گنجور

شمارهٔ ۱

عید نوروز است و عالم سبز و خندان گشته است
بوستان در حسن چون رخسار جانان گشته است
باد عیسی دم چو کرد احیا اموات خاک را
سبزه ها شد خضر و باران آب حیوان گشته است
غنچه مستور کز باد هوا آبستن است
از حیا در پرده زنگار پنهان گشته است
خنده شیرین گل تا دید باد کوهکن
بس که چون فرهاد در کوه و بیابان گشته است
شد بنفشه در لباس نیل تا نرگس نماند
رعد هم نالان و چشم ابر گریان گشته است
باز پیک عاشقان فرّاشی گل می کند
بلبل از سودای گل فریاد و غلغل می کند
بزم ازین پس چون نگارستان چین باید نهاد
سنبل و گل بر یسار و بر یمین باید نهاد
ور بهار جنّت فردوس داری آرزوی
رخ به بزم پادشاه ملک و دین باید نهاد
خسرو اعظم جمال الدّین که داغ حکم او
از تفاخر انس و جان را بر جبین باید نهاد
شیخ ابواسحق آن شاهی که روز بار او
آسمان را هفت جا سر بر زمین باید نهاد
گر سلیمان و سکندر با جهان آیند باز
هر دو را بر دست او تیغ و نگین باید نهاد
ای حضیض بارگاهت اوج گردون آمده
عشری از اقلیم جاهت ربع مسکون آمده
گر ز خاک پای تو گردی به گردون بر شود
دولتش سرسبز گردد دیده اش انور شود
کلک و رایت گر نپردازد با نظم جهان
فتنه ها بی خواب گردد آسمان بی خور شود
قرص خور بی سکه نام تو کی یابد عیار؟
تا نیابد کیمیا را مس چگونه زر شود؟
گر نسیم لطف تو بر کوه و صحرا بگذرد
خار و خارا در حضیض و تل و گل گوهر شود
ور سموم قهر تو روی آورد بر بحر و بر
از نهیبش آب و آتش باد و خاکستر شود
ز آستان حضرتت تا آسمان آگاه گشت
بنده این آستان شد خاک این درگاه گشت
باد عُنفت چشمه خور را مکدّر می کند
خاک پایت توتیا در چشم اختر می کند
ابر دست گوهرافشان تو در روز عطا
آستین آرزو پر درّ و گوهر می کند
قدّ تو بر هفت مسند چار بالش می زند
تیغ تو دارایی اندر هفت کشور می کند
شمع این نُه طارم فیروزه یعنی آفتاب
خانه عالم ز بهر تو منوّر می کند
آن سعادتها که مکتوب است بر پیشانیت
هر شبی تا روز سعد اکبر از بر می کند
تا شمار عنصر آب و آتش است و خاک و باد
دولتت چون آب و آتش باد و دشمن خاک و باد
بنده ای از بندگان حضرتت جمشید باد
ذرّه ای از آفتاب خاطرت خورشید باد
گاه رزم و بزم تو با دشمنان و دوستان
تیغ زن بهرام باد و چنگ زن ناهید باد
باد سبز و تازه و دایم نوبهار دولتت
تا وزد بر گل نسیم و تا جهد بر بید باد
چرخ و اختر را به اقبالت بسی امّیدهاست
هر که را جز بر تو امّید است ناامّید باد
جاودان بر مسند عزّ و سریر سلطنت
کامرانی کن که عزّ و دولتت جاوید باد
تا شمار عنصر آب و آتش است و خاک و باد
دولتت چون آب و آتش باد و دشمن خاک باد

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: ترکیب بند
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عید نوروز است و عالم سبز و خندان گشته است
بوستان در حسن چون رخسار جانان گشته است
هوش مصنوعی: عید نوروز فرارسیده و دنیا پر از طراوت و شادابی شده است. باغ‌ها به زیبایی چهره محبوبی درخشیده‌اند.
باد عیسی دم چو کرد احیا اموات خاک را
سبزه ها شد خضر و باران آب حیوان گشته است
هوش مصنوعی: زمانی که باد عیسی به زمین وزید و مردگان را زنده کرد، زمین با سبزه‌های تازه رویید و باران به حیات دوباره بخشید.
غنچه مستور کز باد هوا آبستن است
از حیا در پرده زنگار پنهان گشته است
هوش مصنوعی: غنچه‌ای که در پناه و پوشش خود است و از وزش باد خبر دارد، به خاطر حیا و خجالت، در پس پرده‌ای از رنگ و زنگار پنهان شده است.
خنده شیرین گل تا دید باد کوهکن
بس که چون فرهاد در کوه و بیابان گشته است
هوش مصنوعی: وقتی باد کوهکن خنده شیرین گل را می‌بیند، چنان دلش شاد می‌شود که گویی مانند فرهاد، در کوه و بیابان به دنبال عشق و زیبایی می‌گردد.
شد بنفشه در لباس نیل تا نرگس نماند
رعد هم نالان و چشم ابر گریان گشته است
هوش مصنوعی: بنفشه در پوشش نیل در آمده است تا نرگس از بین نرود، رعد هم در اندوه است و چشمان ابر به گریه افتاده‌اند.
باز پیک عاشقان فرّاشی گل می کند
بلبل از سودای گل فریاد و غلغل می کند
هوش مصنوعی: پرنده‌ها دوباره به عشق و زیبایی گل‌های تازه می‌پردازند و بلبل به خاطر عشق به گل، فریاد و سر و صدا می‌کند.
بزم ازین پس چون نگارستان چین باید نهاد
سنبل و گل بر یسار و بر یمین باید نهاد
هوش مصنوعی: از این به بعد، مجلس باید مانند یک باغ زیبای چینی باشد و باید برای زیبایی بیشتر در دو طرف آن، سنبل و گل قرار داد.
ور بهار جنّت فردوس داری آرزوی
رخ به بزم پادشاه ملک و دین باید نهاد
هوش مصنوعی: اگر در بهار بهشت فردوس، آرزوی دیدن چهره‌ات در میهمانی پادشاهی که نماینده ملک و دین است، باید خود را آماده کنی و به آنجا بروی.
خسرو اعظم جمال الدّین که داغ حکم او
از تفاخر انس و جان را بر جبین باید نهاد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیت والای خسرو اعظم جمال الدّین می‌پردازد که نشانه و علامت قدرت او آن‌چنان بزرگ و برجسته است که باید به عنوان یک نشانه بر پیشانی انسان‌ها و روح‌ها قرار گیرد. به نوعی، این بیت از عظمت و جایگاه رفیع او سخن می‌گوید و بیان می‌کند که ویژگی‌های برجسته او نباید نادیده گرفته شود.
شیخ ابواسحق آن شاهی که روز بار او
آسمان را هفت جا سر بر زمین باید نهاد
هوش مصنوعی: در روزی که آن شاه بزرگ به زمین می‌آید، هفت نقطه از آسمان باید بر زمین سجده کنند.
گر سلیمان و سکندر با جهان آیند باز
هر دو را بر دست او تیغ و نگین باید نهاد
هوش مصنوعی: اگر سلیمان و سکندر دوباره به دنیا بیایند، هر دو باید در دست او شمشیر و انگشتری داشته باشند.
ای حضیض بارگاهت اوج گردون آمده
عشری از اقلیم جاهت ربع مسکون آمده
هوش مصنوعی: ای پست‌ترین مکان در حضور تو، آسمان بلندی به خود گرفته است و بخشی از سرزمین‌های مسکونی به برکت مقام تو به شکوه و عظمت دست یافته‌اند.
گر ز خاک پای تو گردی به گردون بر شود
دولتش سرسبز گردد دیده اش انور شود
هوش مصنوعی: اگر خاک پای تو به آسمان برود، خوشبختی‌اش سبز و چشمانش روشن خواهد شد.
کلک و رایت گر نپردازد با نظم جهان
فتنه ها بی خواب گردد آسمان بی خور شود
هوش مصنوعی: اگر قلم و نویسندگی نتوانند با نظم جهان به درستی هماهنگ شوند، آنگاه دنیا پر از فتنه و آشوب خواهد شد و آسمان بدون خورشید می‌ماند و به حالت بی‌خوابی درمی‌آید.
قرص خور بی سکه نام تو کی یابد عیار؟
تا نیابد کیمیا را مس چگونه زر شود؟
هوش مصنوعی: اگر قرص خور بر سکه‌ای نام تو نگذارد، چه کسی می‌تواند ارزش واقعی تو را بشناسد؟ تا زمانی که مس به کیمیا تبدیل نشود، چگونه می‌تواند به طلا تبدیل شود؟
گر نسیم لطف تو بر کوه و صحرا بگذرد
خار و خارا در حضیض و تل و گل گوهر شود
هوش مصنوعی: اگر نسیم محبت تو به کوه‌ها و دشت‌ها بوزد، خارها و سنگ‌ها هم در کنار گل‌ها و جواهرات ارزشمند خواهند شد.
ور سموم قهر تو روی آورد بر بحر و بر
از نهیبش آب و آتش باد و خاکستر شود
هوش مصنوعی: اگر خشم تو بر دریا بوزد، در نتیجه آن، آب و آتش و باد و خاکستر بوجود خواهد آمد.
ز آستان حضرتت تا آسمان آگاه گشت
بنده این آستان شد خاک این درگاه گشت
هوش مصنوعی: از حضور مقدس تو تا آسمان خبر دار شدم. بنده‌ات شدم و خاک این درگاه مقدس شدم.
باد عُنفت چشمه خور را مکدّر می کند
خاک پایت توتیا در چشم اختر می کند
هوش مصنوعی: باد به خاطر وجود چشمه خورشید را آلوده می‌کند و خاک پای تو، مانند گردی در چشم ستاره‌ها اثر می‌گذارد.
ابر دست گوهرافشان تو در روز عطا
آستین آرزو پر درّ و گوهر می کند
هوش مصنوعی: ابر که نمادی از برکت و رحمت است، در هنگام بخشش تو، آستین آرزو را با جواهراتی پر از درّ و گوهر پر می‌کند. این تصویر نشان‌دهنده‌ی فراوانی و زیبایی‌هایی است که به واسطه‌ی لطف و رحمت الهی نصیب آدمی می‌شود.
قدّ تو بر هفت مسند چار بالش می زند
تیغ تو دارایی اندر هفت کشور می کند
هوش مصنوعی: قد تو به اندازه‌ای بلند است که بر هفت مسند جا می‌گیرد و شمشیر تو چنان تندی دارد که دارایی‌های هفت کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
شمع این نُه طارم فیروزه یعنی آفتاب
خانه عالم ز بهر تو منوّر می کند
هوش مصنوعی: شمعی که در این نُه طاق فیروزه‌ای قرار دارد، به معنای روشنایی آفتاب در خانه علم و دانش است که به خاطر تو می‌تابد و فضا را روشن می‌کند.
آن سعادتها که مکتوب است بر پیشانیت
هر شبی تا روز سعد اکبر از بر می کند
هوش مصنوعی: خوشبختی‌هایی که برای تو نوشته شده است، هر شب تا روز خوشبختی بزرگ‌تر برطرف می‌شود.
تا شمار عنصر آب و آتش است و خاک و باد
دولتت چون آب و آتش باد و دشمن خاک و باد
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود عناصر طبیعی مانند آب، آتش، خاک و باد برقرار است، قدرت و سلطه تو نیز همچون آب و آتش برقرار خواهد بود و دشمنان تو نیز همانند خاک و باد خواهند بود.
بنده ای از بندگان حضرتت جمشید باد
ذرّه ای از آفتاب خاطرت خورشید باد
هوش مصنوعی: من بنده‌ای از بندگان تو هستم و امیدوارم که به اندازه‌ای که خورشید به زندگی ما روشنایی می‌دهد، در دل تو نیز جایی داشته باشم.
گاه رزم و بزم تو با دشمنان و دوستان
تیغ زن بهرام باد و چنگ زن ناهید باد
هوش مصنوعی: گاهی باید در برابر دشمنان جنگید و در عین حال با دوستان نیز شاد بود، مانند بهرام که با شمشیرش می‌جنگد و ناهید که با سازش می‌رقصد.
باد سبز و تازه و دایم نوبهار دولتت
تا وزد بر گل نسیم و تا جهد بر بید باد
هوش مصنوعی: باد خنک و تازه‌ای که همیشه در بهار می‌وزد، باعث شکوفایی گل‌ها می‌شود و با وزش خودش بر درخت بید تاثیر می‌گذارد.
چرخ و اختر را به اقبالت بسی امّیدهاست
هر که را جز بر تو امّید است ناامّید باد
هوش مصنوعی: سرنوشت و ستاره‌ها به خاطر تو بسیار امیدوار کننده است. هر کس به غیر از تو به چیزی امید داشته باشد، باید ناامید شود.
جاودان بر مسند عزّ و سریر سلطنت
کامرانی کن که عزّ و دولتت جاوید باد
هوش مصنوعی: برای همیشه بر جایگاه افتخار و تخت سلطنت بنشین و به خوشبختی ادامه بده، زیرا عظمت و قدرتت همیشه باقی باشد.
تا شمار عنصر آب و آتش است و خاک و باد
دولتت چون آب و آتش باد و دشمن خاک باد
هوش مصنوعی: تا زمانی که عناصر طبیعی همچون آب، آتش، خاک و باد وجود دارند، دولت و قدرت تو نیز مانند آب و آتش برپا خواهد بود و دشمنان تو در خاک نابود خواهند شد.