گنجور

شمارهٔ ۲۲۴

خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
دیده ی مرغ صراحی بقدح باز کنیم
زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری
از صوامع بدر میکده آواز کنیم
باده از جام لب لعبت ساقی طلبیم
مستی از چشم خوش شاهد طنّاز کنیم
بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند
ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم
چنگ در حلقه ی آن طره طرار زنیم
چشم در عشوه ی آن غمزه ی غماز کنیم
وقت آنست که در پای سهی سرو چمن
برفشانیم سر دست و سرانداز کنیم
کعبه ی روی دلارای پریرویان را
قبله ی مردمک چشم نظر باز کنیم
از لب روی فزا راح مروّج نوشیم
همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم
سایه ی شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد
گرچه کبکیم چه اندیشه ی شهباز کنیم
در قفس چند توان بود بیا تا چو همای
پر بر آریم و برین پنجره پرواز کنیم
چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجو
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
دیده ی مرغ صراحی بقدح باز کنیم
هوش مصنوعی: برخیز و بیایید تا صبح را با شادی و نشاط تجربه کنیم، چشمان‌مان را مانند پرنده‌ای بیدار کنیم و از جام خوشی بهره‌مند شویم.
زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری
از صوامع بدر میکده آواز کنیم
هوش مصنوعی: زاهدان را با نواختن چنگ سحری از مکان‌های مذهبی بیرون می‌آوریم و به سمت میخانه صدا می‌زنیم.
باده از جام لب لعبت ساقی طلبیم
مستی از چشم خوش شاهد طنّاز کنیم
هوش مصنوعی: ما از جام لب زیبای تو شراب می‌طلبیم و می‌خواهیم از نگاه دلربای تو مست و شاداب شویم.
بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند
ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم
هوش مصنوعی: بلبلان زمانی که از درختی سخن می‌گویند، ما داستان قد و قامت این سرو بلندبالا را نقل می‌کنیم.
چنگ در حلقه ی آن طره طرار زنیم
چشم در عشوه ی آن غمزه ی غماز کنیم
هوش مصنوعی: در اینجا، ما در تلاشیم تا با زیبایی و جاذبۀ یک معشوقه، پیوندی عمیق ایجاد کنیم. به نحوی که با لطافت و دقت، به جزئیات ظاهری او توجه کرده و از جاذبه و فریبایی‌اش لذت ببریم. در این میان، نگاهی معنادار به او داریم و از احساسات و نشانه‌های عشقی که از او نشأت می‌گیرد، بهره‌مند می‌شویم.
وقت آنست که در پای سهی سرو چمن
برفشانیم سر دست و سرانداز کنیم
هوش مصنوعی: زمان آن فرا رسیده است که در زیر سایه‌های زیبا و بلندی از سرو چمن، سر خود را بر زمین بگذاریم و برای خوابیدن، آرامش بیابیم.
کعبه ی روی دلارای پریرویان را
قبله ی مردمک چشم نظر باز کنیم
هوش مصنوعی: به سوی زیبایی‌های دلربا و دلنشین، که مانند کعبه برای مردم محترم و محبوب است، نگاه کنیم و آن را مرکز توجه خود قرار دهیم.
از لب روی فزا راح مروّج نوشیم
همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم
هوش مصنوعی: از زبان زیبا و دلنشین تو نوشیدنی می‌نوشیم، مثل عیسی که پس از آن معجزه‌ای بزرگ به انجام رساندیم.
سایه ی شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد
گرچه کبکیم چه اندیشه ی شهباز کنیم
هوش مصنوعی: وقتی سایه‌ی پرندگان بزرگ مانند سیمرغ بر ما می‌افتد، حتی اگر ما مانند کبک باشیم، باید به فکر شجاعت و بلند پروازی باشیم.
در قفس چند توان بود بیا تا چو همای
پر بر آریم و برین پنجره پرواز کنیم
هوش مصنوعی: در قفس نمی‌توان مدت طولانی ماند، بیایید با هم پرهای خود را باز کنیم و از این پنجره پرواز کنیم.
چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجو
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
هوش مصنوعی: زمانی که باغ دوباره جوان و سرزنده شد، ای خواجو، بیا تا صبحگاهان با هم به شادی و خوشحالی بپردازیم و لذت ببریم.