گنجور

شمارهٔ ۵ - من لطایف افکاره فی مدح سلطان ابواسحق طاب ثراه

پیش ازین کاین چارطاق هفت منظر کرده‌اند
وز فروغ مهر عالم را منوّر کرده‌اند
پیش از آن کانواع موجودات در صبح وجود
سر ز بالین کمین گاه عدم بر کرده‌اند
محضر فرماندهی بر نام خسرو بسته‌اند
پادشاهی جهان بر وی مقرّر کرده‌اند
مالک ملک و جمال دین که او را در ازل
حامی ملک حق و دین پیمبر کرده‌اند
برده‌اند اوّل نموداری ز طاق درگهش
بعد از آن بنیاد این پیروزه منظر کرده‌اند
یافتند از آفتاب خاطر وقّاد او
ذره‌ای و نام او خورشید انور کرده‌اند
دیده‌اند از بحر دست راد گوهربخش او
قطره‌ای و نام او دریای اخضر کرده‌اند
کرده‌اند از حلم و لطف و عزم و مهرش بازپس
اقتضای خاک و باد و آب و آذر کرده‌اند
خطبه اقبال او بر چار عنصر خوانده‌اند
سکه القاب او بر هفت کشور کرده‌اند
ملک و دین را در پناه او سکونت داده‌اند
بحر و کان را از نوال او توانگر کرده‌اند
از ضمیر روشن او جام جم انگیختند
وز ثبات حزم او سدّ سکندر کرده‌اند
خسروا! عالم ز بهر جاه تو پرداختند
لیکن اندر خورد جاهت بس محقّر کرده‌اند
پایه قدر ترا آنان که گردون خوانده‌اند
آسمان را با زمین گویی برابر کرده‌اند
فی المثل چندان که از چرخ معلّی تا زمین
قبّه قدر ترا از چرخ برتر کرده‌اند
روز و شب دایم مه و سال از برای این‌هاست
جامه کافوری و مشکین که در بر کرده‌اند
تا برو چوگان تو باشد که آرد سر فرود
هیأت افلاک چون گویی مدوّر کرده‌اند
وز پی آیینه زین کمیت توسنت
قرص خور را کن تأمّل تا چه در خور کرده‌اند
در ازل لشکرکشانت را به سان لشکری
نام‌ها پیروز و منصور و مظّفر کرده‌اند
از نهیب گرز عالم سوز و لطف و قهر تو
دوزخ و نار و بهشت و حوض کوثر کرده‌اند
از برای کسب دولت خاصّ و عام از شرق و غرب
همچو اقبال و سعادت رخ بدین در کرده‌اند
کامرانی کن که در دیوان فطرت بهر تو
هر مرادی را که می‌خواهی میسّر کرده‌اند
نیک‌خواهان ترا افلاک نیکی داده‌اند
بدسگالان ترا انجم بداختر کرده‌اند
خسروا! در خدمتت تقصیر کردم عفو کن
مجرمان هم تکیه‌ای بر عفو داور کرده‌اند
خسروان ملک و دین شاهان اقلیم کرم
جرم بی‌حد دیده‌اند و عفو بی‌مر کرده‌اند
من که دارم حلقه اخلاص تو در گوش جان
پس چرا دایم مرا چون حلقه بر در کرده‌اند
خود چه حدّ من که شاه از چون منی رنجش کند
لیکن از بی‌التفاتی خلق باور کرده‌اند
چار عنصر باد در فرمان جاهت تا ابد
گرچه اعدا با خود این هر چار همبر کرده‌اند
آتش اندر دل گرفته مانده اندر دست باد
آب از دیده روان و خاک بر سر کرده‌اند

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: سید محمدرضا شهیم

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیش ازین کاین چارطاق هفت منظر کرده‌اند
وز فروغ مهر عالم را منوّر کرده‌اند
هوش مصنوعی: قبل از اینکه این چهارطاقی (ساختمان) با هفت نمای مختلف ساخته شود، نور خورشید جهان را روشن کرده است.
پیش از آن کانواع موجودات در صبح وجود
سر ز بالین کمین گاه عدم بر کرده‌اند
هوش مصنوعی: قبل از اینکه انواع موجودات در صبح وجود از خوابگاه عدم بیدار شوند و به هستی قدم بگذارند.
محضر فرماندهی بر نام خسرو بسته‌اند
پادشاهی جهان بر وی مقرّر کرده‌اند
هوش مصنوعی: فرماندهی بر نام خسرو قرار داده شده و سلطنت جهانی برای او تعیین شده است.
مالک ملک و جمال دین که او را در ازل
حامی ملک حق و دین پیمبر کرده‌اند
هوش مصنوعی: مالک این سرزمین و زیبایی دین کسی است که در آغاز خلقت، برای حمایت از ملک حق و دین پیامبر، انتخاب شده است.
برده‌اند اوّل نموداری ز طاق درگهش
بعد از آن بنیاد این پیروزه منظر کرده‌اند
هوش مصنوعی: اوّل از درگاهش طرحی زیبا به نمایش گذاشته‌اند و سپس این نمای جذاب را به وجود آورده‌اند.
یافتند از آفتاب خاطر وقّاد او
ذره‌ای و نام او خورشید انور کرده‌اند
هوش مصنوعی: آنها از آفتاب، اندکی از درخشش و قدرت ذهن او را یافته‌اند و به همین دلیل نامش را خورشید درخشان گذاشته‌اند.
دیده‌اند از بحر دست راد گوهربخش او
قطره‌ای و نام او دریای اخضر کرده‌اند
هوش مصنوعی: افراد از دریا تنها یک قطره از دست بخشنده‌اش را دیده‌اند و به همین دلیل او را دریای سبز نامیده‌اند.
کرده‌اند از حلم و لطف و عزم و مهرش بازپس
اقتضای خاک و باد و آب و آذر کرده‌اند
هوش مصنوعی: با مهربانی و بزرگواری، به خوبی و استقامتش پاسخ داده شده است، اما در عین حال نیازهای طبیعی مانند زمین، باد، آب و آتش هم در نظر گرفته شده است.
خطبه اقبال او بر چار عنصر خوانده‌اند
سکه القاب او بر هفت کشور کرده‌اند
هوش مصنوعی: خطبه و سخنرانی پرشکوه او را بر چهار عنصر زمین، آب، آتش و هوا منتشر کرده‌اند و نشان و القاب او را در هفت سرزمین نصب کرده‌اند.
ملک و دین را در پناه او سکونت داده‌اند
بحر و کان را از نوال او توانگر کرده‌اند
هوش مصنوعی: پادشاهی و دیانت را در سایه‌ی حمایت او قرار داده‌اند و دریا و زمین را از بخشش او بی‌نیاز کرده‌اند.
از ضمیر روشن او جام جم انگیختند
وز ثبات حزم او سدّ سکندر کرده‌اند
هوش مصنوعی: از وجود روشن او، جام جمی که نماد آگاهی و شناخت است، به وجود آمده است و به واسطه‌ی ثبات و دوراندیشی او، دیواری محکم مثل سد سکندر ساخته‌اند.
خسروا! عالم ز بهر جاه تو پرداختند
لیکن اندر خورد جاهت بس محقّر کرده‌اند
هوش مصنوعی: ای خسرو! مردم برای رسیدن به مقام و اعتبار تو زحمت کشیدند، اما در واقع خود مقام تو را بسیار کوچک و بی‌ارزش کرده‌اند.
پایه قدر ترا آنان که گردون خوانده‌اند
آسمان را با زمین گویی برابر کرده‌اند
هوش مصنوعی: آن‌هایی که آسمان را به عنوان مقام و منزلت تو می‌شناسند، گویی زمین و آسمان را برابر کرده‌اند.
فی المثل چندان که از چرخ معلّی تا زمین
قبّه قدر ترا از چرخ برتر کرده‌اند
هوش مصنوعی: به عنوان مثال، به اندازه‌ای که گنبد آسمان از زمین فاصله دارد، تو نیز از چرخ (فلک) برتری یافته‌ای.
روز و شب دایم مه و سال از برای این‌هاست
جامه کافوری و مشکین که در بر کرده‌اند
هوش مصنوعی: روز و شب و ماه و سال برای این افراد است که جامه‌های خوشبو و معطر به تن دارند.
تا برو چوگان تو باشد که آرد سر فرود
هیأت افلاک چون گویی مدوّر کرده‌اند
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو به بازی چوگان مشغولی، ستاره‌ها و آسمان هم به حالت خود سرازیر و گردان به نظر می‌رسند، گویی که همه چیز در دور خود می‌چرخد.
وز پی آیینه زین کمیت توسنت
قرص خور را کن تأمّل تا چه در خور کرده‌اند
هوش مصنوعی: به دنبال آیینه‌ی این لباس سفید، نگاهی به خورشید بینداز و تفکر کن که چه چیزی را به نمایش گذاشته‌اند.
در ازل لشکرکشانت را به سان لشکری
نام‌ها پیروز و منصور و مظّفر کرده‌اند
هوش مصنوعی: در آغاز، سربازان تو را به گونه‌ای نام‌گذاری کرده‌اند که به پیروزی و قدرت مشهور شوند، مانند نام‌های پیروز، منصور و مظفر.
از نهیب گرز عالم سوز و لطف و قهر تو
دوزخ و نار و بهشت و حوض کوثر کرده‌اند
هوش مصنوعی: در اثر قدرت و شدت تاثیرات تو، دوزخ و آتش، بهشت و حوض کوثر همگی شکل گرفته‌اند.
از برای کسب دولت خاصّ و عام از شرق و غرب
همچو اقبال و سعادت رخ بدین در کرده‌اند
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن موفقیت و خوش‌شانسی، از سوی شرق و غرب، همچون اقبال و سعادت، چهره‌ای خاص و برجسته به نمایش گذاشته‌اند.
کامرانی کن که در دیوان فطرت بهر تو
هر مرادی را که می‌خواهی میسّر کرده‌اند
هوش مصنوعی: با خوشبختی زندگی کن، چرا که در خلقت و طبیعت، همه چیز به گونه‌ای فراهم شده که هر آرزویی که داری، به راحتی در دسترس توست.
نیک‌خواهان ترا افلاک نیکی داده‌اند
بدسگالان ترا انجم بداختر کرده‌اند
هوش مصنوعی: خیرخواهان و نیکوکاران به تو خوبی و نیکی عطا کرده‌اند، اما بدسگالان و افرادی که نیت‌های بد دارند، تو را در معرض مشکلات و سختی‌ها قرار داده‌اند.
خسروا! در خدمتت تقصیر کردم عفو کن
مجرمان هم تکیه‌ای بر عفو داور کرده‌اند
هوش مصنوعی: ای خسرو! من در خدمتت اشتباهاتی کرده‌ام، لطفاً مرا ببخش. حتی گناهکاران هم به رحمت و بخشش قاضی امید دارند.
خسروان ملک و دین شاهان اقلیم کرم
جرم بی‌حد دیده‌اند و عفو بی‌مر کرده‌اند
هوش مصنوعی: شاهان و بزرگان زمین، همواره گناهان فراوانی را مشاهده کرده‌اند و بخشش‌های بی‌پایانی را انجام داده‌اند.
من که دارم حلقه اخلاص تو در گوش جان
پس چرا دایم مرا چون حلقه بر در کرده‌اند
هوش مصنوعی: من که عشق و محبت تو را در وجودم احساس می‌کنم، چرا همیشه باید مانند حلقه‌ای که به در آویزان است، منتظر بمانم؟
خود چه حدّ من که شاه از چون منی رنجش کند
لیکن از بی‌التفاتی خلق باور کرده‌اند
هوش مصنوعی: انسانی که خود را در مرتبه‌ای پایین می‌بیند، نباید از اینکه شاه به او توجهی نکرده است ناراحت شود. زیرا این نشان‌دهنده بی‌توجهی عموم مردم است و نه لزوماً عدم ارزش او.
چار عنصر باد در فرمان جاهت تا ابد
گرچه اعدا با خود این هر چار همبر کرده‌اند
هوش مصنوعی: چهار عنصر (آب، آتش، باد و خاک) همیشه در دست تو و تحت فرمان تو هستند. هرچند دشمنان تلاش کرده‌اند که این چهار عنصر را به خود نزدیک کنند و از آن‌ها بهره ببرند، اما قدرت تو همواره بر آن‌ها تسلط دارد.
آتش اندر دل گرفته مانده اندر دست باد
آب از دیده روان و خاک بر سر کرده‌اند
هوش مصنوعی: آتش در دل شعله‌ور است و در دستان باد خاموش مانده، اشک از چشمانم جاری است و خاک بر سرم ریخته‌اند.