شمارهٔ ۲۶۴
کمانداری که در قتلم بود تعجیل تأخیرش
نه تیرش را ز دل کندن توانم نی دل از تیرش
چو بر نخجیر تیر اندازد آن شوخ از خدا خواهم
که آیم در نظر در صیدگه برشکل نخجیرش
در رحمت بود خندان و خوش برمردمان آن رو
مکن گو برمن از چین جبین هر لحظه زنجیرش
گدازد سنگ را آتش دریغا کآتشین آهم
نباشد در دل سنگین جانان هیچ تأثیرش
چه جمعیت دهد زلفش که گر بینم به خواب آن را
نباشد جز پریشانحالی من هیچ تعبیرش
نیاید زآب و گل شکلی بدین خوبی و مطبوعی
همانا دست تقدیر از دل و جان کرده تخمیرش
چو جامی جان دهد بر لوح خاکش این رقم بادا
که جز خوبان نخواهد هیچ کس اخلاص و تکبیرش
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کمانداری که در قتلم بود تعجیل تأخیرش
نه تیرش را ز دل کندن توانم نی دل از تیرش
هوش مصنوعی: کمانداری که قرار بود مرا به قتل برساند، هم در عجله است و هم در تأخیر. نمیتوانم تیرش را از دل جدا کنم و دل را از تیر او رها کنم.
چو بر نخجیر تیر اندازد آن شوخ از خدا خواهم
که آیم در نظر در صیدگه برشکل نخجیرش
هوش مصنوعی: وقتی آن خوشقواره تیر را به سمت شکاری رها کند، از خدا میخواهم که در شکارگاه در نظر او قرار گیرم، به گونهای که شبیه همان شکار باشد.
در رحمت بود خندان و خوش برمردمان آن رو
مکن گو برمن از چین جبین هر لحظه زنجیرش
هوش مصنوعی: در آغوش رحمت، خوشحال و خندان به سر میبرند، اما بر تو نباید خشمگین بود. از چینهای پیشانیات هر لحظه بر من مانند زنجیری سنگینی میکند.
گدازد سنگ را آتش دریغا کآتشین آهم
نباشد در دل سنگین جانان هیچ تأثیرش
هوش مصنوعی: آتش میتواند سنگ را ذوب کند، اما آه سوزان من هیچ تأثیری بر دل سنگین محبوب ندارد.
چه جمعیت دهد زلفش که گر بینم به خواب آن را
نباشد جز پریشانحالی من هیچ تعبیرش
هوش مصنوعی: زلف سریع و پیچیده او چه جمعیتی به من میدهد! اگر او را در خواب ببینم، هیچ تفسیر و دلیل دیگری نخواهم داشت جز اینکه حالت پریشان و نا آرامیام را نشان میدهد.
نیاید زآب و گل شکلی بدین خوبی و مطبوعی
همانا دست تقدیر از دل و جان کرده تخمیرش
هوش مصنوعی: اینطور به نظر میرسد که هیچچیز دیگری به این زیبایی و دلپذیری نمیتواند از آب و گل شکل بگیرد و این نشان میدهد که تقدیر از عمق وجود انسانها آن را ساخته است.
چو جامی جان دهد بر لوح خاکش این رقم بادا
که جز خوبان نخواهد هیچ کس اخلاص و تکبیرش
هوش مصنوعی: وقتی جام جان بر زمین ثبت شود، این نشانه وجود دارد که هیچکس جز نیکان، صداقت و بزرگی او را نخواهد خواست.

جامی