برگردان به زبان ساده
بادِ صبا درآمد، فردوس گشت صحرا
آراست بوستان را نیسان به فرشِ دیبا
هوش مصنوعی: باد خوشی وزید و دشت را بهشتی کرد، باغ را با گلها و زیباییهای بهاری آراست.
آمد نسیمِ سُنبُل با مُشک و با قَرَنفُل
آورد نامهٔ گُل، بادِ صبا به صَهبا
هوش مصنوعی: نسیم خوشبو و خیالانگیز با عطر مشک و دارچین به همراه یک نامه از طرف گل، مانند باد صبحگاهی به سوی مینوشی روانه شده است.
کُهسار چون زُمُرُّد، نقطه زده ز بُسَّد
کز نعتِ او مُشَعْبِد، حیران شدهست و شیدا
هوش مصنوعی: کوهها مانند زمرّد هستند که بر رویشان نقاطی از بسد قرار دارد و به خاطر وصف او، گیج و شگفتزده و عاشق شدهاند.
آبِ کبود بوده، چون آینه زدوده
صندل شدهست سوده، کرده به می مُطرّا
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف زیبایی و صفای آبی آسمان و طبیعت میپردازد. در آن اشاره شده که آب آسمانی به گونهای شفاف و صاف است که همچون آینهای به نظر میآید. همچنین، از حالتی سخن گفته میشود که به وسیلهٔ میخواری، حالتی خوش و شاداب به آن بخشیده شده است. در مجموع، این تصویرها حس لطافت و تازگی را در ذهن القا میکند.
رنگِ نَبید و هامون، پیروزه گشت و گلگون
نخل و خدنگ و زیتون، چون قُبِّههای خضرا
هوش مصنوعی: رنگ شراب و آب، مانند یا شبیه به رنگ آسمان روشن و سبز گشته است و درختان نخل و زیتون نیز خوش رنگ و زیبا به نظر میرسند، همانند گنبدهای سبز و دلپذیر.
دشت است یا سِتَبرَق، باغ است یا خُوَرنَق
یک با دگر مطابق چون شعرِ سعد و اسما
هوش مصنوعی: این متن در مورد زیبایی و هماهنگی طبیعت صحبت میکند. به نظر میرسد که همهچیز در این دشت یا باغ به یکدیگر میآید و هماهنگ است، مانند شعرهای سعدی و اسماعیل. به نوعی، این زیباییها و هماهنگیها یادآور آثاری است که هنری و ادبی دارند و تاثیر عمیقی بر روح انسان میگذارند.
ابر آمد از بیابان چون طیلسان رُهبان
برق از میانش تابان چون بُسّدین چلیپا
هوش مصنوعی: ابر از بیابان مانند عابدینی با پوشش سفید پدیدار شد و از میان آن، نور و درخششی مانند صلیب نمایان گردید.
آهو همی گُرازد ، گردن همی فرازد
گه سوی کوه تازد گه سوی راغ و صحرا
هوش مصنوعی: آهو در حال حرکت است و گردن خود را به اهتزاز درمیآورد. گاهی به سمت کوه میدود و گاهی به سوی دشت و صحرا.
آمد کلنگ فرخ همرنگ چرغ دورخ
همچون سپاه خَلُّخ صف برکشیده سرما
هوش مصنوعی: کلنگ فرخ به رنگ چرغ، مانند سپاه خَلُّخ، در برابر سرما صف کشیده است.
بر شاخ سرو بلبل با صد هزار غلغل
دُرّاج باز بر گل چون عُروه پیش عَفرا
هوش مصنوعی: بلبل بر روی شاخهی سرو نشسته و با صدای زیبا، نغمهسرایی میکند. مانند گلی زیبا که در برابر عروس درخشندگی و شکوه دارد.
قمری به یاسمن بر ساری به نسترن بر
نارو به نارون بر برداشتند غوغا
هوش مصنوعی: قمری بر روی یاسمن نشسته و صدای شوق و شادی سر میدهد، در حالی که پرندهای دیگر بر روی نسترن نشسته و غوغایی ایجاد کرده است. این شور و هیجان در میان درختان نارون نیز ادامه دارد.
باغ از حریر حُلّه بر گل زده مظله
مانند سبز کِلّه بر تکیه گاه دارا
هوش مصنوعی: در باغ، بر روی گلها پارچهای نرم و لطیف مانند حریر کشیده شده که سایهای مانند چتر بر روی آنها میافکند. این چتر سایهسار سبز و دلنشین، به باغ جلوهای خاص میدهد و همچون تکیهگاهی برای دنیای زیبا و پرشکوه آن است.
گلزار با تأسف خندید بی تکلّف
چون پیش تخت یوسف رخسارهٔ زلیخا
هوش مصنوعی: باغ با حسرت و بدون رودربایستی لبخند زد، مانند چهرهٔ زلیخا که در برابر یوسف حاضر است.
گل باز کرده دیده باران برو چکیده
چون خوی فرو دویده بر عارض چو دیبا
هوش مصنوعی: گل با طراوتی که باز شده، چشمانش را به باران سپرده و چون باران بر چهرهاش چکیده؛ زیباییاش به قدری دلانگیز است که مانند دیبا بر روی صورتش جلوهگر شده است.
گلشن چو روی لیلی یا چون بهشت مولی
چون طلعت تجلّی بر کوه طور سینا
هوش مصنوعی: هنگامی که چهره لیلی در میان گلزار میدرخشد یا مانند بهشت معصوم است، زیبایی او همچون ظهور نور بر کوه طور سینا میتابد.
سرخ و سیه شقایق هم ضدّ و هم موافق
چون مؤمن و منافق پنهان و آشکارا
هوش مصنوعی: در این جهان، شقایقهای سرخ و سیاه نمایانگر تضاد و همسویی هستند، مانند مؤمنان و منافقان که در برخی صفات مشابه و در برخی دیگر کاملاً متفاوتند؛ یکی از آنها درون خود را پنهان میکند و دیگری خود را به وضوح نشان میدهد.
سوسن لطیف و شیرین چون خوشه های پروین
شاخ و ستاک نسرین چون برج ثور و جوزا
هوش مصنوعی: سوسن با لطافت و شیرینی خود شبیه خوشههای ستاره پروین است و شاخه و ساقه نسرین به زیبایی برجهای ثور و جوزا میماند.
وان ارغوان به کَشّی با صدهزار خوشّی
بیجادهٔ بدخشی برتاخته به مینا
هوش مصنوعی: درختان ارغوان با زیبایی بینظیر و شادیهای فراوان، در راهی پر پیچ و خم و دشوار، به سمت گلهای خوشرنگ و زیبا گسترده شدهاند.
یاقوت وار لاله بر برگ لاله ژاله
کرده بدو حواله غواص دُرّ دریا
هوش مصنوعی: لالهای که مانند یاقوت میدرخشد، بر روی برگ خود قطرات صبحگاهی را گذاشته و به نوعی زیبایی و جذابیتش را به نمایش گذاشته است، مانند غواصی که در عمق دریا، جواهرات گرانبها را جستجو میکند.
شاه اسپرغم رسته چون جعد برشکسته
وز جای برگسسته کرده نشاط بالا
هوش مصنوعی: شاه اسپرغم که نماد قدرت و شجاعت است، بهگونهای آزادانه و با وقار در حرکت است و همچون موهای پریشان، زیبایی و جذابیتی خاص دارد. او پس از مدتی استراحت و آرامش، دوباره با انرژی و نشاط به اوج خود رسیده و حالتی پرشور و شاداب از خود بروز میدهد.
وان نرگس مصور چون لؤلؤ منور
زر اندرو مدوّر چون ماه بر ثریا
هوش مصنوعی: این نرگس زیبا همانند مروارید درخشان است و مانند ماه درخشان در آسمان بر روی ستارهای درخشنده قرار دارد.
عالم بهشت گشته عنبرسرشت گشته
کاشانه زشت گشته صحرا چو روی حورا
هوش مصنوعی: دنیا به زیبایی بهشتی خود را زینت داده و آنچه در آن زیباست، به جلوهای خوشبو و دلنشین تبدیل شده، اما به رغم این زیبایی، زندگی گاهی در بینظمی و زشتی خود نمایان میشود، بهگونهای که در دل صحرا و دور از زیباییها، اندوه و تلخی به چشم میخورد.
ای سبزهٔ خجسته از دست برف جسته
آراسته نشسته چون صورت مُهنّا
هوش مصنوعی: ای سبزهٔ خوشبخت و زیبا، که از زیر برف آزاد شدهای و به شکل زیبا و مرتب رو به روی ما نشستهای همچون چهرهٔ زیبایی.
دانم که پرنگاری سیراب و آبداری
چون نقش نوبَهاری آزادهطبع و برنا
هوش مصنوعی: من میدانم که تو همچون گلی تازه و با طراوت، همیشه شاداب و سرشار از زندگی هستی.
گر تخت خسروانی ور نقش چینیانی
ور جوی مولیانی پیرایهٔ بخارا
هوش مصنوعی: اگر تخت شاهان و یا نقشهای ظریف چینی و یا جویهای زیبا و قدیمی بخارا وجود داشته باشد، این همه زیبا و جذاب است.
هم نگذرم سوی تو هم ننگرم سوی تو
دل ناورم سوی تو اینک چک تبرّا
هوش مصنوعی: من نه به سمت تو میروم و نه به تو نگاه میکنم؛ دل پر از دلتنگیام برای تو. اکنون فقط حالم را بیان میکنم.
کاین مشکبوی عالم وین نوبهار خرم
بر ما چنان شد از غم چون گور تنگ و تنها
هوش مصنوعی: این دنیا مانند عطر مشک است و بهار خوشبوی آن بر ما چنان تأثیر گذاشت که غم و اندوه باعث شده ما احساس کنیم در گوری تنگ و تنها هستیم.
بیزارم از پیاله وز ارغوان و لاله
ما و خروش و ناله کنجی گرفته مأوا
هوش مصنوعی: از پیاله و گلهای ارغوان و لاله بدجوری بیزارم و از صدای ناله و گریهای که در کنارم به گوش میرسد، خستهام.
دست از جهان بشویم عزّ و شرف نجویم
مدح و غزل نگویم مقتل کنم تقاضا
هوش مصنوعی: من از دنیای مادی کناره میگیرم و نه به دنبال افتخار و عظمت هستم، نه به مدح و شعر میپردازم و فقط به دنبال رهایی از خواستههایم هستم.
میراث مصطفی را فرزند مرتضی را
مقتول کربلا را تازه کنم تولّا
هوش مصنوعی: من اراده دارم تا یاد و خاطره میراث پیامبر را و همچنین فرزند امیرالمؤمنین و شهید کربلا را زنده کنم و به آنها محبت دلی داشته باشم.
آن نازش محمد پیغمبر مؤیَّد
آن سید ممجّد شمع و چراغ دنیا
هوش مصنوعی: این بیت به شخصیت و مقام بالای پیامبر اسلام، محمد (ص)، اشاره دارد و آن را به عنوان شخصیتی نازنین و محترم توصیف میکند. او به عنوان چراغ و روشنایی دنیا شناخته میشود و مقامش در میان مردم بسیار ارجمند و ستوده است.
آن میر سربریده در خاک خوابنیده
از آب ناچشیده گشته اسیر غوغا
هوش مصنوعی: آن فرماندهای که سرش بریده شده و در خاک خوابیده، بدون آنکه بویی از آب ببرد، گرفتار هیاهو و آشوب شده است.
تنها و دلشکسته بر خویشتن گرسته
از خان و مان گسسته وز اهل بیت آبا
هوش مصنوعی: شخصی به تنهایی و با دل شکسته در حالیکه از خانواده و منزل خود جدا شده است، به یاد آبا و اجدادش به شدتی احساس گرسنگی میکند.
از شهر خویش رانده وز ملک برفشانده
مولی ذلیل مانده بر تخت ِ ملک مولی
هوش مصنوعی: از وطن خود طرد شده و به دور از سرزمینش، مولایی که در قدرت و سلطنت قرار دارد، در وضعیت حقیری به سر میبرد.
مجروح خیره گشته ایام تیره گشته
بدخواه چیره گشته بیرحم و بیمحابا
هوش مصنوعی: در روزگار سخت و دشوار، دل شکسته و غمگین شدهام. روزها به تیرهروزانی میگذرد و در اطرافم، بدخواهی و کینهتوزی چیره گشته است. بیرحمی و نادیدهگیری در همه جا احساس میشود.
بیشرم شمر کافر ملعون سنان ابتر
لشکر زده برو بر چون حاجیان بطحا
هوش مصنوعی: بیا و با بیشرمی و وقاحت، دشمن رانده شده را که عذابی و ملعون است، به یاد بیاور، او که در کنار لشکر آمده و همچون حاجیان در سرزمین بطحا است.
تیغ جفا کشیده بوق ستم دمیده
بیآب کرده دیده تازه شده معادا
هوش مصنوعی: عذاب و ستم به انسان آسیب رسانده و به او بیرحمی کرده، چشمانش را بینهایت غمگین کرده و او را از زندگی تازهاش محروم کرده است.
آن کور بسته مطرد بیطوع گشته مرتد
بر عترت محمد چون ترک غزّ و یغما
هوش مصنوعی: شخصی که کور و ناخواسته از حق منحرف شده است، مانند ترکهایی که غارت میکنند، از نسل پیامبر محمد(ص) دور افتاده و به راهی نادرست رفته است.
صفین و بدر و خندق حجت گرفته با حق
خیل یزید احمق یک یک به خونْش کوشا
هوش مصنوعی: در جنگهای صفین، بدر و خندق، که هر کدام دلیل و نشانهای از حقانیت دارند، یزید احمق به تنهایی به خونریزی مشغول است و تلاش میکند.
پاکیزه آل یاسین گمراه و زار و مسکین
وان کینههای پیشین آن روز گشته پیدا
هوش مصنوعی: آل یاسین، که پاک و مبرا هستند، در حال حاضر گمراه، درمانده و بینوا شدهاند. و آن کینهها و دشمنیهای گذشته اکنون به وضوح نمایان شدهاند.
آن پنجماهه کودک باری چه کرد ویحک !
کز پای تا به تارک مجروح شد مفاجا
هوش مصنوعی: این کودک پنج ماهه چه کار کرده است که از سر تا پایش زخم شده و در حالتی ناگهانی و عجیب قرار دارد!
بیچاره شهربانو مصقول کرده زانو
بیجاده گشته لؤلؤ بر درد ناشکیبا
هوش مصنوعی: شهر بانو با زانوهایی زیبا و نرم معروف شده است، اما به خاطر درد و رنجی که دارد، به وضعیت ناخوشایندی رسیده است.
آن زینب غریوان اندر میان دیوان
آل زیاد و مروان نظّاره گشته عمدا
هوش مصنوعی: زینب، که در میان افراد بیرحم و ظالم آل زیاد و مروان قرار دارد، بهطور عمدی به عنوان تماشاگر و بیننده قرار گرفته است.
مؤمن چنین تمنی هرگز کند ؟ نگو ، نی !
چونین نکرد مانی، نه هیچ گبر و ترسا
هوش مصنوعی: مؤمن هرگز چنین آرزویی نمیکند. بگو نه! زیرا نه او و نه هیچ بتپرست یا مسیحی چنین نمیخواهد.
آن بیوفا و غافل غره شده به باطل
ابلیسوار و جاهل کرده به کفر مبدا
هوش مصنوعی: آن شخص بیوفا و نادان، به دلیل نادانی و فریفتگی، به راه باطل رفته و مانند ابلیس شده است و در کفر و انکار حقیقت غرق شده است.
رفت و گذاشت گیهان دید آن بزرگ برهان
وین رازهای پنهان پیدا کنند فردا
هوش مصنوعی: او رفت و از جهان گذشت و بزرگترین دلیل و براهین را مشاهده کرد و رازهای نهان را آشکار خواهند کرد.
تخم جهان بیبر این است و زین فزونتر
کهتر عدوی مهتر نادان عدوی دانا
هوش مصنوعی: جهان بدون وجود برتر و بهتری نمیتواند به حیات خود ادامه دهد، و از این گذشته، دشمنی که نادان است، از دشمنی که دانا است، ضعیفتر و کممقدارتر خواهد بود.
بر مقتل ای کسایی برهان همی نمایی
گر هم بر این بپایی بیخار گشت خرما
هوش مصنوعی: افرادی که در مرگ دیگران شجاعت و جسارت نشان میدهند، اگر بر این موضوع پافشاری کنند، میتوانند زندگی را به گونهای تغییر دهند که مانند درخت خرما بیخاره شود و آسیب نبیند.
مؤمن درم پذیرد تا شمع دین بمیرد
ترسا به زر بگیرد سمّ خر مسیحا
هوش مصنوعی: مؤمن به خاطر حفظ دین خود تا زمانی که شمع ایمان روشن است، میپذیرد که در مشکلات و سختیها مالی را از دست بدهد. اما فردی که به ایمان خود پایبند نیست، تنها به دنبال منافع مادی است و حتی ممکن است به دست آوردن ثروت را بر انتخابهای درست ترجیح دهد.
تا زندهای چنین کن دلهای ما حزین کن
پیوسته آفرین کن بر اهل بیت زهرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندهای، این کار را انجام بده؛ دلهای ما را غمگین کن و مدام بر اهل بیت زهرا رحمت بفرست.