گنجور

شمارهٔ ۱۷۰

شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
حلقه ی لعل تو درج گهر آمد
لبت از تنگ شکر شور بر آورد
بشکر خنده ی شیرین چو در آمد
چو نظر در خم ابروی تو کردم
قامت خویشتنم در نظر آمد
چون ز عشق کمرت کوه گرفتم
سیلم از خون جگر بر کمر آمد
گر دمی بر سر بالین من آئی
همه گویند که عمرت بسر آمد
کامم این بود که جان بر تو فشانم
عاقبت کام من خسته برآمد
خواجو آن نیست که از درد بنالد
گرچه پیکان غمش بر جگر آمد

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
حلقه ی لعل تو درج گهر آمد
هوش مصنوعی: شکر که تنگ تو قرار دارد، به اندازه حلقه‌ی لعل تو ارزشمند و گوهرین است.
لبت از تنگ شکر شور بر آورد
بشکر خنده ی شیرین چو در آمد
هوش مصنوعی: لب‌هایت مانند شکر شیرین، با شور و شوق زیبا هستند و با خنده‌ای شیرین، از دل تنگی و غم بیرون آمده‌اند.
چو نظر در خم ابروی تو کردم
قامت خویشتنم در نظر آمد
هوش مصنوعی: وقتی به ابروهای خمیده‌ات نگاه کردم، متوجه شدم که قامت خودم نیز در نظر قرار می‌گیرد.
چون ز عشق کمرت کوه گرفتم
سیلم از خون جگر بر کمر آمد
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر عشق تو به شدت تحت فشار هستم و احساس سنگینی می‌کنم، این فشار به حدی است که خون جگرم بر روی کمرم ریخته می‌شود.
گر دمی بر سر بالین من آئی
همه گویند که عمرت بسر آمد
هوش مصنوعی: اگر لحظه‌ای بر بالین من بیایی، همه خواهند گفت که عمرت به پایان رسیده است.
کامم این بود که جان بر تو فشانم
عاقبت کام من خسته برآمد
هوش مصنوعی: آرزویم این بود که جانم را برای تو فدا کنم، اما در نهایت این آرزو با ناامیدی همراه شد.
خواجو آن نیست که از درد بنالد
گرچه پیکان غمش بر جگر آمد
هوش مصنوعی: خواجو فردی نیست که از درد و رنج شکایت کند، حتی اگر غم و اندوهش به شدت او را آزار دهد.

حاشیه ها

1387/07/18 21:10

ذوقافیتین است.

1395/11/23 01:01
محمد

در جواب دوستی که گفته ذوقافیتین است، ذوقافیتین بیشتر در بیت مصرع اتفاق می افتد، البته اشکال ندارد به این شعر گفت ذوقافیتین... ولی صنعت برجسته ی این شعر جناس مکرر است