گنجور

بخش ۲

میان دو خردمند سخن عشق می رفت، یکی گفت: خاصیت عشق همیشه بلا و رنج است و عاشق همه وقت محنتکش و بلاسنج. دیگری گفت: خاموش باش همانا که تو هرگز آشتی بعد از جنگ ندیده ای و چاشنی وصال بعد از فراق نچشیده ای. هیچ کس از صافی دلان عشق پیشه لطیفتر نیست و از گران جانان دور ازین اندیشه کثیفتر نی.

پرتو شاهد عشق است جمال دل مرد
کی کند میل جمال آن که به دل نیست جمیل
گر بدین قاعده حجت طلبد نادانی
حجتم بس بود: الجنس الی جنس یمیل

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

میان دو خردمند سخن عشق می رفت، یکی گفت: خاصیت عشق همیشه بلا و رنج است و عاشق همه وقت محنتکش و بلاسنج. دیگری گفت: خاموش باش همانا که تو هرگز آشتی بعد از جنگ ندیده ای و چاشنی وصال بعد از فراق نچشیده ای. هیچ کس از صافی دلان عشق پیشه لطیفتر نیست و از گران جانان دور ازین اندیشه کثیفتر نی.
هوش مصنوعی: در میان دو انسان دانا درباره عشق گفتگو می‌شد. یکی از آن‌ها گفت که ویژگی عشق همیشه درد و رنج است و عاشق همواره باید سختی‌ها را تحمل کند. اما دیگری پاسخ داد که سکوت کن، زیرا تو هرگز آشتی پس از جنگ را ندیده‌ای و طعم وصال پس از جدایی را نچشیده‌ای. هیچ کس در دل پاکان به عشق ورزی لطیف‌تر نیست و کسی که از این تفکر ناپاک دور باشد، از جان‌های با ارزش‌تر است.
پرتو شاهد عشق است جمال دل مرد
کی کند میل جمال آن که به دل نیست جمیل
هوش مصنوعی: پر تو عشق را نشان می‌دهد، اما زیبایی دل مردی که عاشق است، چگونه می‌تواند به زیبایی کسی که در دل او جایی ندارد، تمایل پیدا کند؟
گر بدین قاعده حجت طلبد نادانی
حجتم بس بود: الجنس الی جنس یمیل
هوش مصنوعی: اگر نادانی بخواهد به این قاعده دلیل بیاورد، دلیل من همین بس است: هر چیزی به نوع خود تمایل دارد.