شمارهٔ ۱۷۹
چون خطّ تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
سر حدّ ختن خیل شه زنگ بگیرد
مگذار که رخسار تو کائینه حسنست
از آه جگر سوختگان زنگ بگیرد
بی نرگس مخمور تو در مجلس مستان
هر دم دلم از باده ی چون زنگ بگیرد
آهنگ شب از دیده ی من پرس که هر شب
مرغ سحر از ناله ام آهنگ بگیرد
هر دم که شب آهنگ کند ز آتش مهرت
دود دل من راه شباهنگ بگیرد
چون پرتو خورشید رخت بر قمر افتد
از عکس رخت لاله و گل رنگ بگیرد
خون شد دلم از دست سر زلفت و کس نیست
کانصافم از آن هندوی شبرنگ بگیرد
در پسته ی تنگ تو سخن را نبود جای
الا که در و هر سخنی تنگ بگیرد
خواجو ستم و جور و جفا در دل خوبان
ماننده ی نقشیست که در سنگ بگیرد
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون خطّ تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
سر حدّ ختن خیل شه زنگ بگیرد
هوش مصنوعی: وقتی خط زیبای تو بر چهرهام نقش میبندد، احساس میکنم که مرزهای سرزمین ختن را پشت سر میگذارم و به دنیای جدیدی وارد میشوم.
مگذار که رخسار تو کائینه حسنست
از آه جگر سوختگان زنگ بگیرد
هوش مصنوعی: نگذار که چهرهات، که نماد زیبایی است، از زنگ و کثیفی ناشی از آه و حسرت دلسوختگان، آلوده شود.
بی نرگس مخمور تو در مجلس مستان
هر دم دلم از باده ی چون زنگ بگیرد
هوش مصنوعی: در جمع عاشقان، بدون گل نرگس مست تو، قلبم همواره از شراب مانند زنگ به درد میآید.
آهنگ شب از دیده ی من پرس که هر شب
مرغ سحر از ناله ام آهنگ بگیرد
هوش مصنوعی: شب را از چشمانم بپرس که چگونه هر شب، صدای مرغ سحر از نالههای من الهام میگیرد.
هر دم که شب آهنگ کند ز آتش مهرت
دود دل من راه شباهنگ بگیرد
هوش مصنوعی: هر لحظه که شب بخواهد در دل من، با شعلههای عشق تو، دودی به وجود میآید که شب را روشن میکند.
چون پرتو خورشید رخت بر قمر افتد
از عکس رخت لاله و گل رنگ بگیرد
هوش مصنوعی: وقتی نور خورشید به چهرهی تو بیفتد، ماه هم تحت تاثیر زیبایی تو قرار میگیرد و گلها و لالهها از جلوهگری تو رنگ و لعاب میگیرند.
خون شد دلم از دست سر زلفت و کس نیست
کانصافم از آن هندوی شبرنگ بگیرد
هوش مصنوعی: دل من از عشق و زیبایی موهای تو به درد آمده و هیچکس نیست که از آن معشوقهی زیبا برایم به داد بیاید و مرا نجات دهد.
در پسته ی تنگ تو سخن را نبود جای
الا که در و هر سخنی تنگ بگیرد
هوش مصنوعی: در پستهی تنگ تو، جایی برای بیان کلمات نیست؛ جز اینکه در در و هر کلمهای احساس خفقان میکند.
خواجو ستم و جور و جفا در دل خوبان
ماننده ی نقشیست که در سنگ بگیرد
هوش مصنوعی: سختیها و ظلمهایی که بر دل نیکان میرود، مانند نقشی است که بر روی سنگ باقی میماند و نمیتواند محو شود.

خواجوی کرمانی