گنجور

شمارهٔ ۲۱۷

مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
پای بند گره طره طرار توایم
کار ما را مکن آشفته و مفکن در پای
که پریشان سر زلف سیه کار توایم
طرب افزای مقیمان درت زاری ماست
زانک ما مطرب بازاری بازار توایم
گر کنی قصد دل خسته ی یاران سهلست
ترک یاری مکن ای یار که ما یار توایم
تو بغم خوردن ما شادی و از دشمن دوست
هیچکس را غم نیست که غمخوار توایم
آخر ای گلبن نورسته بستان جمال
پرده بگشای که ما بلبل گلزار توایم
تا ابد دست طلب باز نداریم از تو
زانک از عهد ازل باز طلبکار توایم
بده ای لعبت ساقی قدحی باده که ما
مست آن نرگس مخمور دلازار توایم
آب بر آتش خواجو زن و ما را مگذار
بر سر خاک بخواری که هوادار توایم

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم
پای بند گره طره طرار توایم
هوش مصنوعی: مدتی است که در این شهر به خاطر تو گرفتار شده‌ام و به نوعی به زیبایی و جاذبه‌های تو وابسته هستم.
کار ما را مکن آشفته و مفکن در پای
که پریشان سر زلف سیه کار توایم
هوش مصنوعی: کار ما را مضطرب نکن و ما را در پای فجایع خود ننداز؛ زیرا ما کسانی هستیم که به خاطر زلف سیاه تو پریشان و آشفته‌ایم.
طرب افزای مقیمان درت زاری ماست
زانک ما مطرب بازاری بازار توایم
هوش مصنوعی: شادی و نشاط خانه تو برای ماست، زیرا ما مانند یک هنرمند در بازار هستیم و تو مرکز این بازار.
گر کنی قصد دل خسته ی یاران سهلست
ترک یاری مکن ای یار که ما یار توایم
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به دل خسته‌ی دوستانت آسیب برسانی، این کار آسانی است. اما ای دوست، از یاری کردن دست برندار که ما همیشه همراه تو هستیم.
تو بغم خوردن ما شادی و از دشمن دوست
هیچکس را غم نیست که غمخوار توایم
هوش مصنوعی: در اینجا بیان می‌شود که در حالی که ما به خاطر تو غمگین هستیم و با مشکلات تو درگیر هستیم، هیچ‌کس از دشمنان و دوستان غم ندارد. ما تنها کسانی هستیم که برای تو دلسوزی می‌کنیم و از وضعیت تو ناراحتیم.
آخر ای گلبن نورسته بستان جمال
پرده بگشای که ما بلبل گلزار توایم
هوش مصنوعی: ای گل تازه و زیبا در باغ، لطفاً پرده خود را کنار بزن که ما بلبلان باغ تو هستیم و عاشق زیبایی‌ات.
تا ابد دست طلب باز نداریم از تو
زانک از عهد ازل باز طلبکار توایم
هوش مصنوعی: ما همیشه دستمان را برای درخواست از تو دراز نگه می‌داریم، چون از ابتداي آفرینش به نوعی به تو بدهکار هستیم.
بده ای لعبت ساقی قدحی باده که ما
مست آن نرگس مخمور دلازار توایم
هوش مصنوعی: به من جامی از شراب بده که ما تحت تاثیر آن چشم‌های خواب‌آلود و دل‌فریب تو هستیم.
آب بر آتش خواجو زن و ما را مگذار
بر سر خاک بخواری که هوادار توایم
هوش مصنوعی: آب را بر آتش خواجو بریز و من را بر سر قبر ذلت نگذار، زیرا ما طرفدار تو هستیم.