شمارهٔ ۱۶۴
چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
زین پس من و خیالش و شبهای دیرباز
امروز در جهان بنیازست ناز ما
و او از نیاز فارغ و از ناز بی نیاز
عشاق را اگر بحرم ره نمی دهند
از ره چر برند بآوازه ی حجاز
محمود اگر چنانک مسخر کند دو کون
نبود زهر دو کون مرادش بجز ایاز
رو عشق را بچشم خرد بین که ظاهرست
در معنیش حقیقت و در صورتش مجاز
ای رود چنگ زن که چو عودم بسوختی
چون سوختی دلم نفسی با دلم بساز
در دام زلف سر زده ات مرغ جان من
همچون کبوتریست که افتد بچنگ باز
سرو سهی که هست شب و روز در قیام
چون قامتت بدید بر او فرض شد نماز
خواجو نظر ببعد مسافت مکن که نیست
راه امید بر قدم رهروان دراز
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز
زین پس من و خیالش و شبهای دیرباز
هوش مصنوعی: دست من به آن گیسوی بلند نمیرسد، پس فقط من و یاد او و شبهای قدیمیام خواهیم بود.
امروز در جهان بنیازست ناز ما
و او از نیاز فارغ و از ناز بی نیاز
هوش مصنوعی: امروز در جهان، ما و او از نیازها رهایی یافتهایم و از هر گونه فخر و ناز بینیاز هستیم.
عشاق را اگر بحرم ره نمی دهند
از ره چر برند بآوازه ی حجاز
هوش مصنوعی: اگر به عاشقان اجازه ورود به دریا داده نمیشود، پس از کدام راه باید بروند؟ با صدای حجاز باید بروند.
محمود اگر چنانک مسخر کند دو کون
نبود زهر دو کون مرادش بجز ایاز
هوش مصنوعی: اگر محمود بخواهد که دو جهان را به تسخیر خود درآورد، هیچ کدام از این دو جهان جز ایاز به عنوان مقصود او نخواهد بود.
رو عشق را بچشم خرد بین که ظاهرست
در معنیش حقیقت و در صورتش مجاز
هوش مصنوعی: عشق را با دیدی تیزبین نگاه کن؛ چرا که در ظاهرش فقط نمایی است، اما در عمقش حقیقت نهفته است.
ای رود چنگ زن که چو عودم بسوختی
چون سوختی دلم نفسی با دلم بساز
هوش مصنوعی: ای رود، بزن琴 را، که مانند چوب عود من را سوزاندی. حال که دلم سوخته، با دلم اندکی مدارا کن.
در دام زلف سر زده ات مرغ جان من
همچون کبوتریست که افتد بچنگ باز
هوش مصنوعی: محبت و جذبه تو، جان من را به دام انداخته است، مانند کبوتر بیچارهای که در تله یک شکارچی گرفتار شده است.
سرو سهی که هست شب و روز در قیام
چون قامتت بدید بر او فرض شد نماز
هوش مصنوعی: در هر زمان و مکانی، مانند یک سرو استوار و زیبا که همیشه در حالت ایستاده است. وقتی به قامت تو نگاه میکند، بر او واجب میشود که به تو احترام بگذارد و در مقابلت سجده کند.
خواجو نظر ببعد مسافت مکن که نیست
راه امید بر قدم رهروان دراز
هوش مصنوعی: از دوردستها به آینده نگاه نکن، چون برای مسافران راهی که دراز پیش رو دارند، امیدی وجود ندارد.

خواجوی کرمانی