شمارهٔ ۲۰۶
آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
وین طرفه که بی رویش کاشانه نمی بینم
بینم دو جهان یکموی از حلقه ی گیسویش
وز گیسوی او موئی در شانه نمی بینم
گنجیست که جز جانش ویرانه نمی یابم
شمعیست که جز عقلش پروانه نمی بینم
از خویش ز بیخویشی بیگانه شدم لیکن
جز خویش در آن حضرت بیگانه نمی بینم
هر چند که جانانه در دیده ی باز آید
تا دیده نمی دوزم جانانه نمی بینم
چون دانه ببیند مرغ از دام شود غافل
من در ره او دامی جز دانه نمی بینم
چندانک بسر گردم چون اشک درین دریا
جز اشک درین دریا دُردانه نمی بینم
اینست که مجنونرا دیوانه نهد عاقل
ورنی من مجنونش دیوانه نمی بینم
تخفیف کن از دورم ساقی دو سه پیمانه
کز غایت سرمستی پیمانه نمی بینم
بفروش بمی خواجو خود را که درین معنی
جز پی مغان کس را فرزانه نمی بینم
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آن ماه پری رخ را در خانه نمی بینم
وین طرفه که بی رویش کاشانه نمی بینم
هوش مصنوعی: من در خانه هیچ نشانی از آن ماه روی زیبا نمیبینم و جالب اینکه بدون او حتی در خانهام هم آرامش نمییابم.
بینم دو جهان یکموی از حلقه ی گیسویش
وز گیسوی او موئی در شانه نمی بینم
هوش مصنوعی: من در دو جهان فقط یک تار مو از حلقهی گیسوی او را میبینم و از گیسویش هیچ مویی در شانهام نمیبینم.
گنجیست که جز جانش ویرانه نمی یابم
شمعیست که جز عقلش پروانه نمی بینم
هوش مصنوعی: این سخن به زیبایی اشاره دارد به موجودیتی ارزشمند که فقط روح و جان آن را میتوان یافت و هیچ چیزی دیگری را در کنار آن نمیتوان به اعتبارش افزود. همچنین به دانشی یا بصیرتی اشاره میکند که تنها با عقل و آگاهی میتوان به آن پی برد، و نه با هیجان و احساسات. در واقع، این گزاره بر ارزش و اهمیت عقل و روح در زندگی تأکید دارد.
از خویش ز بیخویشی بیگانه شدم لیکن
جز خویش در آن حضرت بیگانه نمی بینم
هوش مصنوعی: من از خودم دور شدم و بیخودی را تجربه کردم، اما در آن حالت جز خودم هیچ چیز دیگری نمیبینم.
هر چند که جانانه در دیده ی باز آید
تا دیده نمی دوزم جانانه نمی بینم
هوش مصنوعی: اگرچه محبوب من در برابر چشمانم قرار میگیرد، اما چون به او خیره نمیشوم، او را نمیبینم.
چون دانه ببیند مرغ از دام شود غافل
من در ره او دامی جز دانه نمی بینم
هوش مصنوعی: زمانی که مرغ دانه را ببیند، از دام غافل میشود. من در مسیر او، چیزی جز دانه نمیبینم که به آن توجه کند.
چندانک بسر گردم چون اشک درین دریا
جز اشک درین دریا دُردانه نمی بینم
هوش مصنوعی: هرچقدر که در این دریا بگردم، مانند اشکی در آب، جز اشک و گریه چیزی نمیبینم.
اینست که مجنونرا دیوانه نهد عاقل
ورنی من مجنونش دیوانه نمی بینم
هوش مصنوعی: این به این معناست که مجنون تحت تأثیر عشق دیوانه میشود و ممکن است عاقلها او را دیوانه ببینند. اما من، این دیوانگی را در کسی که مجنون عشق من است، مشاهده نمیکنم.
تخفیف کن از دورم ساقی دو سه پیمانه
کز غایت سرمستی پیمانه نمی بینم
هوش مصنوعی: ساقی، لطفاً مقدار کمی از شراب را از دور برایم بریز، زیرا به قدری مست هستم که خودم نمیتوانم پیمانه را ببینم.
بفروش بمی خواجو خود را که درین معنی
جز پی مغان کس را فرزانه نمی بینم
هوش مصنوعی: خود را برای خوشی و لذت زندگی به مغان بفروش، زیرا در این زمینه هیچ کس را جز پی مغان خردمند نمیدانم.

خواجوی کرمانی