شمارهٔ ۲۹۶
بیا ای ز سر تا قدم جان پاک
ز هر تن خطاب تو روحی فداک
ز دست توام هرچه آید خوش است
چه آب حیات و چه زهر هلاک
به خاک درت سجده می خواستم
ولی بردم این ارزو را به خاک
مرا تا خیال تو شد مرغ دام
قفس وار دارم دل چاک چاک
به بزم خراباتیان غمت
اگر نیست قندیل روشن چه باک
همین بس که پیر مغان برفروخت
به جام می این تیره دیر مغاک
به راه تو جامی نهاده ست سر
دل دردمند و رخ گردناک
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بیا ای ز سر تا قدم جان پاک
ز هر تن خطاب تو روحی فداک
هوش مصنوعی: بیا ای کسی که جان پاکت از سر تا پا درخشان است، به تواند روحی را که فدای تو شود خطاب کنی.
ز دست توام هرچه آید خوش است
چه آب حیات و چه زهر هلاک
هوش مصنوعی: هر چه از تو به من برسد، برایم خوب است؛ چه زندگیبخش باشد و چه مرگآور.
به خاک درت سجده می خواستم
ولی بردم این ارزو را به خاک
هوش مصنوعی: میخواستم به درگاه تو سجده کنم و احترام بگذارم، اما در عوض، این آرزو را به زمین گذاشتم.
مرا تا خیال تو شد مرغ دام
قفس وار دارم دل چاک چاک
هوش مصنوعی: وقتی که فکر تو در سرم آمد، مثل پرندهای گرفتار در قفس شدم و قلبم را پر از زخمهای عاطفی دارم.
به بزم خراباتیان غمت
اگر نیست قندیل روشن چه باک
هوش مصنوعی: اگر در جمع دوستان شادی و نشاط وجود ندارد، نگران روشن بودن چراغها نباش؛ چرا که این حالت ملالتآور است.
همین بس که پیر مغان برفروخت
به جام می این تیره دیر مغاک
هوش مصنوعی: کافی است که پیر مغان با نوشیدن شراب، این مکان تاریک و عمیق را روشن کرده است.
به راه تو جامی نهاده ست سر
دل دردمند و رخ گردناک
هوش مصنوعی: در مسیر تو، کسی با دل پر از درد و چهرهای غمگین، جامی را قرار داده است.

جامی