شمارهٔ ۱۶۴
چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
دل پر درد مرا مژده ی درمان آرد
جان بشکرانه کنم پیشکش خدمت او
هر نسیمی که مرا مژده ی جانان آرد
چه تفاوت کند از نکهت انفاس نسیم
بلبل دلشده را بوی گلستان آرد
زلف چوگان صفت ار حلقه کند بر رخسار
هر زمان گوی دلم در خم چوگان آرد
هر که را دست دهد حاصل اوقات عزیز
حیف باشد که بافسوس بپایان آرد
در ره عشق مسلمان حقیقی آنست
که بزنّار سر زلف تو ایمان آرد
زاهد صومعه را هر نفسی مست و خراب
نرگس مست تو در حلقه ی مستان آرد
اگر از چشمه ی نوش تو زلالی باید
کی خضر یاد لب چشمه ی حیوان آرد
باز صورت نتوان بست که نقّاش ازل
صورتی مثل تو در صفحه ی امکان آرد
دیگران سبزه ز گلزار ببازار برند
خط سبزت بچه رو سبزه ببستان آرد
گر خیال سر زلف تو نگیرد دستم
کی دل خسته ی من طاقت هجران آرد
هر که با منطق خواجو کند اظهار سخن
دُر بدریا برد و زیره بکرمان آرد
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
دل پر درد مرا مژده ی درمان آرد
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم عطر آن موهای پریشان را به مشام میرساند، دل آکنده از درد من بشارت آرامش را دریافت میکند.
جان بشکرانه کنم پیشکش خدمت او
هر نسیمی که مرا مژده ی جانان آرد
هوش مصنوعی: من با شکر و سپاس، جانم را به او تقدیم میکنم، هر نسیمی که خبر از محبوبم به من بیاورد.
چه تفاوت کند از نکهت انفاس نسیم
بلبل دلشده را بوی گلستان آرد
هوش مصنوعی: بوی گلستان برای دل شاداب بلبل فرقی ندارد که از کجاست، زیرا نفس نسیم طراوتبخش آن را به او میرساند.
زلف چوگان صفت ار حلقه کند بر رخسار
هر زمان گوی دلم در خم چوگان آرد
هوش مصنوعی: اگر زلف مانند چوب چوگان به دور چهرهات حلقه بزند، هر لحظه دل من را در لابهلای این بازی میاندازد.
هر که را دست دهد حاصل اوقات عزیز
حیف باشد که بافسوس بپایان آرد
هوش مصنوعی: هر کسی که به دست آوردن زمانهای ارزشمندی را تجربه کند، باید مراقب باشد که این زمانها را بیهوده و بدون بهرهوری صرف نکند.
در ره عشق مسلمان حقیقی آنست
که بزنّار سر زلف تو ایمان آرد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، یک مسلمان واقعی کسی است که به خاطر عشق تو حتی به خاطر بستن کمربند به دور زلفهایت، ایمانش را فراهم کند.
زاهد صومعه را هر نفسی مست و خراب
نرگس مست تو در حلقه ی مستان آرد
هوش مصنوعی: زاهد درون صومعه، با هر نفس در حال مستی و خرابی است، اما نرگس مست تو، در جمع مستان دیگران حضور دارد.
اگر از چشمه ی نوش تو زلالی باید
کی خضر یاد لب چشمه ی حیوان آرد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از چشمهی نوشای تو بهرهمند شوی و طراوت بگیری، باید به یاد جمال خضر، که به لب چشمهی حیات نزدیک است، بیفتی.
باز صورت نتوان بست که نقّاش ازل
صورتی مثل تو در صفحه ی امکان آرد
هوش مصنوعی: نمیتوان چهرهای را که خداوند از ابتدا برای تو خلق کرده، پوشانید. نقاشی که این صورت زیبا را آفریده، نمیتواند از اثر خود دست بکشد و آن را در این دنیا به نمایش نگذارد.
دیگران سبزه ز گلزار ببازار برند
خط سبزت بچه رو سبزه ببستان آرد
هوش مصنوعی: دیگران گلهای زیبا و سرسبز را از باغ و بازار میچینند، ولی خط سبز تو مانند سبزهای است که کودکانه به گلزار میبرد.
گر خیال سر زلف تو نگیرد دستم
کی دل خسته ی من طاقت هجران آرد
هوش مصنوعی: اگر خیال موهای تو به دستم نرسد، دل خسته ی من چگونه میتواند فارغ از دوری تو تاب بیاورد؟
هر که با منطق خواجو کند اظهار سخن
دُر بدریا برد و زیره بکرمان آرد
هوش مصنوعی: هر کسی که با منطق و استدلال خواجو صحبت کند، مانند کسی است که مروارید را به دریا میبرد یا دانههای زیره را به کرمان میآورد.

خواجوی کرمانی