شمارهٔ ۲۰۵
ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
وی دلم یک سر مو و ز سر موئی شده کم
گر دلم باک ندارد ز غم عشق چه باک
ور غمم دست ندارد ز دل خسته چه غم
هم دل گرم کرم نیست درین ره همدل
هم دم مرد گرم نیست درین غم همدم
پیش چشمم ز حیا آب شود چشمه ی نیل
وانگه از نیل سرشکم برود آب بقم
ای بصد وجه رخ خوب تو وجهی ز بهشت
وی بصد باب سر کوی تو بابی زارم
چون کنم وصف جمالت که دورویست ورق
چون دهم شرح غمت چون دو زبانست قلم
من بغوغای رقیب از سر کویت نروم
زانک بی خون حرامی نبود وصل حرم
از تو چون صبر کنم زانک نگردد ممکن
صبر درویش ز الطاف خداوند کرم
خیز خواجو که چو پرگار بسر باید گشت
هر که در دایره ی عشق نهادست قدم
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
وی دلم یک سر مو و ز سر موئی شده کم
هوش مصنوعی: تنم به خاطر غمهایم پر از مو و در موهایم خمیده شده است. دل من تنها به یک سر مو وابسته است و از آنجا کمکم دچار کمبود شدهام.
گر دلم باک ندارد ز غم عشق چه باک
ور غمم دست ندارد ز دل خسته چه غم
هوش مصنوعی: اگر دل من از غم عشق بیخبر است، پس چرا باید نگران باشم؟ و اگر غمم از دل خستهام فاصله دارد، پس چه دلیلی برای ناراحتی وجود دارد؟
هم دل گرم کرم نیست درین ره همدل
هم دم مرد گرم نیست درین غم همدم
هوش مصنوعی: در این مسیر کسی نیست که دلش پر از محبت باشد و در غم هم کسی نیست که همدرد و هم صحبت باقی بماند.
پیش چشمم ز حیا آب شود چشمه ی نیل
وانگه از نیل سرشکم برود آب بقم
هوش مصنوعی: در برابر چشمانم به خاطر شرمم چشمه نیل آب میشود و سپس اشکم از نیل به سمت من میآید.
ای بصد وجه رخ خوب تو وجهی ز بهشت
وی بصد باب سر کوی تو بابی زارم
هوش مصنوعی: ای زیبا روی تو، چهرهات به اندازهی بهشت زیباست و کوچه و خیابان تو هم به تعداد زیادی در ورودی دارد که مرا به سوی خود جذب میکند.
چون کنم وصف جمالت که دورویست ورق
چون دهم شرح غمت چون دو زبانست قلم
هوش مصنوعی: چطور میتوانم زیباییات را توصیف کنم وقتی که دو رو است؟ و چگونه میتوانم غم تو را شرح دهم وقتی که قلم دو زبان دارد؟
من بغوغای رقیب از سر کویت نروم
زانک بی خون حرامی نبود وصل حرم
هوش مصنوعی: من از سر و صدای رقیب در نزدیکی تو دور نمیشوم، زیرا بدون عشق و اشتیاقی عمیق، هیچ برکتی در وصال و نزدیک شدن به حرمت وجود ندارد.
از تو چون صبر کنم زانک نگردد ممکن
صبر درویش ز الطاف خداوند کرم
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم بر تو صبر کنم، در حالی که صبر کردن برای درویش در آغوش رحمت و لطف خداوند امکانپذیر نیست؟
خیز خواجو که چو پرگار بسر باید گشت
هر که در دایره ی عشق نهادست قدم
هوش مصنوعی: برخیز خواجو، چون کسی که در عشق پا گذاشته باید مانند دایرهای بچرخد و حرکت کند.

خواجوی کرمانی