شمارهٔ ۲۴۸
که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
براستی که قدی زین صفت کراست بگو
بجنب چین سر زلف عنبر افشانت
اگر نه قصه ی مشک ختن خطاست بگو
فغان ز دیده که آب رخم برود بداد
ببین سرشک روانم وگر رواست بگو
زچشم ما بجز از خون دل چه می جوئی
وگر چنانک ترا قصد خون ماست بگو
کنون که دامن صحرا پر از گل سمنست
چو آن نگار سمن رخ گلی کجاست بگو
کجا چو زلف کژش هندوئی بدست آید
چو زلف هندوی او کژ نشین و راست بگو
چو آن صنوبر طوبی خرام من برخاست
چه فتنه بود که آن لحظه برنخاست بگو
اگر نه سجده برد پیش چشم جادویش
چرا چو قامت من ابرویش دوتاست بگو
کدام ابر شنیدی بگوهر افشانی
بسان دیده ی خواجو گرت حیاست بگو
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو
براستی که قدی زین صفت کراست بگو
هوش مصنوعی: برخوردن با قامت تو، مثل تکیه گاهی زیبا و مشرف به آسمان است. راست بگو که چه کسی این ویژگیها را دارد و قدش به زیبایی تو میرسد؟
بجنب چین سر زلف عنبر افشانت
اگر نه قصه ی مشک ختن خطاست بگو
هوش مصنوعی: اگر موهای خوشبوی تو را نجنبانی، داستان عطر مشک ختن نادرست خواهد بود. پس بگو!
فغان ز دیده که آب رخم برود بداد
ببین سرشک روانم وگر رواست بگو
هوش مصنوعی: ای وای از چشمانم که سرخی چهرهام کمرنگ میشود. ببین اشکهای ریزان من را، اگر حق است بگو.
زچشم ما بجز از خون دل چه می جوئی
وگر چنانک ترا قصد خون ماست بگو
هوش مصنوعی: از دیدگان ما جز درد و غم چه میخواهی و اگر هدف تو از این کار، گرفتن خون ماست، صریحاً بگو.
کنون که دامن صحرا پر از گل سمنست
چو آن نگار سمن رخ گلی کجاست بگو
هوش مصنوعی: اکنون که دامن طبیعت پر از گلهای خوشبو و زیباست، بگو آن دلبر و زیبای خوشچهره کجاست؟
کجا چو زلف کژش هندوئی بدست آید
چو زلف هندوی او کژ نشین و راست بگو
هوش مصنوعی: کجا میتوان زلفی به زیبایی زلفهای هندو پیدا کرد؟ اگر زلف او کج است، راستش را بگو.
چو آن صنوبر طوبی خرام من برخاست
چه فتنه بود که آن لحظه برنخاست بگو
هوش مصنوعی: وقتی آن صنوبر زیبا و پرنقش و نگار به آرامی حرکت کرد، چه شور و هیجان عجیبی به وجود آمد که در آن لحظه هیچکس نتوانست مقاومت کند. بفرمایید.
اگر نه سجده برد پیش چشم جادویش
چرا چو قامت من ابرویش دوتاست بگو
هوش مصنوعی: اگر زانو نزدهام به پای زیباییاش، پس چرا ابروهایش به زیبایی قامت من است؟ بفرما.
کدام ابر شنیدی بگوهر افشانی
بسان دیده ی خواجو گرت حیاست بگو
هوش مصنوعی: کدام ابر را دیدهای که به زیبایی چشمهای خواجو گوهرهای خود را پاشید؟ اگر تو هم حیا داشته باشی، بگو.

خواجوی کرمانی