گنجور

شمارهٔ ۲۰۲

با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
با قامتش ز سرو روان در گذشته ایم
پیرانه سر بعشق جوانان شدیم فاش
وز عقل پیرو بخت جوان در گذشته ایم
از ما مجوی شرح غم عشق را بیان
زیرا که ما ز شرح و بیان در گذشته ایم
چو موی گشته ایم ولیکن گمان مبر
کز شاهدان موی میان در گذشته ایم
در آتشیم بر لب آب روان ولیک
از تاب تشنگی ز روان در گذشته ایم
از ما نشان مجوی و مبر نام ما که ما
از بیخودی ز نام و نشان در گذشته ایم
تا در هوای کوی تو پرواز کرده ایم
چون نسر طائر از طیران در گذشته ایم
بر هر زمین که بی تو زمانی نشسته ایم
صد باره از زمین و زمان در گذشته ایم
خواجو اگر چنانک جهانیست از علو
زو درگذر که ما ز جهان در گذشته ایم

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم
با قامتش ز سرو روان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: ما با زیبایی او از وجود حقیقی خود فاصله گرفته‌ایم و با روح لطیف او مانند قامت باشکوه سرو، از زندگی خود جدا شده‌ایم.
پیرانه سر بعشق جوانان شدیم فاش
وز عقل پیرو بخت جوان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: با وجود گذشت زمان و پیری، هنوز به عشق جوانان علاقمند شده‌ایم و از عقل و تجربیات خود گذشته و به آرزوها و شادمانی جوان‌ترها روی آورده‌ایم.
از ما مجوی شرح غم عشق را بیان
زیرا که ما ز شرح و بیان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: نگران نباشید که ما بخواهیم غم عشق را توضیح دهیم، زیرا ما خود از بیان و توضیحات در گذشته‌ایم و تجربه دیگری داریم.
چو موی گشته ایم ولیکن گمان مبر
کز شاهدان موی میان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: اگرچه ما به سن و سالی رسیده‌ایم و موهای‌مان سپید شده، اما این را تصور نکن که از جذابیت و زیبایی‌ که دارد کم شده‌ایم.
در آتشیم بر لب آب روان ولیک
از تاب تشنگی ز روان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: ما در آتش هستیم ولی در کنار آبی که در حال جریان است، با این حال از شدت تشنگی، دیگر چیزی حس نمی‌کنیم.
از ما نشان مجوی و مبر نام ما که ما
از بیخودی ز نام و نشان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: به دنبال نشانه‌ای از ما نباش و نام ما را همراه نبر چون ما از حجاب شخصیت و نام و نشان فراتر رفته‌ایم و به حالت بی‌خودی دست یافته‌ایم.
تا در هوای کوی تو پرواز کرده ایم
چون نسر طائر از طیران در گذشته ایم
هوش مصنوعی: ما در فضای عشق تو اوج گرفته‌ایم، مانند پرنده‌ای که از پرواز خود فراتر رفته است.
بر هر زمین که بی تو زمانی نشسته ایم
صد باره از زمین و زمان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: هر جا که بدون تو زمانی را سپری کرده‌ایم، بارها از زمین و زمان فاصله گرفته‌ایم.
خواجو اگر چنانک جهانیست از علو
زو درگذر که ما ز جهان در گذشته ایم
هوش مصنوعی: اگر خواجو به مقام بلندی دست یافته و جهانی دارد، باید از آن فاصله بگیرد، زیرا ما از دنیای مادی فراتر رفته‌ایم.