شمارهٔ ۷
به غم دوست فکندیم دل خرّم را
خرّم آن دل، که گزیده است غم عالم را
خنک آن دم که زند بردل ریشم خنجر
زخم اگر دوست زند خود چه کنم مرهم را
من دیوانه پری زاده بسی دیدم لیک،
نیست این حسن و بها، هیچ بنی آدم را
ما سیه روز و رخت مهر و دمت عیسی صبح
رو به ما کن که غنیمت شمریم این دم را
تا پریشان نکنی خاطر ما شیفتگان،
هر دم آشفته مکن طرّه خم در خم را
قطره خون دلم شبنم و رویت خورشید
پرتو مهر فروزان چه کند شبنم را؟
دهنت قطره و در سینه دلم قلزم خون
عجب این است که این قطره نجوید یم را
شادمان زیسته ام با غم عالم عمری
تا مگر خاطر دلدار نبیند غم را
عشق یک روزه اگر کارگر آید، افسر
کمتر از کودک یک ساله کند رستم را
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
به غم دوست فکندیم دل خرّم را
خرّم آن دل، که گزیده است غم عالم را
هوش مصنوعی: به خاطر غم دوست، دل شاداب و خوشحالمان را به غم و اندوه سپردهایم. دل خوشحال ما، که در زندگی درد و غمهای بسیاری را تجربه کرده، اکنون تحت تأثیر غم دوست قرار گرفته است.
خنک آن دم که زند بردل ریشم خنجر
زخم اگر دوست زند خود چه کنم مرهم را
هوش مصنوعی: زمانی را خوشا که از دوستی زخم دل را با خنجر بزنند. اگر این زخم از طرف دوست باشد، من چه کار میتوانم بکنم که مرهمی بر آن بگذارم؟
من دیوانه پری زاده بسی دیدم لیک،
نیست این حسن و بها، هیچ بنی آدم را
هوش مصنوعی: من دیوانههای زیادی را که به خاطر زیباییهای پریزادهها دچار عشق شدهاند دیدهام، اما هیچکدام از این زیباییها و ارزشها به هیچیک از انسانها نمیرسد.
ما سیه روز و رخت مهر و دمت عیسی صبح
رو به ما کن که غنیمت شمریم این دم را
هوش مصنوعی: ما روزهای سخت و تیرهای را میگذرانیم و تویی که چهرهات همچون مهر و دم عیسایی، لطف کن و صبحی مانند آن به ما هدیه کن تا از این لحظههای زندگی استفاده و بهرهبرداری کنیم.
تا پریشان نکنی خاطر ما شیفتگان،
هر دم آشفته مکن طرّه خم در خم را
هوش مصنوعی: برای اینکه دل شیفتگان مثل ما ناراحت نشود، هر لحظه با موهای تابدار و در هم برهم خود، ما را به آشفتگی نیانداز.
قطره خون دلم شبنم و رویت خورشید
پرتو مهر فروزان چه کند شبنم را؟
هوش مصنوعی: قطرهای از دل من بهطور عمیق به احساساتم اشاره دارد و وقتی که میگویم شبنم، به نوعی زیبایی و لطافت را نشان میدهد. در مقابل، رویت مانند خورشید است که نور و گرما میآورد. در اینجا میتوان گفت که زیبایی و درخشش تو چقدر قوی است که نمیتوان آن را با چیزهای کوچک و ناپایدار مقایسه کرد. شبنم، با تمام نازکیاش، نمیتواند با شکوه و درخشش خورشید برابری کند.
دهنت قطره و در سینه دلم قلزم خون
عجب این است که این قطره نجوید یم را
هوش مصنوعی: در دهانت فقط یک قطره است و در دل من دریاچهای از خون وجود دارد. جای تعجب است که این قطره نتواند دریای بزرگ را درک کند.
شادمان زیسته ام با غم عالم عمری
تا مگر خاطر دلدار نبیند غم را
هوش مصنوعی: من با وجود تمام غمهای دنیا، عمری شاد زندگی کردهام تا دل محبوبم هرگز غم را احساس نکند.
عشق یک روزه اگر کارگر آید، افسر
کمتر از کودک یک ساله کند رستم را
هوش مصنوعی: اگر عشق فقط برای یک روز هم تاثیرگذار باشد، میتواند حتی قویترین و پرآوازهترین شخصیتها را به زحمت بیندازد و مانند کودک یک ساله ضعیف کند.