گنجور

شمارهٔ ۸ - فی الاستیهاب السرج بعد موهبة الفرس

ایا سپهر جنابی که همچو اختچیان
نهد بر ابلق که پیکر تو جوزا زین
چو آفتاب ز خاک درت شرف یابد
بر آستان تو افتد ز طاق خضرا زین
گهی که عزم شبیخون کنی بر انجم چرخ
بسبز خنک فلک بر نه از ثریا زین
ز بهر بنده مخلص چو اسب فرمودی
وزین بتنگ نیاید دلت بفرما زین
پیاده ئیکه ترا رخ نهاد و اسب گرفت
بره نباشد اگر نبود اسب او را زین

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ایا سپهر جنابی که همچو اختچیان
نهد بر ابلق که پیکر تو جوزا زین
هوش مصنوعی: آیا آسمان بزرگی که همچون ستاره‌های درخشان بر اسب رنگارنگی قرار گرفته، شخصیت تو را زیبا و شگفت‌انگیز کرده است؟
چو آفتاب ز خاک درت شرف یابد
بر آستان تو افتد ز طاق خضرا زین
هوش مصنوعی: وقتی خورشید از زمین تو بلند می‌شود، بر درگاه تو می‌افتد و از طاق سبز رنگ نیز پایین می‌آید.
گهی که عزم شبیخون کنی بر انجم چرخ
بسبز خنک فلک بر نه از ثریا زین
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم می‌گیری به ستارگان حمله‌ور شوی، آسمان با رنگ سبز زیبای خود به تو پاسخ می‌دهد و از بلندی‌های ثریا، به تو نگاه می‌کند.
ز بهر بنده مخلص چو اسب فرمودی
وزین بتنگ نیاید دلت بفرما زین
هوش مصنوعی: برای خدمتگزار وفادار خود مانند اسب فرمان دادی و از این تنگی دل، به من بگو که چگونه می‌توانم از این وضعیت رهایی یابم.
پیاده ئیکه ترا رخ نهاد و اسب گرفت
بره نباشد اگر نبود اسب او را زین
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو توجه نشان دهد و تو را به خود جذب کند، نمی‌توانی او را یک بره بی‌خبر تصور کنی، چرا که اگر او زین نداشته باشد، نشانه‌اش این است که اسب ندارد.