شمارهٔ ۱۶۵
بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
گشتیم صید آن صنم دلنواز باز
مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق
همچو تذرو گشت گرفتار باز باز
با ما اساس عربده و کین نهاده است
آن چشم مست تیغ کش تزکتاز باز
فلفل فکنده است بر آتش بنام ما
آن خال هندوئی سیه مهره باز باز
اکنون که در کشاکش زلفت فتاده ایم
ما و کمند عشق و شبان دراز باز
مجنون دلش بحلقه ی زنجیر می کشد
دارد مگر بطره لیلی نیاز باز
با دوستان ز بهر چه در بسته ئی زبان
باز آی و برگشای سر دُرج راز باز
با ما بساز یکنفس آخر که همچو عود
ما را بسوخت مطربه ی پرده ساز باز
خواجو دگر بدام غمت پای بند شد
محود گشت فتنه روی ایاز باز
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
گشتیم صید آن صنم دلنواز باز
هوش مصنوعی: دل را در زلف بلند آن محبوب قفل کردیم و دوباره به دام آن معشوق دلنشین افتادیم.
مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق
همچو تذرو گشت گرفتار باز باز
هوش مصنوعی: پرندهای که در باغ عشق به بلبل میماند، حالا مانند پرندهای کوچک و بیپناه در دام شکارچی گرفتار شده است.
با ما اساس عربده و کین نهاده است
آن چشم مست تیغ کش تزکتاز باز
هوش مصنوعی: چشم مست و زیبا به ما نشان میدهد که زرق و برق و زیباییاش باعث بروز خشونت و کینهجویی شده است.
فلفل فکنده است بر آتش بنام ما
آن خال هندوئی سیه مهره باز باز
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره به جذابیت و زیبایی کسی شده است که با وجود تیرگی و رنگ تیرهاش، برای شخص گوینده بسیار دلنشین و جذاب به نظر میرسد. تصویر فلفل بر آتش، نشاندهنده شدت و حرارت عشق یا جذابیت است، و اشاره به "خال هندوئی" نیز به زیبایی و منحصر به فرد بودن چهره آن شخص اشاره دارد.
اکنون که در کشاکش زلفت فتاده ایم
ما و کمند عشق و شبان دراز باز
هوش مصنوعی: اکنون که در جدال و کشمکش با زلفهای تو گرفتار شدهایم و عشق مانند کمندی ما را محاصره کرده است، شبان نیز در این مسیر طولانی است.
مجنون دلش بحلقه ی زنجیر می کشد
دارد مگر بطره لیلی نیاز باز
هوش مصنوعی: مجنون دلش به زنجیر و وابستگی دچار شده است، شاید به خاطر عشق و نیازش به لیلی.
با دوستان ز بهر چه در بسته ئی زبان
باز آی و برگشای سر دُرج راز باز
هوش مصنوعی: با دوستانت به چه دلیلی در را بستهای؟ زبانت را باز کن و رازها را به اشتراک بگذار.
با ما بساز یکنفس آخر که همچو عود
ما را بسوخت مطربه ی پرده ساز باز
هوش مصنوعی: با ما یک بار به خوبی رفتار کن، زیرا همانطور که بویی از عود میگیرد، ما نیز در آتش موسیقی و نوا سوختهایم.
خواجو دگر بدام غمت پای بند شد
محود گشت فتنه روی ایاز باز
هوش مصنوعی: خواجو به عشق و غم تو گرفتار شده و دوباره زرق و برق چهره ایاز، فتنهانگیز و وسوسهساز گشته است.

خواجوی کرمانی