گنجور

شمارهٔ ۱۶ - در توصیف کربلا

کو طالع و بخت آنکه باشم
در حضرت کربلا ز زوار
چینم گل بوسه بالب شوق
گاهی از درگهی ز دیوار
مالم بر خاک آستانش
هر دم روی نیاز صد بار
آنکه به زبان عجز و زاری
گویم رفیق ره که هشدار
چون در رسدم اجل بناگاه
این است وصیتم که زنهار
گرد رخ من ز خاک آنکوست
ناشسته مرا به خاک بسپار

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کو طالع و بخت آنکه باشم
در حضرت کربلا ز زوار
هوش مصنوعی: کسی که در کربلا حضور داشته باشد و زائر آن مکان مقدس باشد، از خوشبختی و اقبال بزرگی برخوردار است.
چینم گل بوسه بالب شوق
گاهی از درگهی ز دیوار
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، با شوق و علاقه، گل بوسه‌ای را از دیواری در خانه‌ای می‌چینم.
مالم بر خاک آستانش
هر دم روی نیاز صد بار
هوش مصنوعی: هر لحظه بر زمین درگاه او نیازمندانه به خاک مال و دارایی‌ام می‌ریزم و پر از طلب هستم.
آنکه به زبان عجز و زاری
گویم رفیق ره که هشدار
هوش مصنوعی: کسی که به زبان ناتوانی و گریه از او می‌خواهم، ای دوست، هوشیار باش.
چون در رسدم اجل بناگاه
این است وصیتم که زنهار
هوش مصنوعی: زمانی که به مرگ نزدیک شوم، ناگهان به یاد می‌آورم که باید مراقب باشم و احتیاط کنم.
گرد رخ من ز خاک آنکوست
ناشسته مرا به خاک بسپار
هوش مصنوعی: هرگونه زشتی و ناپاکی از چهره‌ام، به خاطر آن کسی است که مرا ناپاک کرده است؛ پس مرا به خاک بسپار.