زلف معشوق
کمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد
سپاه زنگ را ماند چو بر هم تاختن گیرد
معقرب زلف مشکینش معلق بر رخ روشن
چنان چون عنبرین عقرب که زهره در دهن گیرد
گهی همچون شبه باشد که بر خورشید برپاشی
گهی همچون شبی باشد که در روزی وطن گیرد
چو ساکن باشد از جنبش ، مثال قد او دارد
چو دیگر بار خم گیرد نشان قد ِ من گیرد
گهی از گل سلب سازد گهی از مه رقم دارد
گهی رسم صنم آرد گهی طبع سمن گیرد
خم زلفش یکی دام است چون خورشید و مه گیرد
سر زلفش یکی شست است کو سیمین ذَقَن گیرد
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: مهرداد بیات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد
سپاه زنگ را ماند چو بر هم تاختن گیرد
هوش مصنوعی: زلفهای عشق مانند کمندها هستند که با هم در هم تنیده شدهاند. سپاهیان هم وقتی به هم میتازند، به نوعی در هم میآمیزند و به هم میرسند.
معقرب زلف مشکینش معلق بر رخ روشن
چنان چون عنبرین عقرب که زهره در دهن گیرد
هوش مصنوعی: زلف تیره و پُر پیچ و تاب او، به طرز خیالانگیزی بر چهره روشنش افتاده است، مانند عقربی که بویی خوش و شیرین را در دهان خود دارد.
گهی همچون شبه باشد که بر خورشید برپاشی
گهی همچون شبی باشد که در روزی وطن گیرد
هوش مصنوعی: گاهی حالتی دارد که مانند شب است و بر نور خورشید سایه میافکند، و گاهی حالتی دارد که مانند شب است و در روز به آرامی در کنار میآید.
چو ساکن باشد از جنبش ، مثال قد او دارد
چو دیگر بار خم گیرد نشان قد ِ من گیرد
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از حرکت باز بایستد، ارتفاع او مانند دیگران به نظر میرسد، اما وقتی دوباره خم شود، نشان قد و قامت او نمایان میشود.
گهی از گل سلب سازد گهی از مه رقم دارد
گهی رسم صنم آرد گهی طبع سمن گیرد
هوش مصنوعی: گاهی از گل نغمهای میسازد، گاهی از ماه طرح و نقشی میآفریند، گاهی به شکل بتها میپردازد و گاهی به سلیقهی خود به گلها وابسته میشود.
خم زلفش یکی دام است چون خورشید و مه گیرد
سر زلفش یکی شست است کو سیمین ذَقَن گیرد
هوش مصنوعی: زلفهای او مانند دامهایی است که خورشید و ماه در آن گرفتار شدهاند، و در عین حال، یکی از چهرههای او همچون شست (پیشانی) است که زیباییاش مانند برقع سیمین است.