رباعی ۷۴
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
رباعی ۷۴ به خوانش سهیل قاسمی
آهنگ ها
این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟
حاشیه ها
این رباعی زیباترین جواب وپیام حضرت خیام به آنانی است که اورابی دین می دانند.
انگاراین مردبزگ هزارسال پس ازخودرامی دیده که اینگونه پاسخ گفته است.
روحش شاد
در این افکار بودم که جنابش جهانی را به خود واداشته و هر که هر تعریفی از می و خرقه و مذهب و کفر دارد
دراین بلبشوی اشفته
حضرت خیام همانی است که هست
گر من ز می مُغانه مستم، هستم:
کلمه هستم به چه معناست ؟
مست از می مغانه هستم ؟
یا
اگرچه که مست از می مغانه ام. ولی هستم ؟
آقای دوست طلب
اینطور بخوانید بیشتر مفهوم می شود
گر من ز می مُغانه مستم،آری هستم،
گر کافِر و گَبْر و بتپرستم، آری هستم
شاید می گوید اگر مرا اینطور می بینید ، ببینید ، ولی من زانِ خودم ، همینم که هستم
مانا بوید
شاید بتوان این رباعی اینطور تعبیر کرد که:
.
خود را همانگونه که هستید بپذیرید. نقاط ضعف شما اهمیت ندارند. نقاط ضعفتان را بپذیرید ولی نگران آنها نباشید. تنها نقاط قوت شما هستند که اهمیت دارند. روی آنها تمرکز کنید و آنها را پرورش دهید. هیچکس به شما کمک نخواهد کرد. پس اتکا و اعتماد به نفس را در خود تقویت کنید.
به نظر من شاید منظور حضرت خیام از مصرع اول این باشد که :
اگر من از می مغانه مست باشم در این صورت است که وجود دارم و هستی من معنا دارد.
از دکارت نشنیدهاید؟ من شک میکنم پس هستم. این در گزارههایی فلسفی هستند که شک کردن را دلیل بودن اعلام میکنند. چند صد سال پیش او خیام بزرگ مستی را دلیل بودن خویش اعلام میکند. هر خوانش دیگری از این مصرع نادرست است. من مستم پس هستم.
به به عالی بود.
آقای شجاع زاده، در کامنت اول گفتهاید این پاسخ خیام به کسانی که او را بیدین میدانند است. لطفاً میتوانید بگویید این کدام پاسخ است؟ کجا خیام در این رباعی شهادتین گفته که ما نمیبینیم؟
سلام. بزرگوار عذر من رو پذیرا باشید ولی در تقطیع وزن شعر مفعول مفاعلن مفاعیلن فع هستش.
گر من ز می مغانه مستم، هستم صحیح میباشد.
در ادبیات قدیمی عبری, "من هستم" نامی است که خداوند برای اولین بار خود را به موسی معرفی کرد به زبان عبری "یهوه"
و در عهد جدید مسیحیان نیز "من هستم" نامی است که عیسی مسیح به خود آن را می نامد
برای من بسیار جالب بود که مفهموم این شعر نیز به گمانه های گوناگون بشر از خداوند اشاره دارد در حالی که خداوند همان است که بود و هست و می آید
همه شاعران بزرگ ایرانی شناسه (هویت) ملی میهنی خودشان را در سر لوحه (بقول امروزیها در پلاتفرم) کارهایشان گذارده اند حافظ هم دارد :
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بُوَد فردایی
یعنی داره داد میزنه بابا من نمی خوام مسلمون باشم ولم کنید
گر من زمی مغانه مستم هستم
ور کافر و رند و بت پرستم هستم
هر طایفه ای به من گمانی دارد
من زان خودم چنانکه هستم هستم
موافق مجموعه چاپ (روزن) - طربخانه
درود بر ادیبان عزیز
دوست بزرگوار تا انجایی که من می بینم این رباعی هیچ نشانی از دیندار بودن خیام ندارد
کجای این رباعی زیبا خیام شهادتین گفته که جنابتان دیده و ما از دیدن ان عاجزیم؟
انچه خیام بدان دست پیدا کرده و سوالاتش تا امروز توسط هیچ عالم دینی چه در قالب نثر چه در قالب نظم جواب داده نشده است
هرکسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهٔ من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
هرکسی از ظن خود شد یارمن
از درون من نجست اسرار من
نکته اول " می مغانه" است.
می یا شراب قدمتی طولانی در فرهنگ و تاریخ ایرانیان دارد و یکی از اصیل ترین نماد فرهنگی ایران به شمار می رود و هیچ شاعری نیست که به آن در اشعار خود، اشاره نکرده باشد. شراب شیراز خود یک نمونه بارز فرهنگ در جایگاه جهانی است که هنوز بدین نام می خوانندش. حال پس از سقوط ساسانیان و آیین و کیش ایران باستان و حرامیت آن در مذهب جدید مشخص است که تهیه و مصرف آن فقط در دست کسانی بوده که به آیین و کیش بهدینان خود بوده اند. "مغان" که در فرهنگ نامه ها به معنی مزدیسنی و زرتشتی می باشد، نشانه هویت و کیش گذشته ایرانیان است و "می مغانه" اشاره به شرابی که توسط ایرانیان و بهدینان تهیه می شده دارد، زیرا ما هیچگاه "شراب اعراب" یا "می اسلامی" که صریحاً در آن مذهب حرام است نداشته ایم.
نکته دگر در مصرع دوم و واژگان "کافر" "گبر" "بت پرست" است که خود دلالت دارد به مصرع اول.
واژه "کافر" به معنی بی دین و لا مذهب و به طور اختصاصی به آنکه پیرو ادیان توحیدی نیست اشاره می شود مانند ،مزدکیان، زندقیان و زرتشتیان و امثال آیین کهن ایران که پیرو مذاهب ابراهیمی نبوده اند.
واژه "گبر" نیز علی الاطلاق به بهدینان و زرتشتیان اشاره دراد و بعضی از زبانشناسان معتقد هستند که واژه گبر و گابر و کافر از یک ریشه منشع دارند و به یک معنی نیز هست و نیز واژه "بت پرست" که به اعراب جاهلیت نیز اطلاق می شده است.
از بیت اول چنین می توان نتیجه گرفت که خیام نه تنها با بهدینان و دارندگان آیین باستان ایران حشر و نشر داشته و با آنان شراب یا شراب آنها را می نوشیده، بلکه کسی وی را اصولاً مسلمان نمی پنداشته و شاید او را گبر و کافر و بت پرست هر آیینی دگر می دانند.
بنظرم که خیام منظورش این بوده که، من سرنوشتم محتوم هست از روز ازل. اگر این اتفاقات داره توی زندگی برام میفته پس به حتم همان بوده که آنجا هستم یا بوده ام و حالا هم اینجا_در دنیا_ هستم. یعنی داستانم در دنیا و در روز الست درسته و این دو با هم مطابقت داره! دیگه بقیه موارد هر کسی یه نسبتی از ظن و کیش دلخواه خودش به خیام می چسبونه با اون کاری نداره! میگه من بهتر از همه میدونم چه کاره ام یا شما؟ خودم میدونم هر چه داره برام اتفاق میفته من همون هستم _در عالم فوق_.
ایشون با مکاشفه عرفانی حقیقت خودش رو دریافت و استخراج میکرده و سربسته داره میگه: من میدونم که هستم!
دو تا قضیه است اینجا. یه چیزی که خیام خودش داره راجع بخودش و فلسفه وجود خودش حتی ماقبل از آغاز آفرینش درک می کنه و میگه اتفاقاتی که چه در زندگی روزمره و دنیا و چه در مکاشفات عرفانی ش افتاده است را بصورت شعر عنوان میکنه و میگه به یقین من این هستم و دقیقا من این هستم. یعنی بابا من خیام هستم شاعر هستم منجم هستم من این بودم از آغاز باید این میبودم چون دیده که باید برای این ماموریت میآمده زندگی میکرده خیام نیشابوری میشده و میرفته به همان جا که آمده و ایفای این نقش رو قبول کرده! منتهی یه مقوله هم گمان مردم رو راجع بخودش پاسخ داده و گفته است که من بهتر از شما میدونم که گبرم یا بت پرستم یا شما؟؟ اصل مطلب اینه که بابا من هر چه هستم پس هستم دیگه شما چرا خودتو اذیت می کنی! میگن وقتی انسان از دنیا میره ناگهان همه چیز از جلوی نظرش رد میشه و اون متوجه میشه که همه چیز دقیقا سر جایش اتفاق افتاده و هیچ چیز توی این پازل زندگی جابجا و بی دلیل جورچین نشده بود پس نگران نباش این که برات اتفاق میفته و افتاده همان هست که از پیش تعیین شده بود. یا همان بود، که بودی. حتی اگر اختیار، اختیار کنید باز هم همین اتفاقیست که افتاده و واقعا شما اختیار خودت رو پیاده کرده بودی! دانستن این موضوع تطبیق کار دنیاست با چیزیست که پیش از این در عالم فوق ما اتفاق افتاده. یعنی شما اینی که هستی، بودی. همه چیز درست داره اتفاق میفته! مخصوصا پیام برای ملحدان هست که میگه من خودم "مشاهده و مکاشفه" کردم و دیدم که هستم. حالا تو میگی من کی هستم. خوبه والا...اگر هستم پس هستم. اما نیستم.
حالت اشعار خیام به چالش کشیدن ذهن است.
به نظرم به زبان ساده میگن اگر من از می مغانه مست هستم یا گبر و کافر و بت پرست هستم برام مهم نیست که دیگران راجع به من چی میگن و برای خودم هستم (زان خودم) و به خاطر حرف دیگران خودم رو عوض نمی کنم (چنان که هستم هستم)
درود
از دیدگاه اگزیستانسیالیستی هم میشود مضمون شعر استاد را فهمید ؟!