شمارهٔ ۱۲
با لب تو جان شکار زلف تست
با رخ تو کار کار زلف تست
چشمۀ خورشید سوی روی تو
حلقۀ شب گوشوار زلف تست
در عروسیّ جمالت عقل را
دست و پنجه در نگار زلف تست
پر ز عتبر شد کنار عارضت
آن نه خطّست ، آن نثار زلف تست
من چه گویم؟ کز رخت روشنتر ست
فتنه کاندر روزگار زلف تست
صد هزاران دل ربودی و هنوز
شست و پنجه در شمار زلف تست
برزر رخسارم از شنگرف اشک
نقش شد کین دستکار زلف تست
عالمی عشّاق را از مرد و زن
آرزو اندر کنار زلف تست
تا زنخدان تو چاه یوسفست
جان ما زنجیر دار زلف تست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سیاوش جعفری
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
با لب تو جان شکار زلف تست
با رخ تو کار کار زلف تست
هوش مصنوعی: لبهای تو باعث جان گرفتن زلفها هستند و چهرهات در خلق و ایجاد زلفها نقش دارد.
چشمۀ خورشید سوی روی تو
حلقۀ شب گوشوار زلف تست
هوش مصنوعی: چشمهی نور خورشید به سمت چهرهات میتابد و حلقهی تاریکی مانند گوشوارهای از موهایت به دورت میچرخد.
در عروسیّ جمالت عقل را
دست و پنجه در نگار زلف تست
هوش مصنوعی: در مراسم عروسی زیبایی تو، عقل و خرد تحت تأثیر زلفهای تو هستند و نمیتوانند خود را کنترل کنند.
پر ز عتبر شد کنار عارضت
آن نه خطّست ، آن نثار زلف تست
هوش مصنوعی: کنار صورت تو، پر از عطر و خوشبو است، آن خطی که میبینی نیست، بلکه نثار موهای توست.
من چه گویم؟ کز رخت روشنتر ست
فتنه کاندر روزگار زلف تست
هوش مصنوعی: من چه بگویم؟ که زیبایی تو از هر آشفتگی و فتنهای در این زمان بیشتر است.
صد هزاران دل ربودی و هنوز
شست و پنجه در شمار زلف تست
هوش مصنوعی: تو با زیباییات دلهای بسیاری را به تسخیر خود درآوردهای، اما هنوز هم به خاطر زلفهای تو در حال شمردن و فکر کردن به آنها هستم.
برزر رخسارم از شنگرف اشک
نقش شد کین دستکار زلف تست
هوش مصنوعی: بر چهرهام، اشکها همچون رنگ شنگرف نقش بستهاند، زیرا این اشکها نتیجهی نوازشهای زلف توست.
عالمی عشّاق را از مرد و زن
آرزو اندر کنار زلف تست
هوش مصنوعی: عاشقان، چه مرد و چه زن، در آرزوی تو و در کنار زلفت هستند.
تا زنخدان تو چاه یوسفست
جان ما زنجیر دار زلف تست
هوش مصنوعی: زنخدان تو مانند چاه یوسف است، و جان ما به زنجیر زلف تو بسته است.
حاشیه ها
1397/01/22 01:03
nabavar
اشتباه
پر ز عنبر شد کنار عارضت