شمارهٔ ۱۷۴
بشهریار بگوئید حال این درویش
بشهر یار برید آگهی از این دل ریش
مدد کنید که دورست آب و ما تشنه
حرامی از عقب و روز گرم و ره در پیش
توانگران چو علم بر کنار دجله زنند
مگر دریغ ندارند آبی از درویش
اگر تو زهر دهی همچو شهد نوش کنم
بحکم آنک ز دست تو نوش باشد نیش
بنوک ناوک چشم تو هر که قربان شد
ازو چه چشم توان داشتن رعایت کیش
از آستان تو دوری نکردم اندیشه
چرا که گوش نکردم بعقل دوراندیش
اگر گرفت دلم ترک خویش و بیگانه
غریب نیست که بیگانه گشته است از خویش
بعشوه آهوی روباه باز صیادت
چنان برد دل مردم که گرگ گرسنه میش
بیا و پرده برافکن که هست خواجو را
شکیب کم ز کم و اشتیاق بیش از بیش
شمارهٔ ۱۷۳: پرده ی از رخ بفکن ای خود پرده ی رخسار خویششمارهٔ ۱۷۵: به سوز سینه رسند اهل دل به ذوق سماع
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بشهریار بگوئید حال این درویش
بشهر یار برید آگهی از این دل ریش
هوش مصنوعی: به فرمانروای شهر بگویید حال این درویش چگونه است، و از دل شکستهاش خبر بدهید.
مدد کنید که دورست آب و ما تشنه
حرامی از عقب و روز گرم و ره در پیش
هوش مصنوعی: کمک کنید که هوا گرم است و ما تشنهایم، در حالی که فریبکارانی به ما نزدیک شدهاند و مسیر طولانی در پیش داریم.
توانگران چو علم بر کنار دجله زنند
مگر دریغ ندارند آبی از درویش
هوش مصنوعی: ثروتمندان وقتی که در کنار آب دجله علم و فن را به نمایش میگذارند، دریغ نمیکنند که حتی یک قطره آب هم به درویشها بدهند.
اگر تو زهر دهی همچو شهد نوش کنم
بحکم آنک ز دست تو نوش باشد نیش
هوش مصنوعی: اگر تو زهر به من بدهی، مانند شهد آن را مینوشم، زیرا میدانم که هر چه از دست تو باشد، خواه نیش باشد یا نوش، برای من عزیز است.
بنوک ناوک چشم تو هر که قربان شد
ازو چه چشم توان داشتن رعایت کیش
هوش مصنوعی: هر کسی که دل باختۀ زیباییهای چشمان تو شده است، دیگر نمیتواند چشمی داشته باشد که در برابر این عشق مقاومت کند. این عشق آنقدر طاقتفرساست که رعایت هیچ قاعدهای را نمیتوان کرد.
از آستان تو دوری نکردم اندیشه
چرا که گوش نکردم بعقل دوراندیش
هوش مصنوعی: من از درگاه تو دور نشدهام، چون به عقل دوراندیش توجه نکردهام.
اگر گرفت دلم ترک خویش و بیگانه
غریب نیست که بیگانه گشته است از خویش
هوش مصنوعی: اگر دل من دچار جدایی و غم شود، نباید تعجب کرد که کسی که از نزدیکی و آشنایی دور شده، حالا بیگانه و غریب به نظر میرسد.
بعشوه آهوی روباه باز صیادت
چنان برد دل مردم که گرگ گرسنه میش
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و فریبندگی آهو اشاره میشود که به مانند ترفندهای روباه، دل مردم را بهراحتی میرباید. این جذابیت آنقدر قوی است که حتی گرگ گرسنه نیز به شکار میش فکر نمیکند و به جای آن، مجذوب آهو میشود. بهعبارتی دیگر، زیبایی و جذابیت میتواند حتی قویترین شکارچیان را هم به خود مشغول کند و از هدف اصلیشان دور کند.
بیا و پرده برافکن که هست خواجو را
شکیب کم ز کم و اشتیاق بیش از بیش
هوش مصنوعی: بیاید و پرده را کنار بزنید، زیرا خواجو در حال حاضر صبرش کم و اشتیاقش بسیار زیاد است.

خواجوی کرمانی