِ کفُ القدر
گرچه صفحه کلید گوشی جدیدامکانات اعراب گذاری خوبی ندارد اما نهایت سعی خودم رو کردم تا خواننده دچار اشتباه نشود
بانهایت ادب و احترام وعذرخواهی از اساتید گرامی ونیزامتنان ویژه ازگنحور مرید اهل ادب محمد (سجاد)حائری نسب
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی
هر لحظه با دگری بنشستی
فاحشه گفتا: روزی شیخی به زنی گفتا مستی
هر لحظه با دگری بنشستی
گفتمش مستم هر لحظه با دگری بنشستم
من هر آنچه مینمایم هستم
آیا تو هر آنچه گویی هستی؟
سلام بر همه
آقای احمد نیکو چه زیبا بود این شعر
...انصاف بده ترا رسد این گویی
و در روانکاوی به این میگویند فرافکنی.
با ما تو هرآنچه از ره کین گویی
پیوسته مرا ملحد و بیدین گویی
من خویش به آنچه گویی اقرار کنم
انصاف بده تو را شود کاین گویی
(این رباعی منسوب به خیام است)
درود خدمت دوستان عزیزم
من سالها فکر میکردم این دو بیتی بینظیر در مصراع سوم مشکل وزن داره که قطعا با گذشت زمان یکسری تغییراتی در متون ما ایجاد شده به عمد یا به سهو . با اینحال میخواستم نظرم رو در مورد وزن صحیح این دو بیتی باهاتون به اشتراک بگذارم ،مجددا تاکید میکنم که این فقط نظر شخصی بنده س و چه بسا که اشتباه باشه ولی شک ندارم که در مصرع سوم چیزی کمه .همگی پایدار باشید با احترام.
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دام دگری بنشستی
گفتا شیخا تو هر آنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟
سلام وقت بخیر . نه وزن درست هست و اینی که شما میگید یه هجا اضافه هست. اینجا دو تا ابدال پشت سر هم داره که باعث میشه وزن در خوانش اول اشتباه به حساب بیاد