شمارهٔ ۲۲۲
ای لاله برگ خوش نظرت گلستان چشم
یاقوت آبدار تو قوت روان چشم
خیل خیال خال تو بیند بعینه
در هر طرف که روی کند دیدبان چشم
دور از توام ز دیده نماند نشان ولیک
بر خاک درگه تو بماند نشان چشم
یکدم بیاد آن لب و دندان دُر نثار
خالی نشد ز گوهر و لعلم دکان چشم
روز سپید اگر نه بروی تو دیده ام
یا رب سیاه باد مرا خان و مان چشم
ای بس که ما بسوزن مژگان کشیده ایم
زنجیره های جعد تو بر پرنیان چشم
چون می روی کجا نشود ملک دل خراب
ما را که رود می رود از ناودان چشم
پستان سیمگون تو با اشک لعل ما
آن نار سینه آمد و این ناردان چشم
خواجو نگر که رسته ی پروین ز تاب مهر
هر صبح بیتو چون گلسد ز آسمان چشم
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای لاله برگ خوش نظرت گلستان چشم
یاقوت آبدار تو قوت روان چشم
هوش مصنوعی: ای لالهٔ زیبا، زیبایی تو در باغ گلها مانند چشمان یاقوتی است که رطوبت و درخشش خاصی دارد و وجود تو روح و جان چشمها را قوت میبخشد.
خیل خیال خال تو بیند بعینه
در هر طرف که روی کند دیدبان چشم
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه کند، چشم نگهبان خیال خال تو را به روشنی میبیند.
دور از توام ز دیده نماند نشان ولیک
بر خاک درگه تو بماند نشان چشم
هوش مصنوعی: از دوری تو، اثری از من در چشمها نمیماند، اما بر خاک درگاه تو، نشانهای از اشکهایم باقی میگذارد.
یکدم بیاد آن لب و دندان دُر نثار
خالی نشد ز گوهر و لعلم دکان چشم
هوش مصنوعی: هرلحظه به یاد آن لبها و دندانهای زیبا هستم، که دنیایی از زیبایی و علم را به چشمانم هدیه میدهد.
روز سپید اگر نه بروی تو دیده ام
یا رب سیاه باد مرا خان و مان چشم
هوش مصنوعی: اگر روز روشنی باشد و من تو را نبینم، ای کاش که دنیای من تاریک شود و هیچ سرپناهی نداشته باشم.
ای بس که ما بسوزن مژگان کشیده ایم
زنجیره های جعد تو بر پرنیان چشم
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی و جاذبه چشمان تو، بارها دچار اشک و سوزش شدهایم؛ زنجیرهای پیچیده در موهای تو بر پردهٔ چشمان ما如 یک زیبایی درخشانند.
چون می روی کجا نشود ملک دل خراب
ما را که رود می رود از ناودان چشم
هوش مصنوعی: وقتی تو میروی، کجا میتواند دل ویران ما را به آرامش برساند؟ چرا که اشکها همچون آبی که از ناودانی میریزد، همچنان میریزند.
پستان سیمگون تو با اشک لعل ما
آن نار سینه آمد و این ناردان چشم
هوش مصنوعی: پستان زیبا و نقرهگون تو با اشکهای سرخ من، همچون آتش سینهام آمد و این چشمان زیبا مثل گلی معطر و خوشبو هستند.
خواجو نگر که رسته ی پروین ز تاب مهر
هر صبح بیتو چون گلسد ز آسمان چشم
هوش مصنوعی: بنگر که ستاره پروین چگونه از تابش خورشید هر صبحگاه میرویید و به زیبایی گل در آسمان چشمها میدرخشد.
حاشیه ها
1387/07/19 19:10
در مصرع اول، بیت اول به نظرم «خویش» غلط است. در مصرع اول بیت دوم «بعینه و» غلط مینماید میشود «به عینه او» باشد یا «به عینه».

خواجوی کرمانی