شمارهٔ ۵ - ایضا له
فنون لطف خداوند صدر مجدالملک
نداده هیچ بهایی غلام کرد مرا
شدم ز خامة بیمار او خجل که هنوز
مرا ز دور ندیده قیام کرد مرا
نداده خم چو صراحی بخدمتش کردن
دهان ز خنده لبالب چو جام کرد مرا
چه جادویست سر کلک او؟ که عاشق خویش
چنین بواسطۀ یک کلام کرد مرا
بحضرتش چو مرا راه انبساط نبود
اگر چه آرزوی آن مقام کرد مرا
تواضعش به سر انگشت مردمی از دور
برای سبق فضیلت سلام کرد مرا
خطاب عالی او چون مرا بلندی داد
ز حد گذشته فلک احترام کرد مرا
به نوک کلک که نظّام گوهر هنرست
چو عقد، کارکها با نظام کرد مرا
چو آفتاب شکوهش ز دور بر من تافت
هلال بودم، بدر تمام کرد مرا
نوازشی که بدان کرد بنده را مخصوص
رهین منّت انعام عام کرد مرا
چه عذر خواهم از این تربیت که در حق اوست
ز جور دور فلک انتقام کرد مرا
به یک سلام که فرمود و یاد کرد از من
همه سلامت گیتی بنام کرد مرا
چو صبح دولت او در رخم تبسّم کرد
کنار پر ز ستاره چو شام کرد مرا
زبان عذر ندارم من اندرین معرض
که دست عجز بسر بر لگام کرد مرا
امید هست که در شکر او بنظم آرم
که لطف او همه کاری بکام کرد مرا
صداع حضرت عالی فزون ازین ندهم
که اوستاد ادب این پیام کرد مرا
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
فنون لطف خداوند صدر مجدالملک
نداده هیچ بهایی غلام کرد مرا
هوش مصنوعی: خدای مهربان، از نعمتهایش به من چیزی نداده است که ارزش داشته باشد؛ اما به همین خاطر، من را همچون یک غلام مورد محبت قرار داده است.
شدم ز خامة بیمار او خجل که هنوز
مرا ز دور ندیده قیام کرد مرا
هوش مصنوعی: من از حال زار و بیماری او شرمنده شدم، زیرا هنوز از دور مرا ندیده است و به خاطر من قیام کرده است.
نداده خم چو صراحی بخدمتش کردن
دهان ز خنده لبالب چو جام کرد مرا
هوش مصنوعی: با خم شربت که مانند صراحی است، به او خدمت نکردم، اما خندهام به قدری فراوان بود که چون جامی پر شد، مرا لبالب کرد.
چه جادویست سر کلک او؟ که عاشق خویش
چنین بواسطۀ یک کلام کرد مرا
هوش مصنوعی: چقدر جادویی در کار او وجود دارد که با یک کلامش مرا به عشق خود کشاند.
بحضرتش چو مرا راه انبساط نبود
اگر چه آرزوی آن مقام کرد مرا
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من نتوانستم به حضور او راهی برای خوشحالی و آرامش پیدا کنم، هرچند که آرزوی رسیدن به آن مقام را در دل داشتم.
تواضعش به سر انگشت مردمی از دور
برای سبق فضیلت سلام کرد مرا
هوش مصنوعی: تواضع او باعث شد که مردم از دور به خاطر برتریاش به من سلام کنند.
خطاب عالی او چون مرا بلندی داد
ز حد گذشته فلک احترام کرد مرا
هوش مصنوعی: پیام او به من آنچنان ارزش و بزرگی بخشید که حتی آسمان نیز به خاطر این مقام و بلندای من، به من احترام گذاشت.
به نوک کلک که نظّام گوهر هنرست
چو عقد، کارکها با نظام کرد مرا
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی و هنر در کلام اشاره میکند و میگوید که وقتی قلمش را به کار میگیرد، مانند یک عقد و پیوند محکم، به نظم و ترتیب میرسد و این هنر باعث شده که او به شکوه و زیبایی دست یابد.
چو آفتاب شکوهش ز دور بر من تافت
هلال بودم، بدر تمام کرد مرا
هوش مصنوعی: مثل این است که آفتاب زیباییاش از دور بر من تابید و من مانند هلال ماه بودم که در نهایت به صورت کامل و درخشان تبدیل شدم.
نوازشی که بدان کرد بنده را مخصوص
رهین منّت انعام عام کرد مرا
هوش مصنوعی: نوازشی که او بر من داشت، مرا به حالتی خاص درآورد و من را به خاطر این لطف بزرگ شکرگزار او میدانم.
چه عذر خواهم از این تربیت که در حق اوست
ز جور دور فلک انتقام کرد مرا
هوش مصنوعی: من از این تربیتی که در حق او انجام شده است چه بهانهای میتوانم بیاورم، در حالی که بلای آسمان انتقامم را از من گرفته است.
به یک سلام که فرمود و یاد کرد از من
همه سلامت گیتی بنام کرد مرا
هوش مصنوعی: با یک سلام که او به من داد و از من یاد کرد، تمام خوبیهای دنیا را به نام من ثبت کرد.
چو صبح دولت او در رخم تبسّم کرد
کنار پر ز ستاره چو شام کرد مرا
هوش مصنوعی: زمانی که صبحش را با لبخندی بر چهرهام آغاز میکند، مانند ستارهای در کنارم میدرخشد و وقتی که شب میرسد، همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد.
زبان عذر ندارم من اندرین معرض
که دست عجز بسر بر لگام کرد مرا
هوش مصنوعی: من دلیل و توجیهی برای عذرخواهی ندارم؛ چرا که در این شرایط سخت، تو بر کنترل من چیره شدهای و من ناتوانم.
امید هست که در شکر او بنظم آرم
که لطف او همه کاری بکام کرد مرا
هوش مصنوعی: امید دارم که در قدردانی از او شعرهایی بنویسم، چرا که محبت و مهربانی او همه کارها را به خوبی برای من انجام داده است.
صداع حضرت عالی فزون ازین ندهم
که اوستاد ادب این پیام کرد مرا
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به اندازهای که پیشنهاد میدهم برای شما خدمت کنم، زیرا استاد ادب این پیام را به من ارسال کرده است.
حاشیه ها
1400/02/29 03:04
عین. ح
بیت سوم: گردن