گنجور

شمارهٔ ۱۷۱

وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
شاه من از طرف بارگاه برآمد
کاکل عنبر شکن ز چهره بر افشاند
روز سپید از شب سیاه برآمد
از در خرگه برآمد آن مه و گفتم
یوسف کنعان مگر ز چاه برآمد
پرده ز رخ برفکند و زهره فروشد
طرف کله برشکست و ماه برآمد
سرو ندیدم که در قبا بخرامید
مه نشنیدم که با کلاه برآمد
بسکه ببارید آب حسرتم از چشم
گرد سراپرده اش گیاه برآمد
شاه پریچهره کان چو طرّه برافشاند
فتنه بیکباره از سپاه بر آمد
هر دم از آن عنبرین کمند دلاویز
ناله دلهای دادخواه برآمد
آه که شمع دلم بمرد چو خواجو
از من دلخسته بسکه آه برآمد

اطلاعات

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
شاه من از طرف بارگاه برآمد
هوش مصنوعی: در زمان سپیده‌دم، هنگامی که ماه نمایان شد، پادشاه من از سمت کاخ بیرون آمد.
کاکل عنبر شکن ز چهره بر افشاند
روز سپید از شب سیاه برآمد
هوش مصنوعی: موهای خوش بو و خوش رنگ او به مانند عطر بر چهره‌اش می‌درخشد و روز روشن از دل شب تاریک بیرون آمده است.
از در خرگه برآمد آن مه و گفتم
یوسف کنعان مگر ز چاه برآمد
هوش مصنوعی: زن را از آن مکان بیرون آمد و با خود گفتم آیا یوسفِ کنعان، آن جوان زیبای داستان، از چاه بیرون آمده است؟
پرده ز رخ برفکند و زهره فروشد
طرف کله برشکست و ماه برآمد
هوش مصنوعی: نماز بهشت باطل شد و زیبایی آن چهره را نشان داد. ستاره‌های درخشنده غروب کردند و ماه آغاز به تابیدن کرد.
سرو ندیدم که در قبا بخرامید
مه نشنیدم که با کلاه برآمد
هوش مصنوعی: من سرو زیبایی را ندیدم که در میان قبا حرکت کند و ماهی را هم نشنیدم که با کلاهی بر بیاید.
بسکه ببارید آب حسرتم از چشم
گرد سراپرده اش گیاه برآمد
هوش مصنوعی: بخاطر شدت احساس حسرتی که دارم، چشمانم به اندازه‌ای اشک می‌ریزند که از زمین گیاهانی سبز روییده‌اند.
شاه پریچهره کان چو طرّه برافشاند
فتنه بیکباره از سپاه بر آمد
هوش مصنوعی: هرگاه شاه پریچهره موهایش را باز کند، فتنه و آشوب ناگهانی از سپاه برمی‌خیزد.
هر دم از آن عنبرین کمند دلاویز
ناله دلهای دادخواه برآمد
هوش مصنوعی: در هر لحظه، عطر دل‌انگیز عنبر به فضا می‌پیوندد و ناله‌های دل‌های جستجوگر و دردکشیده به گوش می‌رسد.
آه که شمع دلم بمرد چو خواجو
از من دلخسته بسکه آه برآمد
هوش مصنوعی: ای کاش شعله دل من خاموش شد، مثل خواجو که از درد و دل‌تنگی‌ خود ناله‌ها برآورد.